چایت را بنوش



نا امید نباش

به قول نیما

چایت را بنوش

نگران فردایت هم نباش

حتی من را هم

می توانی

فراموش کنی

چون قرار است

از گندم زار من و تو

مشتی کاه بماند

برای بادها

برای آشیان پردندگان

و چند عکس یادگاری

و نامه هایی که من برایت

عاشقانه

در شبی مهتابی

می نوشتم

شبی که ماه کامل بود

پس آرام بخواب

این ها می گذرند

و کسی یادش نخواهد ماند

تمام بی قراری هایم را

پس چایت را بنوش

و نگران فردایت هم نباش...



هجده مرداد

تابستان98