
دو قهرمان در اکشن نظامی خسته کننده فیلم سرزمین بد Land of Bad 2024 وجود دارد که یکی از آنها قانع کننده تر از دیگری است. در طول ماموریت گروگان گیری که بد انجام می شود، هر دو قهرمان با تروریست هایی می جنگند که در یک صحنه تثبیت کننده سر یک گروگان را می برند و بعداً در مورد تفاوت واقعی ما و آنها فلسفه می ورزند.
«سرزمین بد» زمانی که به قهرمان شماره 1، یعنی گروهبان توانا اما بی تجربه نیروی هوایی جی.جی. "پلی بوی" کینی (لیام همسورث). همسورث یک مرد اکشن قابل باور است، به لطف رقص اکشن و فیلمسازی قوی. همبازی او، راسل کرو، حتی اگر با توجه به نقش آزاردهنده او به عنوان قهرمان شماره 2، قدردانی از بازی او سخت تر است، دست و پاگیر نیست. کرو نقش کاپیتان ادی «ریپر» گریم را بازی می کند، خلبان هواپیمای بدون سرنشین از نظر اجتماعی بی دست و پا، اما از نظر حرفه ای ماهر که سعی می کند کینی را از تروریست ها و موشک ها دور کند و سپس در نهایت به سمت نجات هدایت کند.
کرو زمانی که با چشمان درشت به کناره های مانیتورهای کامپیوتری خیره می شود، بسیار دوست داشتنی است، و اطلاعات را با بانوی حامی خود، گروهبان نیا برانسون (چیکا ایکوگوه) منتقل می کند و برون یابی می کند. وقتی گریم به صراحت به نکته مهم فیلم می پردازد، جذابیت بسیار کمتری دارد، همه چیز در مورد شکست ارتش در حمایت از حرفه ای های توانا و فداکاری مانند گریم است، که باید در بالای تپه بجنگند تا جدی گرفته شوند. "سرزمین بد" ممکن است خود را به عنوان یک تریلر ماموریت نجات پس از "Black Hawk Down" بفروشد، اما اغلب یک سخنرانی دراماتیزه شده است در مورد اینکه واقعاً چه چیزی در ارتش آمریکا و جنگ مدرن اشتباه است.
گریم به عنوان نگهبان کینی، سرباز غرق شده، اما توانا همسورث را در حالی که او تیراندازی می کند، بالا می رود و در جستجوی گروگانی با اولویت بالا از قلمرو دشمن می گذرد، راهنمایی می کند. زندانی مورد نظر یک جاسوس سیا است که در حال جمع آوری اطلاعات در مورد یک دلال اسلحه خطرناک روسی است. هنگامی که تیم کینی با دشمنان تشنه خون خود درگیر می شود، هیچ کدام از اینها مهم نیست، که طبق برخی از روایت های مقدماتی روی صفحه، در میان "خشن ترین گروه های افراطی در جنوب آسیا" هستند.
سازندگان «سرزمین بد» بیشتر آنتاگونیستهای فیلمشان را به موانعی کلی برای کینی تقلیل میدهند، به جز چند صحنه کلیدی که نشان میدهند چرا واقعاً بدترین هستند. این آدمهای بد (به طور خلاصه) از روانپریشی خود لذت میبرند، زندانیان خود را در زندان غار «اره» شکنجه و اعدام میکنند. لحظاتی پس از اصرار کینی، یک تروریست مستعد شکنجه به خود می بالد: «من در چشمان مردی نگاه می کنم و انتخابم را صمیمی می کنم.»
پس زمان مناسب چه زمانی است؟ شاید نه در "سرزمین بد"، جایی که قهرمان شماره 1 به ندرت سرعت خود را به اندازه کافی کاهش می دهد تا خودش را توضیح دهد، در حالی که قهرمان شماره 2 احتمالاً باید همین روند را دنبال کند. گریم یک آدم عصبی عصبی است، یک فرد تنهای انرژیزا که با سرهنگ بداخلاق (و بهویژه جوانتر) ویرجیل پکت، با بازی دنیل مکفرسون، بسیار مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. برای انسانسازی گریم دردسرهایی کشیده میشود، بیشتر در زمان کمدیهای ارزانقیمت او درباره اینکه چقدر حقیر است، اما در عین حال فرومایه است.
خصوصیات گریم در مورد صندلی کارش. او کار بزرگی در مورد غلاف های قهوه به سبک Keurig انجام می دهد و وقتی به برانسون می گوید که عروسی "احتمالاً بزرگترین مراسم اجتماعی بشریت است." گریم همچنین تنها کسی است که میتواند کینی را ایمن بازگرداند، شخصیتپردازی سادهای که با توجه به صحنههای فریبنده و فراوان گریم، عمدتاً غیرقابل تحمل است. چرا قهرمان شماره 2 اینقدر در این فیلم وجود دارد یا واقعاً چرا باید اینقدر درباره او بدانیم تا ارتباط او با قهرمان شماره 1 مهم باشد؟
گریم به طور تصادفی انگشت خود را به این موضوع می اندازد که چرا بیشتر صحنه های او اینقدر تحریک کننده هستند، هم به عنوان یک شکست دراماتیک و هم دفاع از صحنه های وحشتناک و گاهی هیجان انگیز کینی. او در مورد همسر چهارم خود، لطیفه قدیمی را به برانسون میگوید که چگونه میتوان تشخیص داد کسی گیاهخوار است یا خیر. با خودش می خندد: «به تو می گویند.
هر صحنه «سرزمین بد» که در آن شخصیتها به شما نشان میدهند که چرا در کاری که انجام میدهند بهترین هستند، معمولاً فریبنده است، حداقل در مقایسه با زمانی که عاجزانه سعی میکنند شما را بهعنوان آدمهای گوشتی و خونین ببینند. کارگردان ویلیام یوبانک قبلاً ظرافت فنی و درک قوی خود را در ویژگی های قبلی، مانند ماجراجویی فاجعه 2020 به رهبری کریستن استوارت، «زیر آب» ثابت کرده است. بنابراین تعجب آور نیست که ببینیم صحنه های اکشن «سرزمین بد» به طرز ترسناکی متحرک و حتی زیبا هستند، زیرا به صورت پویا و سرعتی روشن هستند و به طور کلی پر از هیجان هستند. یک حمله موشکی هوابرد که دامنهای از شبهنظامیان (و کامیونشان!) را بیرون میکشد و به آتش میکشد، به عنوان ویترینی قوی برای آنچه جدیدترین نسخه Eubank ارائه کرده است، عمل میکند.
در دفاع ضعیف خود، «سرزمین بد» لذتهای سادهای را ارائه میکند، مانند زمانی که میلو ونتیمیلیا، که در این فیلم نیز حضور دارد، با بشقاب شام شکسته به گردن یک تروریست میکوبد. یوبانک و همکارانش اگر فقط یک برنامه نویس خوش صدا می ساختند، ممکن بود فیلم بهتری ارائه کنند. همانطور که هست، «سرزمین بد» یک درام دلخراش با برخی هیجانهای فیلم اکشن است.