ایران و معضل آزار جنسی

نگاهی به تعرض جنسی و عوامل موثر بر آن

امیرحسین پویا/ دانشجوی مقطع کارشناسی رشته‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف

اعتراض برای «سرزنش متجاوز» به جای «سرزنش قربانی» - ریچارد پاتز
اعتراض برای «سرزنش متجاوز» به جای «سرزنش قربانی» - ریچارد پاتز

کم‌تر روزی‌ست که در صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها، خبری مربوط به تعرض جنسی یا تجاوز نبینیم. از جنایات هولناک خفاش شب و عقرب سیاه، تا به امروز که اخبار مربوط به تجاوز به نوجوانان شوشتری یا تعرض به دانش‌آموزان مدرسه‌ای در غرب تهران را می‌شنویم، پرونده‌ی تعرض جنسی در ایران، روزبه‌روز قطورتر می‌شود و عزم جدی‌ای برای حل یا ریشه‌یابی آن در مسئولین وجود ندارد و نه‌تنها در برخی موارد تقلیل داده شده، بلکه با پیوندزدن آن به پوشش، به گردن قربانی می‌افتد. چه بسیارند کودکان -یا حتی بزرگسالان- که مورد تجاوز قرار می‌گیرند و به جای شکایت و پیگیری، از شرم و خجالت چیزی به زبان نمی‌آورند؛ و در مقابل، متجاوز با تهدید به افشای آن یا پخش‌کردن فیلم لحظه‌ی تجاوز حتی به اخاذی از قربانی می‌پردازد؛ اتفاقی که عینا در ماجرای تجاوز به نوجوانان شوشتری تکرار شد و تعدادی از قربانیان نیز هنوز در مقابل آن سکوت کرده‌اند.

عوامل گوناگونی دست به دست هم می‌دهند تا چنین حجم عظیمی از عناوین اخبار به بحث تعرض جنسی اختصاص پیدا کند؛ آن هم در شرایطی که که آمار مشخصی از تجاوز و تعرض در ایران وجود ندارد و بر سرِ پایه‌ای‌ترین مصادیق تعرض هم اختلاف وجود دارد. با توجه به برخی برخوردها می‌توان گفت که اخبار بازتاب‌یافته در رسانه‌ها تنها نوک کوه یخی‌ست که از آب بیرون زده است، و تعرض در ایران بسیار گسترده‌تر از چیزی‌ست که می‌توان مشاهده کرد؛ نبود آمارهای مشخص، گزارش‌نشدن بسیاری از موارد تعرض به دلایل مختلف، سبب می‌شوند موارد زیادی از تعرضات جنسی به طور کلی خاموش بمانند و سکوت قانون پیرامون خشونت خانگی و تعرضات جنسی در رابطه‌ی زناشویی، این دست تعرضات را به طور کلی قانونی تلقی می‌کند.

می‌توان گفت که اخبار بازتاب‌یافته در رسانه‌ها تنها نوک کوه یخی است که از آب بیرون زده است، و تعرض در ایران بسیار گسترده‌تر از چیزی‌ست که می‌توان مشاهده کرد.

اولین پایه‌ی تجاوز و تعرض جنسی، بحث فرهنگی آن است: برخورد نادرست اجتماع و چشم‌پوشی از بحث‌های متفاوت جنسی، حتی ذات نیازهای جنسی؛ نظام آموزش و پرورشی که حتی زحمت پرداختن به آن‌ها را به خود نمی‌دهد؛ دستگاه قضایی که هیچ آماری مربوط به تعرض را منتشر نمی‌سازد ولی در عوض به آمارهای کشورهای غربی می‌پردازد تا آن‌ها را محکوم کند؛ و فرهنگی که قربانی تجاوز و تعرض را تقبیح و تحقیر می‌کند و تقصیر را به گردن پوشش یا جایگاه او می‌اندازد؛ همه‌ی این‌ها دست به دست هم می‌دهند تا فرهنگی به نام «فرهنگ تجاوز» را بیافرینند: فرهنگی که در آن مسائل جنسی کوچک شمرده می‌شود، به آسیب‌های آن پرداخته نمی‌شود، گستردگی تجاوز انکار می‌شود، و قربانی به جای متجاوز سرزنش می‌شود، و نهایتا به عادی‌سازی تجاوز منجر می‌گردد. برای نمونه، بسیاری از دست‌درازی‌های جنسی -گرچه نه لزوما اغلب آن‌ها- در همه جای دنیا در یک رابطه‌ی بالا به پایین رخ می‌دهد -مثلا استاد و شاگرد-، و در ایران نیز موارد تعرض زیادی در دانشگاه‌ها رخ داده است ولی به دلیل نبود پروتکل ارتباطی مشخص، نظارت مناسب و مجازات متناسب برای افراد متعرض، بسیاری از موارد تعرض نهایتا مسکوت می‌مانند؛ چرا که اجتماع دست بالا را به متعرض داده، قانون جرم متعرض را کوچک می‌شمارد و در مواردی مانند سعید طوسی، قاری قرآن معروف، نهایتا پرونده‌ی تعرض به جایی نمی‌رسد، یا در سال نودویک که دیپلمات ایرانی در برزیل به چندین دختربچه تعرض می‌کند، سفارت ایران به اخراج متخلف اکتفا کرده، و چنین جرم محرزی را صرفا یک «سوء تفاهم ناشی از تفاوت‌های فرهنگی» عنوان می‌کند.

دیگر پایه‌ی تجاوز، نبود عزم جدی برای ریشه‌یابی مسائل جنسی است. تجاوز تنها بخش کوچکی از خروجی پازل پیچیده‌‌ی مسائل جنسی در ایران است. طبق گزارش انجمن متخصصان داخلی ایران، سن بلوغ جنسی پسران تا سیزده سال و دختران تا یازده سال پایین آمده است و فاصله‌ی زیاد آن تا بلوغ عقلی -که معمولا میان پانزده تا هفده سال تخمین زده می‌شود- و بلوغ اقتصادی -که با توجه به شرایط خاص آموزش عالی و سربازی در ایران، برای پسران در حدود بیست‌وهفت سال و برای دختران تا بیست‌وپنج سال تخمین‌زده می‌شود- موجب سرکوب جنسی و بیماری‌های جنسی گوناگون می‌شود، یا به رفع نیاز جنسی از روش‌هایی غیر از رابطه‌ی جنسی می‌انجامد که با توجه به آموزش ناکافی، می‌تواند به افراط بینجامد و در این صورت عوارض مربوط به خود را در پی دارد: سردی در روابط جنسی، ناتوانی در ایجاد ارتباط جنسی مداوم و دیگر مسائلی که روابط جنسی آینده‌ی نوجوان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

در مجموع، ترکیبی از نبود آموزش کافی و حذف صورت‌مسئله، سایه‌ی‌ انواع تهدیدهای جنسی مانند تعرض و بیماری‌های جنسی چون میل جنسی به کودکان را بر کشور ما پدیدار ساخته است. نبود آمار مشخص و نپرداختن به معضلات جنسی مگر به هدف پیش‌برد برخی سیاست‌های خاص مانند فیلترینگ، باعث شده این معضلات نه تنها حل نشوند، بلکه بسیار حل‌ناشدنی‌تر از پیش جلوه کنند. چنین سیاست‌گذاری‌ای تنها می‌تواند به عظیم‌ترشدن بحران جنسی در ایران دامن بزند، و شاه‌کلید این بحران نیز جز در دست مسئولین رده‌بالای اجرایی و سیاست‌گذاری حکومت نیست؛ که با سیاست‌های عجیبی مثل تشویق به ازدواج کودکان یا رد سند مربوط به آموزش جنسی و تعویق چندده‌ساله‌ی طرح مجلس برای ایجاد بستری برای آموزش در مدارس نمی‌توان به آن نیز چشم امیدی داشت. گرو‌ه‌های مختلف اکثرا افراطی نیز با اعتراض به طرح‌های مختلف مانع اجرایی‌شدن آن‌ها می‌شوند، مانند بالابردن سن ازدواج که هم‌اکنون در مجلس در دست بررسی است یا برنامه‌های آموزش اجتماعی دانش‌آموزان که در بخشی از آن به آموزش جنسی می‌پردازند. نهایت امر آن که جهت‌گیری فعلی حکومت چیزی جز تشدید این بحران در پی ندارد و حتی هم‌اکنون که زنگ‌های خطر به صدا درآمده، به نظر نمی‌رسد که این رویکرد در آینده‌ای نزدیک تغییر کند.

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.