از پله‌های اودسا تا آکوردهای شوستاکوویچ

نگاهی بر تاثیرات انقلاب اکتبر 1917 و نسبت آن با تحولات ایران

علی بهرامی‌ ثانی/ دانشجوی مقطع کارشناسی رشته‌ی مهندسی و علم مواد دانشگاه صنعتی شریف

سخنرانی لنین در مقر بولشویک‌ها، اثری از ولادیمیر سروف
سخنرانی لنین در مقر بولشویک‌ها، اثری از ولادیمیر سروف

در شروع فصلی تازه در تاریخ جهان، بلشویک‌‌‌ها در اکتبر 1917 با کنار زدن آخرین تزار، نیکلای دوم، به رهبری لنین، بزرگترین واقعه‌ی قرن بیستم میلادی را رقم زدند. جاییکه سرانجام تعالیم مارکس با حمایت توده‌‌‌ها و رهبری ولادیمیر لنین توانسته بود رویدادی را رقم زند که همچنان تاثیرات آن را در جهان مشاهده می‌‌‌کنیم، انقلاب اکتبر.

انقلاب بزرگ سوسیالیستی اکتبر بی‌‌‌شک رویدادی است که توانست اذهان مردم را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک کند و جایگاه یک فرد را در میان انسان‌‌‌های دیگر تبیین نماید. جایگاهی که سال‌‌‌ها در مناقشات میان خرافه‌پرستی‌‌‌ها و امپریالیسم‌‌‌ گم شده‌‌‌بود. اما این جریان چگونه و به چه شکل گسترش پیدا کرد و رمز موفقیت آن چه بود؟ چه شد که توانست از مرزهای روسیه خارج شود و دایره‌ی وسعتش را تا قاره‌ی آمریکا و چین و خاورمیانه برساند؟ چه اتفاقی سبب شد تا علی‌رغم تاثیرات عمیقی که در برخی جوامع داشتند سرکوب گردند؟ ایراد وارد بر آن‌‌‌ها چه بود؟

در سال‌‌‌های پایانی جنگ جهانی نخست بود که بر هر نقطه از روسیه یا مشخص‌تر ولگا که نظر می‌‌‌افکندیم چیزی جز یک خواسته از مردم نمی‌‌‌دیدیم، ایجاد صلح. خواسته‌‌‌ای که پس از شکست روسیه در جنگ جهانی اول به قیمت ازدست‌رفتن بخشی از خاک این کشور میسر و یا حتی بیش از آن، خواستنی بود. در جای‌‌‌جای روسیه قحطی و گرسنگی بیداد می‌‌‌کرد و مردم منادی دیکتاتوری صلح بودند. بالاخره این اتفاق افتاد، تزار رفت و دولتی موقت متشکل از تمامی عقاید شکل گرفت که آن هم توسط تبلیغات کمونیستی و به رهبری ولادیمیر لنین کنار زده ‌‌‌شد. اما این رهبری چندان کار آسانی نبود. در همان اوایل انقلاب بود که ولادیمیر لنین پس از پیروزی در اکتبر 1917، به کمک دهقانان و کشاورزان و کارگرانی که وی را حمایت کردند ارتشی موسوم به ارتش سرخ را رسما پایه‌گذاری نمود و درصدد یکپارچگی فرمانروایی عظیم روسیه برآمد. روسیه‌‌‌ای که اکنون با گرفتن نام «اتحاد جماهیر شوروی»، تاج سلطنت را از خاندان تزار برداشته و ریاست «کشور شوراها» را به لنین عطا نموده بود. در همان ماه‌‌‌های نخستین پس از انقلاب، جریان‌‌‌های زیادی از جمله جریان‌‌‌های خارجی شروع به دخالت و کارشکنی کردند، ارتش‌‌‌های رنگارنگی از گوشه و کنار این کشور با یاری نیروهای خارجی سر بر آوردند و حتی امپراتوری ژاپن و عثمانی بخش‌‌‌هایی از خاک این کشور را تصاحب کردند.

لنین در اولین اقدام برای رفع این مشکلات شروع به حذف دیگر رقبای انقلابی خویش نظیر لیبرال‌‌‌ها و جریان‌‌‌های غیرسوسیالیست کرد، «چکا» را در دفتر خود تاسیس و اختیاراتی نظیر حق قضاوت و اعدام ورای هر دادگاه و قضاوتی را به آن‌ها داد. فراخواندن دیگر ملل تبدیل به اصل اساسی تمام سخنرانی‌‌‌های لنین برای جهانی‌کردن جنبش شده بود و سخنان ضدامپریالیستی وی هواداران فراوانی داشت. رهبر انقلاب کبیر حتی برای نشان‌دادن حسن نیت خویش حاضر شد استقلال فنلاند را رسمیت ببخشد و یا در سیاست خارجه نیز خط بطلانی بر تمامی قراردادهای تزار کشید، از جمله‌‌‌ آن‌‌‌ها می‌‌‌توان به لغو قرارداد تقسیم ایران میان این کشور با فرمانروایی بریتانیا اشاره کرد. این دوره، دوره‌‌‌ی شکوفایی سوسیالیسم در دیگر کشورهای همسایه‌‌‌ی شوروی زیر بیرق کمونیسم لنین و ارتش سرخش بود. پهناوری شوروی در این برهم کمک شایانی به گسترش این تفکر کرد، جایی‌‌‌که اکثر سربازان و مهاجمان و مدافعان با این اندیشه آشنا شدند و این اندیشه را با خود به دوردست‌‌‌هایی که وطن می‌‌‌نامیدند به ارمغان بردند. لنین برای تاثیر هرچه بیشتر این تفکر بر آحاد جامعه دست به سخنرانی‌‌‌های طولانی می‌زد و سعی می‌‌‌کرد بیش از پیش تاثیر این انقلاب را بر زندگی مردم به نمایش بگذارد و دائما در تلاش بود تا این تفکر را به خارج از مرزهای آن کشور ببرد. وی انقلابی‌‌‌ای کارکشته بود که نشان زندان و فعالیت سیاسی خویش را همواره بر سینه می‌کوبید. به واقع سوسیالیسم لنین در پترزبورگ آغاز، با قدرت کمونیسم در مسکو تقویت و در باکو نام سوسیالیم به خود گرفت. جایی که سالانه با تشکیل «کمینترن»، بزرگ‌‌‌ترین اندیشمندان و نمایندگان این عقیده از جای‌‌‌جای دنیا برای پروراندن آن گرد هم می‌‌‌آمدند. این جلسات منجر به تحولات عظیم اینترناسیونالیستی و حمایت از حقوق کارگری و تشکیل سندیکاهای کارگری در دنیایی شد که در قبضه‌ی امپریالیسم غربی بود. از طرفی به علت این که تفکر تازه بر اساس اندیشه‌‌‌های اقتصادی فیلسوفی بزرگ به نام مارکس بنا شده بود، بیش از پیش روشنفکران و تحصیل‌کرده‌ها را به خود جذب می‌‌‌کرد تا جایی که تا سال 1929 شاهد تحول عظیم ادبی در کشورهایی هستیم که با واردکردن مضامین انقلابی سوسیالیستی به‌‌‌ کل فرهنگ جدیدی را در ادبیات ملت خود بنیان می‌نهند. در همان سال‌‌‌ها بود که شاهد تاثیر عمیق این تفکر بر ادبیات ایران هستیم، شاعران بزرگی چون نیما یوشیج و عارف قزوینی و نویسندگانی چون صادق هدایت و جلال آل‌‌‌احمد از جمله افرادی هستند که این جریان را به ادبیات ایران وارد کردند.

طرف ثابت تمام مبارزات انقلابی و سیاسی پس از انقلاب اکتبر، گروه‌‌‌های موسوم به «چپ» برخاسته از اراده‌ی انقلابی مبتنی بر تحلیل مارکسیستی ولادیمیر لنین می‌باشند.

در جامعه‌ی فئودالی وقت، گسترش این تفکر کار چندان سختی نبود. کارگران هر چه بیشتر نسبت به حق و حقوقشان آگاه می‌‌‌شدند، بیش از پیش درصدد آن برمی‌‌‌آمدند تا دیگران را نیز مطلع کنند و این همان نقطه‌ی عطف تاریخ بود که با شروع انقلاب و شورش‌ها مبانی مبارزه بر پایه‌ی تفکر سوسیالیستی را طرح‌‌‌ریزی کردند. در این میان اما با مرگ لنین در سال 1924 و روی‌کار‌آمدن جوزف استالین بر دامنه‌‌‌ی این مبانی افزوده شد. جایی که استالین با پیگیری‌‌‌ سیاست‌‌‌های دوگانه‌‌‌ی خویش بسیاری از گروه‌‌‌های وابسته به شوروی را، که در کشورهای هم‌‌‌جوار برای پی‌‌‌ریزی سوسیالیسم در تلاش بودند، در معرض خطر بیشتری قرار داد و اوج آن در جایی بود که با قدرت ارتش سرخ و کمونیسم، کمینترن را منحل ساخت. کمینترن اما بذرهای هویت خویش را پیش از انحلالش در کشورهای زیادی کاشته‌‌‌بود. ایران از جمله‌ی آن کشورهایی بود که با آغوشی باز صحنه‌ی نمایش بسیاری از گروه‌‌‌ها و اشخاص و جریان‌‌‌های وابسته به آن بود، که برخی با ادعای کمونیستی‌بودن و برخی سوسیال‌بودن پا به این صحنه گذاشته بودند. در همان اوائل فعالیت در ایران، این گروه‌‌‌ها توانسته بودند نظر بسیاری از روشنفکران را به خود جلب کنند به گونه‌ای که ایرانیان هر ساله از هیئت‌‌‌های قوی‌‌‌ جلسات کمینترن بودند. نخستین نشانه‌‌‌های جریان کمونیستی، «نهضت جنگل» به سردمداری «میرزای جنگلی» و همکاری «دوستداری» بود که بعدها از این نهضت جدا شد و پس از فرار به شوروی در یکی از دادگاه‌‌‌های فرمایشی استالین در هشت دقیقه نشان اعدام به سینه گرفت. «نهضت جنگل» که با الگوگیری از جریان‌‌‌های کمونیستی پیشین بر آن بود که اکتبری جدید پایه‌ریزی کند، در نتیجه‌ی سیاست‌‌‌های دوگانه‌ی استالین و عدم حمایت وی، توسط دولت مرکزی ایران سرکوب شد و این، اولین برخوردهایی بود که با تفکر سوسیالیستی در ایران شد.

اما حاصل اصلی انقلاب اکتبر در ایران «حزب توده» بود. حزبی که در عرض یک سال حداقل یک بار اسمش به گوش تمامی جمعیت کشور رسیده بود و شعارش اتحاد توده‌ی مردم و احقاق حق آن‌‌‌ها با تشکیل سندیکاهای کارگری بود. کشور شوراها اما بیش از پیش بر آن شد تا ایران را با واردکردن قشون خود به تبریز، شورایی کند. نهضت پیشه‌‌‌وری از دیگر نتایج انقلاب اکتبر است که بار دیگر با اتخاذ سیاست‌‌‌های دوگانه‌ی استالین شکست می‌خورد. اگر پیش‌تر برویم، می‌‌‌توانیم این تاثیرات را در انقلاب اسلامی مشاهده کنیم. آن جا که حزب توده و احزاب چپ از این انقلاب به رهبری امام‌‌‌خمینی حمایت کردند اگرچه پس از آن به علت اعتراف به خیانت‌‌‌ها سران آن اعدام و برخی نیز به سرزمین موعودشان، باکو پناهنده شدند. از جمله‌ی نتایج انقلاب اکتبر ایجاد گروهک‌های چریکی و پارتیزانی در نقاط گوناگون جهان بود. چه‌‌‌گوارا یکی از کسانی بود که اعتقاد داشت جریان سوسیالیستی که ارمغان اکتبر1917 بود تاحدی منحرف شده‌‌‌است و در کوبا با انجام عملیات‌‌‌های چریکی و تبلیغات فراوان توانست افراد زیادی را در اقصی نقاط جهان به این نوع از مبارزه دعوت کند. هم‌‌چنین در ایران گروهک‌‌‌هایی مانند چریک‌‌‌های فدایی خلق از جمله این گروهک‌‌‌ها بودند که با مبارزه‌ی مسلحانه علیه حکومت پهلوی عرصه را بر وی تنگ کردند. و در پی آن حادثه‌ی سیاهکل از جمله مهم‌ترین پاراف‌‌‌هایی بود که در نتیجه‌ی این عملیات‌‌‌های چریکی بر تاریخ ایران خورد اگرچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی دست از این قیام برنداشته و در نهایت محکوم به اعدام و فرار شدند. و این نقطه پایان فعالیت گروه‌‌‌های چپ کمونیستی در ایران به حساب می‌آمد.

نمایی از صحنه قتل‌عام مردم توسط سربازان تزاری بر پله‌‌‌های رزمناو پوتمکین در فصل «پله‌‌‌های اودسا» از فیلم «رزم‌‌‌ناو پوتمکین» به کارگردانی سرگی آیزنشتاین
نمایی از صحنه قتل‌عام مردم توسط سربازان تزاری بر پله‌‌‌های رزمناو پوتمکین در فصل «پله‌‌‌های اودسا» از فیلم «رزم‌‌‌ناو پوتمکین» به کارگردانی سرگی آیزنشتاین

انقلاب اکتبر و انقلابی‌گری کمونیستی از همان نسختین روزهایی که به رهبری لنین پیش می‌‌‌رفت ایراداتی بنیادین داشت، لنینیسم شوروی نتیجه‌ی مستقیم جنگ‌‌‌جهانی اول بود و در دوره‌‌‌ای که هشتاد درصد اقتصاد شوروی بر پایه‌ی کشاورزی بود به دنبال انقلابی سیاسی می‌جست که فرجامش انقلابی اقتصادی باشد، فرجامی که هرگز رخ نداد و با قهرهای سیاسی همان اوائل انقلاب در پس مشاجرات حزب کمونیست شوروی و پشت‌پازدن به کارگران از میان رفت. انقلابی که مبتنی بر حرکت توده‌‌‌ها و حمایت کارگران بود دیگر کارگری در خیابان‌‌‌ها نداشت و نهایت این امر در کنگره‌‌‌ی چهارم، در ملاقات سالیانه‌‌‌ی سران حزب و سران سندیکاهای کارگری، جایی بود که سران کمونیست حرف آخر را مبنی بر این که «حزب تصمیم‌گیرنده‌‌‌ ‌‌‌است» زدند و اپوزیسیون کارگری را به تبعید و اعدام محکوم کردند. لنین در یک برهه از آمادگی انتقال قدرت سیاسی توانسته بود قدرت را در روسیه قبضه کند ولیکن نتوانست تعالیم اقتصادی مارکس را بر روسیه‌‌‌ی ویران پیاده سازد. پیاده‌کردن قوانین و اصول اقتصادی وی در پس ایدئولیزه‌کردن توده‌‌‌ها گم شد و انقلاب سیاسی وی تنها در همان سیاست به مجادله پرداخت و تاثیرش در اقتصاد را تنها در لفظ «مالکیت اشتراکی» گذاشت که آن ‌‌‌هم همواره در حد لفظ ماند.

انقلاب سرخ زمانی روی داد که دنیا به آن نیاز داشت. و بیش از هر چیزی در آن روزگار، امپریالیسم بریتانیایی و بهره‌کشی از نیروی کارگری بهانه‌‌‌ی گسترش تفکر کمونیسم و سوسیالیسم شد. گسترش این نوع تفکر بیش از آن‌‌‌که به کمک شوروی بیاید به ضرر آن تمام شد چرا که هرگز نتوانستند آن طور که باید از آن برداشت‌‌‌های خود را داشته باشند. رهبران اتحاد جماهیر شوروی همواره پشت گروه‌‌‌ها و جوامعی را که مقتبس از تفکرات آن‌‌‌ها بودند به واسطه‌ی مذاکرات پشت پرده خالی می‌‌‌کردند، حال آن‌‌‌که خود به طور مستقیم سخن از حمایت آن‌‌‌ها می‌‌‌زدند. بارزترین و آشکارترین آن‌ها هم در جریان جنگ جهانی دوم بود که استالین با سیاست‌‌‌های آغوش‌گیرانه‌‌‌اش ابتدا کمونیست‌‌‌ها را در شورش‌‌‌های آن کشور علیه ملی‌‌‌گرایان تشویق و حمایت می‌‌‌کرد و پس از مدتی آن‌‌‌ها را فراموش می‌‌‌نمود.

ظهور تفکر سوسیالیستی در زمانی‌‌‌که دنیا تازه از جنگی رها شده بود این فرصت را به لنین داد تا بتواند هواداران زیادی را گرد خود آورد، تفکری برخاسته از خاکسترهای جنگ جهانی اول که منجر به ظهور فاشیست و شروع جنگ جهانی دوم شد، تفکری که برای اولین بار جریان‌‌‌های ملی‌گرایانه را جان بیشتری بخشید. انقلاب اکتبر انقلابی بود که مرزبندی انقلاب ها را تغییر داد و امپریالیسم را نهیبی زد تا حق را بهتر تقسیم کند. اروپا با ظهور کمونیسم برای جلوگیری از گسترش آن، برای نخستین بار قائل به حق ارزش افزوده برای کارگران و رفاه آنان شد. تمام مبارزات سیاسی پس از انقلاب اکتبر 1917، یک طرف ثابت و فعال را به خود دید که تاثیرش از دیگر جریان‌‌‌ها حتی بعضا بیشتر بود و آن، حضور گروه‌‌‌های موسوم به «چپ» بود که برخاسته از اراده‌‌‌ی انقلابی مبتنی بر تحلیل مارکسیستی ولادیمیر لنین در 25 اکتبر 1917 می‌‌‌باشند. ­

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.