تغییر اقلیم، تغییر زندگی


گفت‌و‌گویی با ناصر کرمی، محقق حوزه‌ی محیط زیست درباره‌ی تغییرات اقلیمی

شکیبا احمدی/ دانشجوی دوره‌ی کارشناسی رشته‌ی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف

دکتر ناصر کرمی، اقلیم‌شناس و و محقق در حوزه‌های توسعه‌ی پایدار و تغییرات اقلیمی، جغرافیای فیزیکی، تغییرات آب‌وهوایی، برنامه‌ریزی منطقه‌ای، مدیریت منابع طبیعی و مدیریت محیط‌زیست است. او مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای خود را به ترتیب در دانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی و علوم تحقیقات گذراند، سپس به تدریس در دانشگاه‌ها و مؤسسات داخل کشور پرداخت و اکنون فعالیت خود را به عنوان دانشیار در دانشگاه‌ علم و صنعت نروژ ادامه می‌دهد.

هر تغییر مشخص در الگوهای مورد انتظار برای وضعیت میانگین آب‌وهوایی که در طولانی‌مدت در یک منطقه‌ی خاص یا برای کل اقلیم جهانی رخ بدهد، تغییر اقلیمی نامیده می‌شود. تغییر اقلیم نشان‌دهنده‌ی تغییرات غیرعادی در اقلیمِ درون اتمسفر زمین و پیامدهای ناشی از آن در قسمت‌های مختلف کره‌ی زمین است، که در نتیجه‌ی عواملی همچون فرایندهای دینامیکی زمین یا عواملی بیرونی همچون تغییرات در شدت تابش آفتاب یا فعالیت‌های انسانی رخ می‌دهد.

اثرات گسترده‎ی تغییرات اقلیمی بر روی جوامع، برای کسی پوشیده نیست و به همین دلیل تصمیم گرفتیم مصاحبه‎ای با دکتر کرمی ترتیب دهیم و از ایشان در مورد عوامل مؤثر بر این پدیده، پیامدهای احتمالی آن و راه‌های کاهش خسارات حاصل بپرسیم.

تاثیر بالا آمدن سطح آب‌های آزاد در نتیجه‌ی ذوب یخ های قطبی بر زندگی روزمره‌ی مردم
تاثیر بالا آمدن سطح آب‌های آزاد در نتیجه‌ی ذوب یخ های قطبی بر زندگی روزمره‌ی مردم


۱. به نظر شما، آیا بین سیل‌های اخیر ایران، گرمای شدید پس از آن در کشور و حتی موج گرما در اروپا رابطه‌ای وجود دارد؟ آیا می‌توان این پدیده‌ها را با تغییرات اقلیمی مرتبط دانست؟

بله، نمی‌توان گفت این موضوعات ربطی به هم ندارند؛ اما باید توجه شود که رابطه‌ی بین این موارد رابطه‌ای مستقیم و خطی نیست و توضیح‎دادن یا پیش‌بینی‌کردن یکی دقیقاً بر حسب دیگری به سادگی امکان‌ پذیر نیست. برای بررسی رابطه‌ی این پدیده‌ها با تغییرات اقلیمی، باید به رابطه‌ی آن‌ها با سختار1های اقلیمی پرداخت. سختار‌های اقلیمی پدیده‌های غیرطبیعی و اتفاقی هستند که در بازه‌های زمانی نسبتاً مشخصی رخ می‌دهند. موضوعات بیان شده از این جهت که مصداق‌های بارز تعدد وقوع سختارهای اقلیمی و به‌هم‌خوردن دوره‌ی رخ‌دادن آن‌ها هستند، می‌توانند مرتبط با تغییرات اقلیمی باشند.

2. علاوه بر سیل و گرما، اثرات دیگر تغییرات اقلیمی چیست و باید منتظر چه پیامدهای دیگری باشیم؟

برای پاسخ‌ به این سوال باید ابتدا منطقه‌ی مورد نظر را مشخص کرد؛ چون اثرات تغییر اقلیمی در مناطق و اقلیم‌های مختلف متفاوت است؛ برای مثال در مناطقی مانند کشورهای جنوب شرق آسیا، جزایر اقیانوس آرام و هند مسئله‌ی اصلی بالاآمدن آب اقیانوس‌هاست؛ چون در این نواحی حتی با تغییر دمایی در حد دو درجه، خطر به زیر آب رفتن وجود دارد. در حالی که مهم‌ترین مسئله در نواحی شمال اروپا و روسیه، ذوب «پِرمافِراست2» است. در خاورمیانه و شمال آفریقا خشکیدگی (خشک‌تر و گرم‌ترشدن) و تغییر پوشش گیاهی و جانوری در برخی مناطق، اثرات تغییر اقلیمی است. این تفاوت گاهی حتی در قسمت‌های مختلف یک کشور هم به چشم می‌خورد؛ مثلاً اصلی‌ترین پیامد تغییرات اقلیمی در ساحل‌ شرقی آمریکا، افزایش تعداد طوفان‌های حاره‌ای3 خطرناک و در ساحل غربی، خشکسالی و موج گرماست.

3. با توجه به تأثیرپذیری ایران از تغییرات اقلیمی، به عنوان کشوری واقع در محدوده‌ی کمربند پرفشار جنب حاره4، شما سیاست‌های فعلی نظام سیاسی ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه راهبردهایی را در این زمینه لازم می‌دانید؟

در واقع ساختار سیاسی ایران، کارایی کافی برای مواجهه با این مسئله را ندارد و با توجه به شرایط فعلی که مشکلات بسیاری گریبان‌گیر کشور است و نهادهای حاکمیت در حال تلاش برای فراهم‌کردن حداقل‌ها و به عبارتی صرفاً «امروز را به فردا رساندن» هستند، شاید انتظار برای توجه به موضوعی که به برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز دارد، چندان منطقی به نظر نیاید. چنین مسئله‌ای نیازمند سیستمی کارآمد با سیاست اخلاقی درست و توان تاب‌آوری بالاست؛ یعنی سیستم باید توانایی کنارآمدن با مشکلات در طولانی‌مدت و تحمل سختی‌های حین تلاش برای حل‌ مشکلات را داشته باشد. هرچه میزان تاب‌آوری بیشتر باشد، آسیب‌پذیری سیستم کاهش می‌یابد. مهم‌ترین مؤلفه‌ی تاب‌آوری، توانایی اقتصادی است که در فرآیند حل مشکل، سبب آسیب کمتر می‌شود. در ایران با توجه به شرایط مالی نامناسب، ضعف مدیریتی شدید و در نتیجه تاب‌آوری پایین سیستم، شرایط برای ورود به حوزه‌ای مانند گرمایش جهانی5 به هیچ وجه مناسب نیست.

چنین مسئله‌ای نیازمند سیستمی کارآمد با سیاست اخلاقی درست و توان تاب آوری بالاست؛ یعنی سیستم باید توانایی کنار آمدن با مشکل در مدت طولانی و تحمل سختی‌های آن حین تلاش برای حل‌کردنش را داشته باشد.

4. اگر تغییرات اقلیمی را امری قطعی بدانیم، برای سازگاری با آن چه راهکارهایی را پیشنهاد می‌کنید؟

برای پاسخ به این سوال باید به پاسخ سوال دوم رجوع کنیم. در مرحله‌ی اول باید مهم‌ترین اثرات را مشخص کرده و بر اساس اولویت برای آنها راهکار پیدا کرد؛ برای مثال ذوب پرمافراست و بالا آمدن سطح آب اقیانوس‌ها تأثیر مستقیمِ زیادی بر ایران نمی گذارند. در سواحل جنوبی کشور که در صورت بالاآمدن آب اقیانوس‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرند، بالاآمدن آب‌ حتی در حد یک متر هم باعث به وجودآمدن مشکل جدی‌ای نمی شود؛ چرا که ایران یک فلات و است و از سطح زمین فاصله دارد. درباره‌ی ذوب پرمافراست هم تا زمانی که باعث بالاآمدن آب دریاچه‌ی خزر نشود، تهدید جدی‌ای کشور را تهدید نمی کند. همان طور که اشاره شد، اساسی‌ترین مسئله‌ای که در ایران باید مورد بررسی قرار بگیرد، خشکیدگی است و مهم‌ترین کاری که در مدیریت چشم‌انداز در این زمینه باید انجام شود، مدیریت منابع آب است. در کشور ما نود درصد منابع آب صرف کشاورزی می‌شود. لازم است که هم محدوده‌ی تحت کشاورزی کاهش یابد و هم نحوه‌ی مصرف آب تغییر کند؛ زیرا با در پیش‌گرفتن این روند، آب در سال‌های آینده به کالایی گران و کمیاب تبدیل می‌شود و کشور در سطح کلان با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد.

۵. عادات فردی مردم، مانند نوع رژیم غذایی آن‌ها چگونه باعث افزایش یا کاهش تغییرات اقلیمی شود؟ آیا مردم به تنهایی می‌توانند بر روند تغییر اقلیم تأثیرگذار باشند؟

در این که هر کس در سطح فردی در برابر مسئله‌ی تغییر اقلیم مسئولیت اخلاقی دارد، شکی نیست. حاکمیت به رفتار جمعی اجتماع وابسته است و اگر تک تک افراد جامعه درست عمل نکنند، نمی‌توان به عملکرد کلی آن جامعه امیدوار بود. علاوه بر این، موضوعات مربوط به مدیریت محیطی به طور خاص نیاز به مشارکت عمومی دارند؛ مثلاً در مورد موضوع زباله یا تولید دی‌اکسیدکربن یا بسیاری از موضوعات دیگر، عملکرد خوب سیستم‌های دولتی کافی نیست و مردم باید با عادات فردی خود به این نهادها در حل معضلات کمک کنند. اما مهم‌تر از اصلاح عادات فردی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی هر شخص، مطالبه‌گری از دولت برای تاب‌آوری بیشتر است. در همه‌ی کشورها دغدغه‌ی دولت‌ها و سیاست‌مداران، انتخابات بعدی است و ترجیح می‌دهند بودجه و فعالیت‌ها در جهتی باشند که در انتخابات آینده به کمکشان بیاید و تعهد اخلاقی سفت و سختی به آینده ندارد و ایران هم از این قاعده مستثنا نیست. تنها راهی که بتوان نظام‌های سیاسی را به فعالیت در چنین حوزه‌هایی و تخصیص بودجه‌ی مناسب به آن‌ها واداشت، مطالبه‌ی جدی و پیگیرانه‌ی شهروندان است.

۶. تغییرات اقلیمی چه رابطه‌ای با توسعه‌ی اقتصادی دارد؟

در پاسخ به سوال سه، تا حدی به این امر پرداخته شد. اگر شرایط اجتماعی-سیاسی یک کشور را به دو دسته‌ی مؤلفه‌های آسیب پذیری و مولفه‌های تاب‌آوری تقسیم کنیم، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های آسیب‌پذیری، وابستگی به منابع طبیعی است. برای نمونه می‌توانیم مناطق شاخ آفریقا را با عربستان مقایسه کنیم. هر دو منطقه شرایط زیست-محیطی تقریباً یکسانی دارند، اما وابستگی کشورهای شاخ آفریقا مثل سودان، سومالی و ... به منابع طبیعی و استواربودن زندگی مردم بر کشاورزی و دامداری، باعث شد در اثر خشکسالی بلندمدت ناشی از تغییرات اقلیمی و کمبود منابع آب و غذا، و در پی آن اختلافات قومی-مذهبی، درگیری‌های محلی رخ دهد و کل منطقه از هم پاشیده شود. در مقابل عربستان از اندوخته‌ی نفت خود استفاده کرده و اقتصاد خود را بر پايه‌ی نفت بنا نهاده است و با چنین مشکلاتی رو به رو نیست. به عنوان مثالی دیگر می‌توان از کشور قطر نام برد که وابستگی بسیار کمی به منابع طبیعی دارد، در حدی که آب و غذای موردنیاز خود را از کشورهای دیگر وارد می کند و به دلیل توسعه‌ی اقتصادی و توان مالی بالا با مشکلی روبه‌رو نیست. بنابراین بدون توسعه‌ی اقتصادی و شرایط مالی مناسب، نمی‌توان به آینده‌ی کشورها در این قضیه خوش‌بین بود، چون که ضعف مالی باعث می‌شود مؤلفه‌های آسیب‌پذیری بیشتر و بیشتر شوند و تاب‌آوری به شدت کاهش یابد.

۷. این تغییرات چه تأثیراتی بر ابعاد مختلف اقتصادی جامعه و کشور دارد؟

البته در سوالات قبل به بعضی از این تأثیرات به صورت پراکنده اشاره شد. در مورد مسائلی مانند ذوب پرمافراست یا بالا آمدن سطح آب، تاثیر این مسئله بر اقتصاد جهانی، کاهش پنج درصدی میزان تولید ناخالص کل محاسبه شده است، اما در مورد خشکسالی این عدد چهار برابر است و در اثر این قضیه حداقل بیست درصد از ثروت کشور از بین خواهد رفت که واضح است که این اتفاق تأثیرات زیادی بر تمام ابعاد زندگی مردم خواهد گذاشت که از مصداق‌های آن می‌توان به سیل مهاجرت از روستا به شهر و به‌کارگیری راهکارهای افراط‌گونه‌ی سیاسی اشاره کرد. البته این‌ها فقط چند مورد از اثرات این مسئله‌ی پیچیده بر شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه است.

  • پاورقی:
  • Extreme climate
  • به زمین دائم یخ‌بسته و لایه‌ی همیشه‌ منجمد خاک که معمولاً در نواحی قطبی و نیمه‌قطبی یافت می‌شود، خاک مُنجَمد (Permafrost) گفته می‌شود. پرمافراست تقریبا بیست درصد از زمین‌های نیمکره‌ی شمالی را پوشانده است.
  • طوفان‌های حاره‌ای انرژی خود را از آب دریا می‌گیرند. این طوفان‌ها در منطقه خاصی در نواحی استوا یعنی حدود پنج درجه شمالی تا پنج درجه جنوبی ایجاد می‌شوند. در زمان شکل‌گیری این نوع الگوهای جوی، منطقه‌ای کم‌فشار ایجاد می‌شود.
  • بر روی هر یک از پنج حوضه‌ی اقیانوس آرام شمالی و جنوبی، اقیانوس اطلس شمالی و جنوبی و اقیانوس هند، سلول‏های پرفشار (منطقه‌ای که فشار هوا در سطح زمین در مرکز آن بیشتر از محیط اطرافش است.) تقریبا دائمی قرار دارند که از صعود توده‌های هوا و ریزش‏‌های جدی جلوگیری می‏‌کنند. این سلول‏‌ها دارای حد شمالی-جنوبی هستند و بر روی عرض‏های سی درجه که حد ناحیه‌ی پرفشار جنب حاره را مشخص می‌کنند، مستقر هستند.
  • گرمایش جهانی نام پدیده‌ای است که منجر به افزایش میانگین دمای زمین و سطح اقیانوس‌ها شده‌ است. طی یک قرن گذشته، کره‌ی زمین به‌طور غیرطبیعی حدود ۰٫۷۴ درجه‌ی سلسیوس گرم‌تر شده است. به نظر می‌رسد فعالیت‌های صنعتی در ایجاد این مشکل بسیار مؤثر بوده‌اند.

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.