دوراهی فساد

هشداری درباره‌ی نحوه‌ی مخالفت با فساد

نیما امینی/ دانشجوی دوره‌ی کارشناسی رشته‌ی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف

در طول روز، در تحلیل‌های سیاسی، اخبار و به طور کلی همه‌جا سخنی از نفت به‌میان می‌آید. ایران یک کشور نفتی است و نفت، بخش بزرگی از تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل می‌دهد. نفت رشد اقتصادی می‌آورد، به طوری که می‌تواند ضعف ساختاری سایر بخش‌های تولید را بپوشاند و آمارها را برای کژفهمی مردم تغییر دهد؛ مثلاً ممکن است در یک سال رشد اقتصادی خیلی مثبت باشد ولی اگر نفت را از آن حذف کنیم نرخ رشد منفی شود! همچنین به دلیل نوساناتش می‌تواند تولید ناخالص داخلی را بسیار تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین در سیاست داخلی، نفت به یک کالای پراهمیت تبدیل شده است.

نفت نه تنها در سیاسست داخلی بلکه در سیاست خارجی نیز نقش کالایی استراتژیک را دارد. ماجراهای فساد نفتی در کشور بسیار بررسی شده است و من، به همین دلیل در این مقاله به آن نمی‌پردازم. در این مقاله قصد دارم به ماجراهایی از نفت اشاره کنم که کم‌تر مورد بررسی قرار گرفته‌اند. می‌خواهم به بررسی امپریالیسم نفتی و نمونه‌ای از دخالت‌ها و تاثیرات آن‌‌ بر سرنوشت دیگر کشورها بپردازم.

در حدود سال‌های 1974 جامعه‌ی سعودي بازتابی از آرمان‌هاي پایه‌گذاران متحجر آن کشور بود، که تفسیر خشکی از قـرآن در آنجا اجرا می‌شد. پلیس مذهبی بر اداي فرایض پنج‌گانه‌ی نمازِهای روزانه نظارت کامل داشت. زنان ملزم بودند کـه خـود را از فـرق سر تا نوک پا بپوشانند. مجازات افراد تبهکار بسیار شدید، و اعدام و سنگسار در ملأ عام بسیار متداول بـود. طرز تلقی سعودي‌ها از مذهب، به‌عنوان عنصري مهم در سیاست و اقتصاد، در تحریم نفتی علیه غـرب نقـش مهمی ایفا کرد. در روز ششم اکتبر سوریه و مصر هم زمان به اسـرائیل حمله کردند. جمال عبدالناصر، رئیس جمهور وقت مصر، «ملک فیصل»، پادشاه سعودي، را تحت فشار قرار داده بود تا علیه تبانی آمریکا با اسرائیل، به اقدامات تلافی‌جویانه دست بزند و از سلاح نفـت استفاده کند.

شانزدهم اکتبر، ایران و پنج امیرنشین حوزه‌ی خلیج فارس، از جمله عربستان سعودي، قیمت نفـت را تا هفتاد درصد افزایش دادند و در هفدهم اکتبر تصمیم به اعمال تحریم محدود گرفتند. بر اساس این تحریم، اعراب تا زمان تحقق اهداف سیاسی خود، ماهیانـه پنج درصد از تولیـد نفـت خـود را کاهش می‌دادند؛ همچنین توافق کردند که به‌خاطر پشتیبانی ایالات متحده‌ی آمریکا از اسرائیل، بیشترین میزان تحریم علیه این کشور اعمال شود. تنی چند از حاضران در جلسه اعلام داشتند که به‌جاي پنج درصد، ده درصد از تولید نفـت خود را کاهش خواهند داد. در نوزدهم اکتبر، رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون لایحه‌ی درخواست کمک 2/2میلیارد دلاري به اسرائیل را تسلیم کنگـره کرد. روز پس از آن، عربستان سعودي و سایر تولیدکنندگان عرب، صادرات هر گونه از نفت را به ایالات متحده‌ی آمریکا ممنوع اعلام کردند.

البته درک می‌کردم که هدف اساسی در این پروژه‌ي خاص مقروض‌کردن یک کشور به‌حدي که از عهده‌ی بازپرداخت برنیاید نیست، بلکه یافتن راهی مطمئن براي این امر اسـت کـه بتوان بخـش عمده‌اي از دلارهاي نفتی عربستان را به ایالات متحده بازگرداند.

تحریم نفتی در هجدهم مارس 1974 پایان یافت. مدت زمان آن کوتاه ولی اثراتش بسـیار عظیم بود. بهاي فروش هر بشکه نفت سعودی از یک دلار و سی‌ونه سنت در اول ژانویه‌ی 1970 بـه هشت دلار و سـی‌ودو سنت در اول ژانویه‌ی 1974 افزایش یافت.

درس‌گرفتن از رنج و عذاب این چند ماه تحریم باعث شد که ابرشرکت‌سالاري در درازمدت، تقویت شود و سه رکن اصلی آن یعنی بنگاه‌هاي تجاری بزرگ، بانک‌های بین‌المللی و دولت، پیوند و انسجام بی‌سابقه و پایداري پیدا کنند. تحریم نفتی همچنین باعث شد تا تغییرات عمده‌اي در رويکرد و سیاستگذاري‌هاي ایالات متحده پدیدار شـود. افزون بر این، تحریم نفتی رهبران ابرشرکت‌‌های ایالات متحده‌ی آمریکا را بر آن داشت تا به ناچار، به دنبال راه و روشی باشند که دلارهاي نفتی را به آمریکا برگردانند. مازاد درآمد ناشی از افزایش بهاي نفت براي عربستان سعودي موهبتی دوگانه داشت. از یک سو، خزانه‌ي دولتی از میلیاردها دلار پر می‌شد و از سوي دیگر، باورهاي خشک مذهبی وهابی‌ها، ضعیف می‌گردید.

تقریباً بلافاصله بعد از پایان‌یافتن تحریم، واشنگتن مذاکره با سعودي‌ها را آغاز کرد و کمک‌هاي فنی، عرضه‌ی سخت‌ا‌‌فزار و آموزش نظامی را به آنان پیشنهاد داد؛ البته تماماً در قبال برگشت دلارهاي نفتی و از همه مهم‌تر تضمین‌هـاي لازم از جانب سعودي‌ها مبنی بر عدم تکرار تحریم نفتی. مذاکرات به تشکیل سازمانی بسیار غیرعادي به نام JECOR‌(ا) انجامید. در نهایت، در یک دوره‌ي بیست‌وپنج‌ ساله و بدون هـیچ‌گونه نظـارت عملی کنگره، میلیاردها دلار هزینه می‌شد. با وجود نقش خزانه‌داري آمریکا، چون ایالات متحده منبع تأمین مالیِ این پروژه نبود، کنگره‌ی آمریکا صلاحیت نظارت بر آن را نداشت. این قرارداد بـالقوه، موقعیت ایالات متحده را در کشور پادشاهی سعودي تثبیت کرده و وابستگی هر دو کشور را تقویت نمود. «جان پرکینز» که به عنوان مشاور حضور داشت می‌گوید: «از من خواسته شده بود تا تمام خلاقیتم را به کار گیرم و تزریق صدهامیلیون دلار به اقتصاد عربسـتان سـعودي را توجیـه کـنم، البتـه مشـروط بـر ایـن کـه منـافع شرکت‌هاي مهندسی ساختمانی آمریکایی در پروژه‌هاي عربستان سعودي را تأمین کند. البته درک می‌کردم که هدف اساسی در این پروژه‌ي خاص مقروض‌کردن یک کشور به‌حدي که از عهده‌ی بازپرداخت برنیاید نیست، بلکه یافتن راهی مطمئن براي این امر اسـت کـه بتوان بخـش عمده‌اي از دلارهاي نفتی عربستان را به ایالات متحده بازگرداند». در این فرایند، عربستان سعودي درگیر مـی‌شـد و اقتصادش به‌طور فزاینده‌ا‌ي با اقتصاد ما پیوند می‌خورد و وابسته می‌شد.

در ایران، فساد از درون درحال نابود کردن همه چیز است و در عین حال امپریالیسم نوین آماده‌ی بلعیدن جسد نیمه‌جان کشور است. وضعیت کشور به مانند شی‌ای میان دو لبه‌ی یک قیچی است، به هر سو حرکت کند بریده می‌شود.

سعودي‌ها بر اثر غربی‌شدن قاعدتاً با ما همـدرد و در نظام ما مستحیل می‌شدند. با توجه به موقعیت جغرافیایی عربستان سعودي و فقدان قدرت نظامی و آسیب‌پذیري آن کشور در برابر همسایگان‌، معامله‌‌ی نظامی، معامله‌ای بود که دربار سعودي به‌سختی می‌توانست از آن صرف نظـر کند. شرط معامله عبارت بود از: خرید اوراق بهادار دولت ایالات متحده‌ی آمریکا از سوی عربسـتان از محـل دلارهاي نفتی. در عوض، درآمد حاصل از بهره‌ی این اوراق بهادار توسـط وزارت خزانـه‌داري ایالات متحـده بـه نحوي هزینه می‌شد که عربستان سعودي بتواند از جامعه‌ی قرون وسطایی خارج شود و پا به دنیای نوین و صنعتی بگذارد.[1]

بنابراین مشاهده کردیم چگونه، امپریالیسم نوین آمریکا عربستان را به بهانه‌ی توسعه و قدرت دفاعی وابسته‌ی خود ساخت و ذات و پشت و پرده‌ی کمک چه بوده است. در ایران، فساد از درون درحال نابود کردن همه چیز است و در عین حال امپریالیسم نوین آماده‌ی بلعیدن جسد نیمه‌جان کشور است. وضعیت کشور به مانند شی‌ای میان دو لبه‌ی یک قیچی است، به هر سو حرکت کند بریده می‌شود. بنابراین بر مردم و مسئولین است که با احتیاط رفتار کنند و مبادا با مخالفت با فساد داخلی به دام امپریالیسم بیفتند.

پاورقی‌ها:

  • (1): Joint Economic Commission Office Riyadh

مراجع:

  • [1]: john perkins, confessions of an economic hitman 2005

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.