تخریب محیط زیست؛ مرگ خاموش جوامع

بررسی تاثیر آسیب‌های زیست محیطی بر فروپاشی جوامع

محمدجواد هاشمی/ دانشجوی مقطع کارشناسی رشته‌ی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف

امپراتوری خمر در طول سیصد سال، یعنی از سال 900 تا 1200 میلادی، شاهکارهای باشکوه معماری جهان را در کرانه‌های شمالی دریاچه‌ی بزرگ کامبوج، انگکور وات، پدید آورد.
امپراتوری خمر در طول سیصد سال، یعنی از سال 900 تا 1200 میلادی، شاهکارهای باشکوه معماری جهان را در کرانه‌های شمالی دریاچه‌ی بزرگ کامبوج، انگکور وات، پدید آورد.

منظور از فروپاشی، افولی تاثیرگذار در اندازه‌ی جمعیت انسانی و یا مسئله‌ای سیاسی-اقتصادی-اجتماعی در منطقه‌ای با پهنه‌ای قابل توجه در زمانی طولانیست. بنابراین پدیده‌ی فروپاشی، شکلی حاد از چندین نوع زوال تدریجی است و لازم است مشخص شود که زوال جامعه باید تا چه اندازه حاد باشد که بتوان به آن برچسب فروپاشی زد. برخی از انواع تدریجی‌ترِ زوال شامل فراز و فرود‌های ناچیز اتفاقی و بازسازی‌های کوچک سیاسی-اجتماعی-اقتصادی در هر جامعه‌ی منفرد می‌باشند.

ویرانه‌های به‌جامانده از جوامع گذشته مانند مصریان باستان، مایاها در آمریکای مرکزی، یونانی‌ها، شهرهای آنگکور وات و هاراپان در دره‌ی سند برای همه‌ی ما جذابیتی خیال‌انگیز دارند؛ به طوری‌که با دیدن عکس‌هایشان حیرت کرده و آرزو می‌کنیم که یک روز آن مکان‌ها را از نزدیک مشاهده‌کنیم. با این حال سازندگان این بناها ناپدید شدند و آن سازه‌های عظیم که با آن همه تلاش آفریده شده‌بودند، باقی ماندند. چگونه ممکن است جامعه‌ای که زمانی آن‌چنان قدرتمند بود، کارش به فروپاشی بیانجامد؟ سرنوشت شهروندانش چه شد؟ آیا از آن‌جا مهاجرت کردند یا در همان‌جا به وضعی ناخوشایند مردند؟ آیا حتی ممکن است چنین سرنوشتی گریبان جوامع امروزی را در آینده بگیرد؟

از سال‌ها پیش گمان می‌رفت وجود بسیاری از این متروکه‌های پر رمزوراز دستِ‌کم تا حدی پیامد مسائل زیست‌محیطی بوده باشد؛ یعنی مردم ناخواسته موجب نابودی منابع زیست‌محیطی‌ای شده بودند که جوامع‌شان به آن وابسته بوده‌است. این گمان درباره‌ی خودکشی غیرعمد زیستی (زیست‌بوم‌کُشی) با توجه به کشفیات اخیر باستان‌شناسان، اقلیم‌شناسان و تاریخ‌نگاران مورد تایید قرارگرفته‌است.

فرایند‌هایی که جوامع پیشین از طریق آن با آسیب‌رساندن به محیط زیست، تیشه بر ریشه‌ی خودشان زده‌اند، به هشت گروه تقسیم می‌شوند: «جنگل‌زدایی و تخریب زیست‌بوم، معضلات خاکی (فرسایش، شور شدن خاک و کاهش حاصل‌خیزی)، مسائل مدیریت آب، شکار بیش از اندازه، ماهی‌گیری فراتر از نیاز، تاثیر گونه‌های وارد شده بر گونه‌های بومی، رشد جمعیت انسانی و افزایش تاثیر سرانه‌ی مردم.» امروزه خطر فروپاشی موجب نگرانی فزاینده‌ای است؛ در واقع فروپاشی هم اکنون در سومالی، روآندا و برخی دیگر از کشورهای جهان سوم صورت گرفته و شاید حتی ایران امروز نیز در سراشیبی فروپاشی قرارگرفته‌است. مسائل زیست‌محیطی که امروز با آن‌ها رو به رو هستیم‌، در شمار همان گرفتاری‌هایی هستند که جوامع پیشین را به سوی فروپاشی سوق دادند، درحالی‌که چهار مورد دیگر نیز به آن‌ها افزوده شده‌‌است: «تغییرات آب‌وهوایی ناشی از فعالیت‌های بشر، انباشت مواد سمی در محیط ‌‌زیست، کمبود انرژی و بهره‌برداری کامل انسان از ظرفیت فتوسینتیک زمین.»

ادعا می‌شود که اغلب این تهدید‌ها طی چند دهه‌ی آینده در سطح جهانی حاد خواهندشد. تا آن زمان یا باید مسائل مرتفع گردند، یا این معضلات نه‌تنها سومالی، که جوامع پیشرفته را نیز به سوی زوال خواهد کشاند. از انواع فروپاشی‌های محتمل می‎‌توان به شیوع بیماری‌ها در سطح جهانی یا وقوع جنگی که بر اثر کمیابی منابع زیست‌محیطی درخواهدگرفت اشاره‌کرد.

کوشش برای شناخت فروپاشی‌های پیشین مستلزم مقابله با یک مناقشه‌ی بسیار مهم است. اختلاف نظرها، به مقاومت در برابر این ایده بازمی‌گردد که مردمان پیشین اقداماتی صورت می‌داده‌اند که به زوال خودشان دامن‌زده‌است. اما هوشیاری کنونی ما پیرامون آسیب‌های زیست‌محیطی بسیار بیشتر از گذشتگان است. اکنون چه بسیار تابلوهای نصب شده در سطح اجتماع که ما را به احترام به محیط‌ زیست فرامی‌خوانند و حتی آسیب‌رساندن به محیط زیست قصور اخلاقی تلقی می‌شود.

پایدار نگه‌داشتن منابع زیست‌محیطی همیشه دشوار بوده‌است؛ از حدود 46هزار سال پیش که بشر برای نخستین بار در قاره استرالیا استقرار یافت، به دنبال آن ناگهان اغلب کیسه‌داران غول‌پیکر و سایر حیوانات عظیم الجثه‌ی استرالیا ناپدید شدند. در همه‌ی سکونت‌گاه‌هایی که بشر در آن سکنی گزیده‌است مانند استرالیا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، ماداگاسکار، هاوایی و... موجی از حیوانات بزرگ پس از استقرار انسان از میان رفته‌اند. به دلایل فراوان، آدمیان از هر نوع می‌توانند به دامِ بهره‌برداری بیش از حد از منابع زیست‌محیطی گرفتار شوند؛ خواه به این دلیل که در ابتدا منابع فراوان و پایان‌ناپذیر به‌نظرمی‌رسند و خواه به این سبب که نشانه‌های آغازین نقصان در پس نقاب نوسان‌های متعارف این منابع بین سال‌ها و دهه‌ها پنهان می‌گردند و مشکل بتوان مردم را وادار به خویشتن‌داری در بهره‌برداری از منبعی مشترک کرد. مهار مسائل زیست‌محیطی که امروز کاری است دشوار، قطعا در گذشته دشوارتر بوده‌است. مردمان بی‌سواد قدیم که نمی‌توانستند فروپاشی‌های موردی اجتماعی را مورد مطالعه قراردهند، آسیب‌های زیست‌محیطی‌شان نتیجه‌ای پیش‌بینی‌نشده و ناخواسته به‌بارمی‌آورد که بیش از آن‌که منشا قصور یا خودخواهی آگاهانه باشد، ناشی از مساعی خیرخواهانه بود. جوامعی که سرانجامشان مانند مایاها به فروپاشی انجامید مردمانی ابله و بدوی نبودند، بلکه در شمار خلاق‌ترین و در دوره‌ای پیشرفته‌ترین و موفق‌ترین جوامع زمان خود به‌شمارمی‌آمدند.

البته باید در نظر داشت ‌که همه‌ی جوامع به سبب آسیب‌های زیست‌محیطی محکوم به فروپاشی و فنا نیستند. در گذشته برخی از جوامع از بین نرفتند و فنا نشدند؛ پرسش واقعی آن است که چرا فقط برخی جوامع آسیب‌پذیر و شکننده می‌شوند و وجه تمایز آنان که سقوط نکردند در چیست. برخی جوامع، از قبیل ایسلندی‌ها موفق شده‌اند بر مسائل بسیار سخت زیست‌محیطی فائق آیند و بدین ترتیب توانسته‌اند زمانی طولانی دوام بیاورند. برای مثال، هنگامی که مهاجرنشینان نروژی در ایسلند نخست با محیطی مواجه شدند که به ظاهر مانند نروژ و درواقع بسیار متفاوت با آن بود، به طور سهوی مقدار زیادی از لایه‌ی رویی و زاینده‌ی خاک و بیشتر جنگل‌های آن را ازمیان‌بردند. ایسلند تا مدت‌ها فقیرترین و از لحاظ بوم‌شناختی آسیب دیده‌ترین کشور اروپا بود. اما ایسلندی‌ها سرانجام با درس‌گرفتن از تجربه، سیاست‌های سفت و سختی را برای حفاظت از محیط زیست در‌پیش‌گرفتند و اکنون یکی از بالاترین درآمد‌های سرانه‌ی میانگین در جهان را دارند.

به علاوه، گمان نمی‌رود که فروپاشی هر جامعه‌ای را بتوان فقط به آسیب‌های زیست‌محیطی نسبت داد. پنج دسته از عوامل که احتمالا در فروپاشی‌های زیست‌محیطی موثرند عبارتند از:«آسیب‌های زیست‌محیطی، تغییرات آب‌وهوایی، خصومت همسایگان، سازگاری شرکای تجاری و در نهایت واکنش‌ها یا پاسخ‌های جامعه به مسائل زیست‌محیطی‌اش.» در این میان چهار مورد اول ممکن است برای جامعه‌ای خاص مهم باشد یا نباشد، اما عوامل دسته‌ی پنجم همواره تاثیرگذارند.

ایسلند تا مدت‌ها فقیرترین و از لحاظ بوم‌شناختی آسیب‌دیده‌ترین کشور اروپا بود. اما ایسلندی‌ها سرانجام با درس گرفتن از تجربه، سیاست‌های سفت و سختی برای حفاظت از محیط زیست درپیش‌گرفتند و اکنون یکی از بالاترین درآمد‌های سرانه‌ی میانگین در جهان را دارند.

نخستین دسته از عوامل، همان‌طور که پیش‌تر گفته‌شد، آسیب‌هایی است که مردم ناخواسته به محیط زیست وارد می‌آورند. گستره و جبران‌پذیری این آسیب تا حدی به خصوصیات و توانمندی‌های مردم بستگی دارد و تا حدی هم به توانمندی‌های زیست‌محیطی. با این حال دلایل این‌که چرا فقط برخی از جوامع دچار فروپاشی‌های زیست محیطی شدند، ممکن است در اصل مربوط به بی‌احتیاطی‌های موردی مردمان آن‌ها، آسیب پذیری برخی جنبه‌های محیط زیستشان و یا هر دو باشد.

مورد قابل توجه بعدی تغییرات آب‌وهوایی است؛ عبارتی که امروزه مایلیم آن را با گرم شدن زمین بر اثر عملکرد انسان‌ها مرتبط بدانیم. در حقیقت، آب و هوا به سبب تغییرات در نیروهایی که شرایط جوی را تنظیم می‌نمایند دگرگون می‌شود، در حالی‌که این تغییر ارتباطی هم به انسان‌ ندارد. برای نمونه به کاهش دمای جهان به دنبال فوران شدید کوه تامبورا در اندونزی در پانزدهم آوریل 1815 اشاره می‌کنم. فوران یادشده در طبقات بالای اتمسفر مقدار فراوانی خاکستر را وارد ساخت که منجر به کاهش میزان نور خورشید تابیده‌شده به سطح زمین گردید. تا زمانی که خاکستر فروننشست، سرما حتی در آمریکای شمالی و اروپا نیز موجب قحطی گسترده شد و از میزان محصول غلات تابستان 1816 به طرز چشم‌گیری کاست. در بسیاری از موارد تاریخی مشاهده‌می‌شود جامعه‌ای که منابع زیست‌محیطی آن رو‌به‌کاهش بوده، تا زمانی‌که آب وهوا سازگار و سخاوتمند‌ بوده‌اند، توانسته‌اند نقصان‌ها را تحمل نمایند. اما وقتی که آب‌و‌هوا خشک‌تر، سردتر، گرم‌تر، بارانی‌تر یا پرنوسان می‌گردد، جامعه به آستانه‌ی فروپاشی رانده‌می‌شود. در چنین صورتی آیا فروپاشی نتیجه‌ی اثرگذاری بشر بر محیط زیست بوده‌است یا تاثیر تغییرات آب‌وهوایی؟ باید گفت هیچ یک از این دو پاسخ ساده درست نیستند. در حقیقت، اگر جامعه پیش‌تر بخشی از منابع زیست‌محیطی خود را ازدست‌نداده‌بود، ممکن بود بتواند از کمبود منابع برآمده از ناپایداری‌های آب‌و‌هوایی جان سالم به‌دربرد.

عامل سوم همسایگان متخاصم هستند. همه‌ی جوامع تاریخی جز موارد‌ی معدود، در پهنه‌ی جغرافیایی تا آن اندازه به جوامع دیگر نزدیک بوده‌اند که بتوانند دستِ‌‌کم با آن‌ها نوعی تماس داشته‌باشند. روابط با جوامع همسایه ممکن است به تناوب یا به‌طور دائم خصومت‌آمیز باشد. هر جامعه‌ای تا زمانی‌که قوی باشد، ممکن است بتواند در برابر دشمنانش ایستادگی کند و فقط هنگامی به زانو درمی‌آید که به هر دلیل، از جمله بر اثر آسیب زیست‌محیطی، ضعیف ‌شود. در این صورت نزدیک‌ترین دلیل فروپاشی چیرگی نظامی است. اما دلیل اساسی -عاملی که منجر به فروپاشی شده است- باید عاملی بوده‌باشد که موجبات ضعف را فراهم‌آورده‌است. از این رو، فروپاشی‌هایی بر اساس دلایل زیست‌محیطی یا دلایل دیگر، اغلب با پوشش شکست‌های نظامی ظاهر می‌شوند. آشناترین مثال‌ها برای چنین پوشش محتملی، سقوط امپراتوری روم غربی به دست بربرها، سقوط امپراتوری خمر به مرکزیت انگکور وات به دست همسایگان تایی (تایلندی) یا زوال تمدن هاراپان به خاطر تجاوز آریایی‌ها می‌باشند.

عوامل دسته‌ی چهارم برعکس دسته‌ی سوم هستند. همه‌ی جوامع تاریخی، جز تعدادی اندک، ضمن داشتن همسایگان متخاصم، شرکای بازرگانی سازگار هم داشته‌اند. در موارد بسیار، شریک و دشمن همان همسایه است که رفتارش میان دوستانه و خصمانه نوسان دارد. بیشتر جوامع یا به سبب واردات کالاهای تجاری یا به سبب علایق فرهنگی تا حدی به همسایگان خود متکی هستند. بدین ترتیب این خطر پدید‌می‌آید که همسایه‌ی شما به هر دلیلی ضعیف شود و دیگر نتواند واردات اساسی یا آن علقه‌ی فرهنگی را عرضه نماید، درنتیجه جامعه خودتان ممکن است با ضعف روبه‌رو شود.

آخرین عامل از عوامل اصلی پنج‌گانه، چگونگی پاسخ جامعه به مسائلش می‌باشد؛ خواه آن مشکلات زیست‌محیطی باشند خواه نباشند. جوامع مختلف به مسائل مشابه پاسخ‌های گوناگون می‌دهند. برای مثال معضلات جنگل‌زدایی برای بسیاری از جوامع پیشین بروز کرده‌اند. در حالی که مدیریت جنگل‌داری در ارتفاعات گینه نو، ژاپن، تیکوپیا و تونگا موفق عمل کرد، مناطقی چون جزایر ایستر، مانگروا و گرینلند نتوانستند در این زمینه دستاوردی داشته باشند و در نتیجه فروپاشیدند. چگونه می‌توانیم چنین نتایج متفاوتی را درک کنیم؟ پاسخ هر جامعه‌ای به نهادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ارزش‌های فرهنگی آن وابسته است. آن نهادها و ارزش‌ها در اینکه آیا آن جامعه مشکلاتش را حل می‌کند یا حتی درصدد حل آن برمی‌آید موثر می‌باشند.

در نهایت این ادعا که آسیب‌های زیست‌محیطی عامل اصلی در همه فروپاشی‌ها هستند حرف پوچیست؛ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ویرانی کارتاژ به دست رومیان مثال‌هایی نقض‌کننده از دوران جدید و باستانی برای ارائه هستند. بدیهی است که عوامل نظامی یا اقتصادی ممکن است به تنهایی کافی باشند. از این رو، یافته‌ی این مقاله می‌تواند چنین بیان شود که «فروپاشی‌های اجتماعی دربردارنده‌ی عنصری زیست‌محیطی و در مواردی متاثر از تغییرات آب‌وهوا، همسایگان متخاصم و شرکای بازرگانی و شیوه‌ی پاسخ‌دهی جوامع به مشکلات هستند.»

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.