آزادی، عدالت، صلح

بررسی مفاد مطرح‌شده در اعلامیه‏‌ی حقوق بشر و مقایسه‏‌ی آن با حقوق بشر اسلامی

یاسمن کارگر/ دانشجوی مقطع کارشناسی رشته‌ی مهندسی و علم مواد دانشگاه صنعتی شریف

بعد از فاجعه‌‏ی «ناسیونال سوسیالیسم» در آلمان و جنایات نژاد‏پرستانه‌‏ی هیتلر علیه یهودیان، و ژاپنی‌ها علیه چینی‌ها، مخالفان این اعمال و مردم کشور‏های دیگر اتحادی جهانی برای تشکیل یک نظم جهانی با عنوان «اعلامیه‌‏ی جهانی حقوق بشر» به‌وجود‏آوردند که قرار شد بر پایه‌ی ارزش‏‌های بشریت نوین باشد. اعلامیه‌ای که تلاش انسان برای دستیابی به حقوق فردی و اجتماعی در طول تاریخ، زمینه‏‌های لازم را برای تصویبش فراهم کرد. چند سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم، هنوز بسیاری ازشهر‌ها ویران بودند و این شهر‌های مخروبه، میزبان سربازان ناتوان‌گشته و معلولی بودند که تنها ره‌آوردشان، رنج و اندوه بیش‌تر برای خانوادگان جنگ‌زده‌شان بود. این‏ شرایط مصیبت‌بار انسان‌های بی‌چاره‌ا‌ی که در گوشه‌به‌گوشه‌ی جهان، جنگ زندگی آنان را رنگ مرگ پاشیده بود، جامعه‏‌ی بشری را مصمم برای تصویب این اعلامیه کرد. سرانجام نیز در سال 1948 بیانیه‌ی حقوق بشر به تصویب رسید و مجمع عمومی سازمان ملل، اعلامیه‏‌ی جهانی حقوق بشر را آرمان مشترک تمام ملت‌‏ها اعلام کرد. عهدی بین‏‌المللی که درباب حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مدنی و سیاسی می‌باشد و همه‏‌ی افراد و نهاد‏های جامعه بایستی این اعلامیه را در نظر داشته ‏باشند و تلاش‏ کنند که این حقوق و آزادی‌‏ها را رعایت کنند. حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به صرف انسان‌بودن از آن بهره‌مند می‌شود. اعلامیه‏‌ی حقوق بشر یک دستاورد بزرگ بشری در زمینه‌‏ی حقوق فردی و اجتماعی افراد است. نمی‌توان شرایط پیش و پس از این اعلامیه را یکسان در نظر گرفت؛ زیرا صلح، امنیت و توسعه‏‌ی کشور‏های جهان بعد از تصویب لایحه‏‌ی حقوق بشر رشد چشم‌گیری داشته‌اند.

در ابتدای این اعلامیه بیان شده‌ است که بازشناسی حرمتِ ذاتی و حقوق برابر و سلب‌ناپذیر تمامی انسان‌ها، نشان‌دهنده‏‌ی آزادی، عدالت و صلح در جهان است و به‏ وجود آمدن جهانی که در آن تمامی افراد بشر از آزادی بیان و عقیده برخوردار باشند و از چیزی هراس نداشته باشند، عالی‌‏ترین آرزوی عموم انسان‌‏ها است. از زمان تصویب اعلامیه‌‏ی جهانی حقوق بشر تاکنون منتقدان اعلامیه‌ی حقوق بشر برای تن‌ندادن به مفاد آن، دلایل مختلفی از حق مالکیت بر سرزمین‌هایشان گرفته تا تفاوت‏‌های فرهنگی و ارزش‌‏های دینی و ملی مطرح کرده‌‏اند. در ابتدا کشور‏هایی همچون عربستان، مصر، شوروی و لهستان با قسمت‌‏هایی از این معاهدات مخالفت کردند؛ به عنوان مثال نماینده‌‏ی کشور پادشاهی عربستان در این اجلاس گفت که این اعلامیه عمدتاً بر مبنای فرهنگ غربی استوار است که در بسیاری از موارد با الگوی فرهنگی کشور‏های شرقی متفاوت است و همچنین چون در بند شانزده این اعلامیه بیان گشته که مردان و زنان بالغ، بدون هیچ‌گونه محدودیتی و بدون در نظر گرفتن نژاد، ملت و دین حق ازدواج با یکدیگر را دارند، آن‌ها خواستار تغییر و تطبیق آن با فقه اسلام شدند؛ اما در کل هیچ یک از کشور‏ها با اصل و اساس این اعلامیه مخالفت نداشتند و تنها برخی از کشورهای جهانِ اسلام به علت محدودیت‏‌هایی که دین در بعضی از موارد ایجاد می کند با بعضی از مفاد این اعلامیه مخالفت کردند. نماینده‌‏ی مصر درباره‏ی آزادی ازدواج گفت که در مصر تقریبا همه‏‌ی مردم مسلمان هستند و برخی محدودیت‌‏ها بر‏اساس اصول مذهبی مسلمانان درمورد ازدواج زنان مسلمان و مردان غیرمسلمان وجود دارد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

اگر حقوق بشر به درستی درک شود باعث می‌‏شود که بعضی از حقوق اولیه‏‌ی انسانی تنها به دلیل تعصبات فرهنگی و مذهبی برخی از گروه‌‏ها از‏بین نرود.

اکنون قریب به هفتاد سال از تصویب اعلامیه‏‌ی جهانی حقوق بشر می‏‌گذرد و همچنان در بسیاری از کشور‏های اسلامی مانند عربستان نه حزب سیاسی وجود دارد و نه انتخابات عمومی برگزار می‌‏شود. خاندان آل سعود بیش‌تر منصب‌‏های کلیدی و سمت‌‏های مهم سیاسی را در اختیار دارد و زنان در هیچ یک از امور مملکتی دخالت نمی‌‏کنند. این‌گونه تبعیض‌های موجود و نادیده‌گرفتن حقوق بشر موجب اعتراض اقلیت‏‌های دینی و مذهبی گشت، و به همین علت در سال 1990، یعنی چهل‌و‌دو سال بعد از تصویب حقوق بشر، کشور‏های اسلامی به علت مخالفت با بعضی از مفاد اعلامیه‌ی حقوق بشر که معتقد بودند با بعضی تعلیمات اسلام مغایرت دارد، حقوق بشر اسلامی را در قاهره تصویب کردند. مفاد این اعلامیه نیز مانند اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر به حقوق انسانی افراد دلالت دارد.

در عموم کشورهای جهان اسلام، فقهی‌بودن یا نبودن این‌ حقوق و آزادی‌‏ها است که درستی یا نادرستی آنان را تعیین می‏‌کند؛ بنابراین این پرسش به‌وجود می‌‏آید که اسلام تا چه میزان مبانی حقوق و آزادی‌‏های بیان‌شده در اعلامیه‌‏ی جهانی را تایید می‌‏کند؟ پاسخ‌‏های متفاوتی به این پرسش داده‌شده‌اند ولی بی شک نظام مبنی بر شرع نمی‏‌تواند همه‏‌ی مفاد اعلامیه‏‌ی جهانی حقوق بشر را بدون قید و شرط بپذیرد و تفکر اسلامی حقوق بشر و تفکر حاکم بر اعلامیه‏‌ی جهانی حقوق بشر گاهی در مقابل هم قرار می‌گیرند؛ برای مثال شریعت اسلامی برای زن و مرد احکام، حقوق و وظایف جداگانه‏‌ای در نظر گرفته است و حدود این آزادی‏‌ها برای انسان را شرع تعیین می‌‏کند در حالی که اعلامیه‏‌ی جهانی بر برابری مطلق حقوق زن و مرد تأکید دارد. اختلاف دیگری که این دو دارند این است که اعلامیه‏‌ی جهانی همه‏‌ی افراد را در پذیرش و انتخاب و تغییر عقیده آزاد می‏‌گذارد و هیچ کس را به پذیرش یا عدم‌پذیرش هیچ عقیده و دینی اجبار نمی‌‏کند. هر انسانی حق دارد که از آزادی اندیشه، عقیده و مذهب بهره‌مند شود و این حق شامل مواردی مانند آزادی تغییر مذهب و انتخاب دین می‏‌باشد؛ در صورتی که در اعلامیه‏‌ی حقوق بشری اسلامی، آئین اسلام تغییرناپذیر فرض شده است. یکی دیگر از حقوقی که در بسیاری از کشور‎های اسلامی به آن هیچ توجهی نمی‌‏شود، گرایش‌‏های جنسی و هویت جنسیتی است که در فقه اسلام به آن هیچ توجهی نشده‏ است در صورتی که طبق بیانیه‏‌ی حقوق بشر باید به حقوق انسانی آن‏ها احترام گذاشت. اگر حقوق بشر به درستی درک شود باعث می شود که بسیاری از حقوق اولیه‏‌ی انسانی تنها به دلیل تعصبات فرهنگی و مذهبی برخی از گروه‏‌ها از‏بین نرود.

اما هیچ یک از این معاهدات و اعلامیه‏‌ها نتوانسته‌‏اند جنگ و خون‌ریزی و جنایات گسترده علیه بشریت را متوقف کند. کمتر کشوری را می‌‏توان یافت که سابقه‌‏ای از نقض حقوق بشر نداشته باشد، اما هیچ کشوری را نیز نمی‏‌توان یافت که به نقض حقوق بشر افتخار کند. بنابراین حداقل جامعه‏‌ی جهانی پذیرفته است که احترام به حقوق بشر امری ضروری و ستوده است.

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.