
چند ماه قبل، به واسطه یکی از آگهیهای استخدام نویسنده و تولیدکننده محتوا، با شرکتی ارتباط برقرار کردم. بعد از دریافت رزومه، از من خواستند که نمونهای آزمایشی از محتوا برایشان آماده و ارسال کنم. نمایندهی شرکت، موضوعی را برایم فرستاد با مضمون: آنباکسینگ گوشی آیفون 13 پرومکس!؛ از من خواسته شد بر اساس دستورالعمل و راهنمایی که در اختیارم قرار گرفته، محتوایی 1500 کلمهای درباره «جعبهگشایی از گوشی آیفون 13 پرومکس» بنویسم. تاکید شده بود که:
خب، من نهایتا یا باید ویدئویی از آنباکسینگ این مدل گوشی را در یوتیوب یا آپارات پیدا میکردم یا باید نوشته فرد دیگری را میخواندم تا از آنباکسینگ آیفون سر در بیارم. و در مرحله بعد بتوانم محتوایی یونیک! تهیه کنم. ضمن اینکه برایم جای سوال بود که مگر میشود با 1500 کلمه، به همه ابعاد این دستگاه پرداخت!. از نماینده شرکت عذرخواهی کردم که چون به طور کلی، آشنایی با گوشی آیفون، نمیتوانم این متن را تهیه کنم. در حال حاضر که گاهگاهی به صورت فریلنسری، به تولید محتوا میپردازم متوجه شدهام که تا چه اندازه کیفیت محتواهای تولیدی به واسطه بازنویسیهای متعدد و ناشیانه و از سر ناآگاهی به حاشیه رفته است.
به طور مثال، عناوین یکی از پروژههایی که دیدهام این بود: تولید یک محتوای 4000 کلمهای درباره دلایل سیاه شدن صفحه نمایش تلویزیون سامسونگ. از نویسنده خواسته شده بود که دلایل و علل این نقص را با دقت، تبیین کند و راهحلها و راهکارهای رفع آن را نیز بازگو نماید. طبق معمول محتوا باید یونیک باشد. طبیعتا اکثر نویسندگان، با چند جستجوی ساده، اطلاعات زیادی درباره این نقص پیدا میکنند و آنها را به زبان خودشان بازنویسی و تحویل کارفرما میدهند. کارفرما هم خوشحال از این که محتوای یونیکی به دست آورده، آن را در وبسایت خودش منتشر میکند!. در صورتی که عملا محتوای جدیدی تولید نشده و بازنویسی از محتواهای موجود انجام شده است. شخصا فکر میکنم با این روندی که تولیدمحتوای متنی، به عنوان یک حرفه و شغل دم دستی، محسوب شده، کیفیت محتواها به مرور دچار تغییر خواهد شد.