تریبونی برای بی‌تریبون‌ها

آشنایی با رسانه‌ی مستقل و دیگرگونه (alternative)

مجتبی نظری/دانشجوی دوره‌ی کارشناسی رشته‌ی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف

یکی از موضوع‌های جذاب در زمینه‌ی رسانه، بررسی استقلال انواع گوناگون آنان است که قصد بررسی آن را در نوشتار پیش رو دارم. اما نحوه‌ی پرداختم به موضوع، نه از جنس بررسی منابع مالی و ورودی‌ها بلکه از نوع شناخت عملکرد و خروجی رسانه‌ها و مطبوعات است؛ عملکردی که بتوان مستقل‌بودن را از آن برداشت کرد. در این راه یک دسته‌بندی، ما را به شناخت رسانه‌های مستقل رهنمون می‌کند؛ و رسانه‌ها را کلا به دو دسته‌ی جریان غالب (mainstream) و دیگرگونه (alternative) تقسیم می‌کنند. دسته‌ی دوم به جواب مدنظر یعنی رسانه‌ی مستقل نزدیک‌مان می‌کند و حتی مفهومی جامع‌ترو زیباتر از آن را دربرمی‌گیرد! رسانه‌های جریان غالب، معمولا ماهیت تجاری یا حکومتی دارند و حرفه‌ای‌تر هستند. صحبت از رسانه‌های دیگرگونه به معنای انکار فواید رسانه‌های جریان غالب نیست. اصولا این دو دسته، بیش‌تر از آن که در تقابل هم باشند، ناخواسته در یک همکاری و هم‌آمیختگی جریان رسانه را پیش می‌برند.

تصور کنید در شرایطی که همه‌ی رسانه‌ها در خلل اعتصاب معدنچیان طی سال‌های 1984 و 1985 در انگلستان، نسبت به آن با خصومت برخورد می‌کردند و برداشت‌شان از واقعه به مصاحبه‌های‌شان با رییس اتحادیه‌ی کارگران و برخی مسئولین سیاسی مربوطه بازمی‌گشت، رسانه‌هایی محلی و کوچک با دیدی متفاوت، از بطن ماجرا و در میان کارگران و خانواده‌هایشان گزارش تهیه می‌کردند. در شرایطی که اعتصاب‌کنندگان معتقد بودند رسانه‌ها مسائل مربوط به آن‌ها را تحریف می‌کنند، یک رسانه‌ی دیگرگونه‌ی محلی دغدغه‌ی آن‌ها را دارد و تیتر می‌زند: «ترکیب رسانه‌ها و دولت در حال خفه‌کردن کارگران معدن هستند». این رسانه حتی در پویشی فعالانه باعث جمع‌آوری مبالغ چشمگیری کمک مالی برای کارگران شد؛ این است که «کوچک‌بودن به معنای کم‌اهمیت‌بودن نیست!»

پیداکردن مرزهای مشخص میان دو دسته‌ی یادشده دیگر به سادگی دهه‌ی هفتاد و هشتاد میلادی نیست و بهتر است رسانه‌ها را یک طیف ببینیم و به مقایسه‌ی رویکردها بپردازیم. رویکرد دیگرگونه ویژگی‌هایی دارد که آشنایی با آن‌ها هدف اصلی این نوشته است.

شنا در جهت مخالف

اگر قرار باشد همه‌ی رسانه‌ها با دیدگاه‌های مشابهی به تحلیل مسائل بپردازند، مردم به آماده‌خوری و پذیرفتن هر اطلاعاتی عادت می‌کنند و رویکرد حاوی نقد و شکاکی میان آن‌ها تضعیف می‌شود. اینجاست که نقش رسانه‌هایی با دیدگاهی برخلاف نظم موجود پررنگ می‌شود. این دید متفاوت ممکن است به نویسندگان و نظرات‌شان بازگردد؛ مثلا مارکس و انگلس در رسانه‌هایی نسبتا مستقل برای نخستین بار ایده‌های‌شان را اشاعه دادند. افکار فمینیستی و ضدنژادپرستی، چپ سیاسی یا حتی افکار آنارشیستی این دسته از رسانه‌ها را برای بیان خود مناسب می‌دیده‌اند. خیلی وقت‌ها ایده‌های مطرح‌شده در این رسانه‌ها، پس از چند دهه به گفتمان رسانه‌های جریان غالب تبدیل شده‌اند، که نشان از پیشتازبودن روش‌های خلاقانه‌ی آن‌ها در برخورد با مسائل است. در کل، یک رویکرد مهم رسانه‌های دیگرگونه، نقد رسانه‌های جریان غالب است که می‌تواند تاثیر مهمی بر بهبود عملکرد همه‌ی رسانه‌ها بگذارد.

رسانه‌های جمعی، شهروندی و دیگرگونه در پی بازکردن فضای اجتماع برای گفت‌وگو و مشارکت شهروندان، درهم‌شکستن انزوی افراد در حاشیه، بروز خلاقیت و بازتعریف نمادهای اجتماعی هستند.

نمایش طرف دیگر ماجرا

روش دیگر ایجاد تنوع در افکار عمومی، بررسی زوایایی از قضایاست که از سوی رسانه‌های جریان غالب مغفول مانده است. اصولا یکی از مهم‌ترین رسالت‌های رسانه‌های دیگرگونه، انعکاس صداهایی متفاوت از صداهای معمول است. این رسانه‌ها تریبون کسانی می‌شوند که هیچگاه مورد توجه رسانه‌ها قرار نگرفته‌اند. رویکرد آن‌ها نسبت به یک تجمع اعتراضی، بیان خشونت معترضان و مصاحبه با رییس پلیس نیست! آن‌ها به سراغ سران احزاب یا مسئولین محلی برای صحبت پیرامون اعتراض نمی‌روند. آن‌ها علاقه به یافتن ریشه‌ها دارند. پس در مصاحبه و معاشرت با خود معترضان و آشنایی با شرایط زندگی آن‌ها به دنبال پاسخند.

مشابه چنین رویکردی در اطراف ما، مصاحبه‌ی محمد مساعد، خبرنگار روزنامه‌ی شرق با کارگران معترض نیشکر هفت‌تپه بود. در حالی که گزارش او با تهدید ممیزی در روزنامه روبه‌رو بود، صفحه‌ی توییتر وی در نقش یک رسانه‌ی دیگرگونه، فیلم مصاحبه را انتشار داد تا مخاطب برای نخستین بار بدون تحریف، حرف کارگران را بشنود و با آن‌ها همدل شود.

داوطلب، دغدغه‌مند و غیرحرفه‌ای

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک فعال رسانه‌ای مستقل این است که اولویت او در کارش، مسئولیت اجتماعی بر دوشش باشد و نه اینکه برای کسب شهرت یا سود مالی، قلم به دست گیرد. کوچک‌بودن و افول زودهنگام جزوی از ماهیت رسانه‌های دیگرگونه است چراکه اهمیت زیادی به اهداف اقتصادی نمی‌دهند. اکثر افراد مشغول در مطبوعات دیگرگونه داوطلبانه به فعالیت می‌پردازند؛ آن‌ها آموزش رسمی روزنامه‌نگاری ندیده‌اند و حرفه‌ای نیستند. به نظرمن، دانستن همین ویژگی کافیست تا اهمیت رسانه‌های غالب به عنوان نظم اصلی و حرفه‌ای کار رسانه‌ای مشخص شود؛ اما نکته‌ی اصلی اینجاست که وجود رسانه‌هایی با رویکرد دیگرگونه و بدون منافع تجاری یا سیاسی مانند روزنه‌ی هوایی برای زنده نگه‌داشتن آزادی بیان و تکثرگرایی واجب است.

ساختار متفاوت

تفاوت رسانه‌های دیگرگونه فقط در محتوا و سبک گزارش‌نویسی نیست. آن‌ها به جای ساختار طولی و سلسله‌مراتبی رسانه‌های حرفه‌ای، ساختار عرضی را می‌پسندند. در این ساختار امکان بروز خلاقیت‌ها بیش‌تر است و اکثر کارها مشارکتی به عمل درمی‌آیند. مثلا در همان دهه‌ی هفتاد میلادی روزنامه‌هایی بدون سردبیر بوده‌اند که در آن‌ها، مقالات با مشورت تعداد زیاد اعضای تحریریه ویرایش و نهایی می‌شده‌اند. تقسیم کار هم در این روزنامه‌ها خیلی اصولی و مشخص صورت نمی‌گیرد.

چهره به چهره

تفاوت مهم ساختاری دیگر این رسانه‌ها، کوشش بسیارشان در مشارکت‌دادن مخاطبان در فعالیت‌های‌شان است. اینکه مردم مدام این فرصت را داشته باشند که به صورت حضوری با اعضای یک روزنامه در ارتباط باشند و حتی از آن‌ها دعوت شود که دست به قلم شوند، در راستای رساندن صداهای ناشنیده است. نتیجه‌اش این است که اعضای رسانه‌های دیگرگونه در قبال وقایع، موضعی منفعلانه نمی‌گیرند و برای حل مشکل‌ها گام برمی‌دارند. هدف آن‌ها انعکاس صدایی است که به عمل منجر شود و توانایی مردم را در تعیین سرنوشت خود افزایش دهد.

تصویری است از مجله‌ی اینترنتی «منچستر میول» که خود را رسانه‌ای دیگرگونه و مستقل می‌داند. نخستین شماره، اوایل سال 2007 منتشر شد و بعد از پنج سال با کنارگذشتن نسخه‌ی چاپی، مجله به حیاتش در دنیای اینترنت ادامه داد.
تصویری است از مجله‌ی اینترنتی «منچستر میول» که خود را رسانه‌ای دیگرگونه و مستقل می‌داند. نخستین شماره، اوایل سال 2007 منتشر شد و بعد از پنج سال با کنارگذشتن نسخه‌ی چاپی، مجله به حیاتش در دنیای اینترنت ادامه داد.

نقطه‌ی شروع

رسانه‌های دیگرگون محلی برای پرورش روزنامه‌نگاران از راهی متفاوتند. به دلیل عدم تخصص‌گرایی در آن‌ها، افراد با جنبه‌های گوناگون کار رسانه‌ای آشنا می‌شوند؛ چرا که در چنین رسانه‌هایی یک نفر ممکن است از نوشتن و ویراستاری گرفته تا چاپ و توزیع مشارکت داشته باشد! در واقعیت‌ هم بسیاری از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای حال حاضر انگلستان، روزگاری کار خود را در همان روزنامه‌های محلی و مستقل دهه‌ی هفتاد و هشتاد شروع کرده‌اند و با وجود فعالیت در رسانه‌های جریان غالب، رویکردهایی از گزارش‌نویسی انتقادی از جنس رسانه‌های دیگرگونه را حفظ کرده‌اند.

رسانه در معنای گسترده

رسانه به خصوص از نوع دیگرگونه‌ی آن هرگز به روزنامه‌ها و مطبوعات محدود نمی‌شود. در اکتبر 1936، دیوارهای یک خیابان در لندن از نقاشی‌ها و شعارهایی با مضامین ضدفاشیستی پر شده بود؛ نقاشی‌ها و شعارهایی که با آهک و گچ به دست مردمی بر دیوارها نقش بسته بودند که احتمالا از کارکرد رسانه‌های معمول ناامید شده بودند. حتی آن دیوارها هم می‌توانند در تعریف رسانه‌ی دیگرگونه بگنجند! اصلا جرقه‌ی آغاز به کار هر رسانه‌ی دیگرگونه، نارضایتی و بی‌اعتمادی مردم به رسانه‌های جریان غالب است. مثال بسیار نزدیک این رویداد به ما، روی‌آوردن بخش بسیار بزرگی از مردم ایران به شبکه‌های اجتماعی به عنوان جایگزین رسانه‌های معمول است. در واقع، آنجا که رسانه‌های رسمی سعی در نادیده‌گرفتن مردم دارند، مردم هم آن‌ها را نادیده گرفته و به جایگزین‌ها فکر می‌کنند. پیشرفت‌های فناوری همواره به گسترش رسانه‌های دیگرگونه یاری رسانده‌اند؛ چه آنجا که پیشرفت فناوری چاپ و ارزان‌شدنش، به گسترش مطبوعات کمک کرد و چه در قرن حاضر که اینترنت گستره‌ی رسانه را بیش از پیش وسیع کرده است. برخی صاحب‌نظران شکل‌گیری رویدادهای موسوم به بهار عربی در خاورمیانه را تا حد زیادی به وجود شبکه‌هایی مانند فیسبوک و توییتر وابسته دانستند. البته فضای شبکه‌های اجتماعی فاصله‌ی زیادی با رسانه‌های دیگرگونه دارد. مثلا یک نقد به رسانه‌های جریان غالب همواره پرداخت سطحی و هیجانی به اتفاقات بوده، حال آن که رسانه‌های دیگرگونه به مسائل ریشه‌ای‌تر می‌پرداخته‌اند. آیا در شبکه‌های اجتماعی، به عمق مسائل پرداخته می‌شود؟ مهم‌تر آن که شبکه‌های مجازی در دورانی به وجود آمده‌اند که روح جمعی و مسئولیت اجتماعی کم‌رنگ شده‌‌اند.

مخاطب رسانه، مردم هستند. اگر بخشی از این مخاطبان احساس کنند که صدایشان شنیده نمی‌شود یا اینکه رسانه نتواند با او ارتباط برقرار کند و پیامش را منتقل کند، رسالت رسانه انجام نشده و تلاشش بیهوده است. رسانه‌های جمعی، شهروندی و دیگرگونه در پی بازکردن فضای اجتماع برای گفت‌وگو و مشارکت شهروندان، درهم‌شکستن انزوی افراد در حاشیه، بروز خلاقیت و بازتعریف نمادهای اجتماعی هستند. ایجاد چنین فضایی همراه با ترویج کنشگری فعال در شهروندان، یکی از لازمه‌های رسیدن به دموکراسی و از راه‌های مؤثر تقویت جامعه‌ی مدنی به‌شمارمی‌رود.

مراجع:

  • [1]: روزنامه‌نگاری دیگرگونه صداهای دیگرگونه، تونی هارکاپ، نشر لوگوس

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.