زنده‌ماندن

چرا نرخ خودکشی جهان در حال کاهش است و چگونه می‌توان باز هم از آن کاست؟

حسام‌الدین میرجلیلی/ دانشجوی دوره‌ی کارشناسی رشته‌ی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف

معامله‌گری در فیلم «درخواست نهایی1»، که درباره‌ی بحران اقتصادی سال 2008 میلادیست، هنگامی که بر لبه‌ی بام ساختمانی بلند در «خیابان وال2» ایستاده است، می‌گوید: «می‌دونی! آدم وقتی این لبه می‌ایسته، ترسش از افتادن نیست، می‌ترسه که شاید بپره!» خودکشی برای انسان جذاب است. همزمان با این که هنوز ما را اندوهگین می‌کند، در گوشه‌های تاریکی از ذهن‌هایمان، آدمی را به سوی خود می‌کشاند. خودکشی یکی از آسیب‌زننده‌ترین گونه‌های مرگ ]برای اطرافیان فرد[است. خودکشی یک فرزند برای والدین او ترسناک‌ترین کابوس است، در حالی که خودکشی هر یک از والدین می‌تواند برای همیشه زندگی فرزندشان را متأثر نماید. این پدیده تنها نشانه‌ای قطعی از یک وضعیت دردناک روحی و جسمی نیست؛ بلکه نمادی از شکست‌ جامعه نیز هست: اگر زندگی در جامعه‌ای بیش از حد رنج‌آور باشد، شاید آنگاه همگی‌مان سزاوار سرزنش باشیم.

خودکشی برای انسان جذاب است. همزمان با این که هنوز ما را اندوهگین می‌کند، در گوشه‌های تاریکی از ذهن‌هایمان، آدمی را به سوی خود می‌کشاند.

شمار خودکشی در ایالات متحده‌ی آمریکا از سال 2000 میلادی با رشد هجده درصدی همراه بوده است. این نه تنها یک فلاکت است بلکه از نگاه سیاسی نیز مهم است. این رشد، بیشتر در میان سفیدپوستان میانسالی دیده می‌شود که تحصیلات پایینی دارند و در بخش‌هایی زندگی می‌کنند که ساکنانشان همراه با رشد اقتصادی از آن مهاجرت کرده‌اند و از رکود آسیب دیده‌اند. مرگ آنان عارضه‌ای از مشکلات عمیق‌تری است که کلید حلشان، برای برخی برگزیدن کسی مانند دونالد ترامپ به سِمت ریاست جمهوری است؛ در حالی که این معضلات نباید نادیده گرفته شوند.

با این حال، فرای رشد نومیدانه‌ی آمریکا رخداد خوشبینانه‌تری در جریان است؛ این که شمار خودکشی‌ها از سال 2000 در پهنه‌ی جهانی کاهش بیست‌ونه ‌درصدی را تجربه کرده است. کاهشی که به معنای ادامه‌ی زندگی 8/2 میلیون نفر در این بازه بوده است؛ رقمی که سه برابر جمعیت کشته‌شدگان جنگی است. البته نمی‌توان تنها یک دلیل برای این رخداد برشمرد. این کاهش در نرخ‌های گوناگون در گروه‌های مختلف و جاهای متفاوت رخ داده است؛ اما این کاهش در میان سه گروه بیش از دیگر گروه‌ها شایان توجه است. یکی از این گروه‌ها زنان جوان در چین و هندوستان هستند. با اینکه در بیشتر مکان‌ها، افراد مسن بیشتر از جوان‌ترها دست به خودکشی می‌زنند، تمایلی که در مردان بیشتر از زنان است، اما در چین و هند، این زنان جوان‌اند که بیش‌تر دست به خودکشی می‌زنند. گرچه این پدیده رو به کاهش است. گروه دیگر، مردان میانسال در روسیه‌اند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خودکشی و اعتیاد به الکل در میان این گروه گسترش یافت. اما هر دوی این عوارض نیز در حال کمرنگ‌شدن هستند. گروه پایانی، افراد کهن‌سال در سراسر جهان‌اند. شمار خودکشی در میان این گروه به‌طور میانگین بیش از دیگر گروه‌های سِنی مردم است. با این حال این رقم با آغاز هزاره‌ی سوم به افت سریع‌تری دچار شده است.

این که شمار خودکشی‌ها از سال 2000 در پهنه‌ی جهانی کاهش بیست‌ونه ‌درصدی را تجربه کرده است. کاهشی که به معنای ادامه‌ی زندگی 8/2 میلیون نفر در این بازه بوده است؛

اما چرا این گروه از افراد برخلاف گذشته تمایل کمتری برای خودکشی دارند؟ شهرنشینی و آزادی‌های بیشتر، به این رخداد یاری رسانده‌اند. گفته‌های آنانی که به خودکشی دست زده‌اند و خویشاوندان کسانی که در اثر خودکشی مرده‌اند، به ما می‌فهماند که بسیاری از زنان جوان آسیایی بر اثر خشونت همسر و خودکامگی خویشان شوهری‌شان به درماندگی می‌رسند؛ اما هنگامی که آنان به شهرها مهاجرت می‌کنند و همزمان ریسمان‌های دست‌وپاگیر سنن، ضعیف می‌گردد، این زنان گزینه‌های بیش‌تری برای ازدواج با فردی دیگر و یا راهکارهای پرشمارتری جهت رویارویی با همسران کنونی خویش دارند تا زندگی‌شان را قابل تحمل سازند. ترک روستاها از منظر دیگری نیز به کاهش خودکشی کمک رسانده است. مردمان روستایی به علت دسترسی آسان‌تر به ابزارهای خودکشی، که گاهی همان ابزارهای شغلشان به‌شمار می‌آید، بیشتر در معرض اقدام به خودکشی‌اند.

پایداری اجتماعی یکی دیگر از عوامل رخداد این پدیده‌ است. در هرج‌ومرج پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، موقعیت و منبع درآمد بسیاری از افراد میانسال رو به نابودی گذاشت و در این برهه، شمار خودکشی بیکاران با نرخی حدود 5/2 برابر شاغلان رخ نمود. باور بر آن است که آشفتگی مالی سال‌های 2007 تا 2008 و رکودی که در پی آن آمد، به شمار این گونه از مرگ در آمریکا و اروپای غربی، نزدیک به ده‌هزار عدد افزود. با کمرنگ‌شدن آشفتگی و افزایش اشتغال، از شمار خودکشی‌ها نیز به آرامی کاسته شد. به نظر می‌رسد که فقر کاهنده‌ در میان جمعیت کهن‌سال، که در مقایسه با دیگر گروه‌های سِنی جهان با سرعت بیشتری در حال کم‌شدن است، در نزول شمار خودکشی‌ آنان اثر گذاشته است.

اما این کاهش تنها دستاورد تغییرات بزرگ اجتماعی نیست. سیاست‌ها نیز نقش بزرگی در این راستا بازی می‌کنند. هنگامی که «میخائیل گُرباچُف» محدودیت‌هایی بر تولید و توزیع نوشیدنی‌های الکلی در میانه‌ی دهه‌ی 1980 اعمال نمود، همزمان نوشیدن آن‌ها و شمار خودکشی، آشکارا کاهش یافت. با فروپاشی شوروی و کناررفتن سیاست‌های پیشین، این دو پدیده گسترش یافتند. باور بر این است که محدودیت‌های اعلامی از سوی ولادیمیر پوتین در سال 2005 نیز در کاهش اخیر اثرگذار بوده است. دولت‌ها همچنین می‌توانند از پیامدهای نابسامانی‌‌های اجتماعی و اقتصادی بکاهند. سیاست‌های فعالانه‌ی بازار کار، که به قصد بازپروری نیروهای کاری انجام می‌گیرد که شغلشان را از دست داده‌اند و بازگشت آنان را به بازار کار آسان می‌کند، از رخداد بسیاری از خودکشی‌ها جلوگیری می‌نمایند؛ افزون بر این، سرمایه‌گذاری بر خدمات سلامت، خصوصاً آن‌هایی که بیش‌ترین فایده را برای اقشار بیمار و پیر به همراه دارند، می‌تواند تفاوت بزرگی را رقم بزند. ترس از بیماری‌های ماندگار و بی‌درمان از چیزهاییست که افراد را به جست‌وجوی راه‌های سریع رهایی وا می‌دارد. کاهش شایان توجه شمار خودکشی در میان گروه بزرگسال بریتانیا، احتمالاً متأثر از نظام کارای نگهداری تسکینی3این کشور است که در میان بهترین‌ها قرار دارد.

تصویری از مجموعه تصاویر «پنج درجه» گرفته‌شده توسط فِدِریکو بورِلا، عکاس ایتالیایی. این مجموعه از جامعه‌ای کشاورز در «تامیل نادو» هند است که درگیر خشکسالی شده است و خودکشی زنجیره‌ای کشاورزان این منطقه در اثر تغییر اقلیم را به تصویر می‌کشد. در سی سال گذشته 59،300 کشاورز هندی خودکشی کرده‌اند.
تصویری از مجموعه تصاویر «پنج درجه» گرفته‌شده توسط فِدِریکو بورِلا، عکاس ایتالیایی. این مجموعه از جامعه‌ای کشاورز در «تامیل نادو» هند است که درگیر خشکسالی شده است و خودکشی زنجیره‌ای کشاورزان این منطقه در اثر تغییر اقلیم را به تصویر می‌کشد. در سی سال گذشته 59،300 کشاورز هندی خودکشی کرده‌اند.


کوشش در راستای سخت‌کردن دسترسی به ابزار خودکشی نیز یاری‌رسان است. خودکشی به طرزی عجیب عملی بدون عاقبت‌اندیشی‌ و درنگ است. پژوهشی درباره‌ی زنان جوان چینی که به خودکشی دست زده بودند، نشان داد شصت درصد از آنان کم‌تر از دو ساعت به انجام خودکشی اندیشیده و سپس به آن دست زده‌اند و ده درصد نیز کم‌تر از یک دقیقه به آن اندیشیده‌اند. نودوچهار درصد از 515 نفری که در سال‌های 1937 تا 1971 از پرش از «پل دروازه‌ی طلایی4» شهر سان‌فرانسیسکو نجات یافته بودند، همچنان در سال 1978 به زندگی خود ادامه می‌دادند. آنان گفته بودند تعویق در خودکشی به‌گونه‌ای همان جلوگیری همیشگی از وقوع آن است.

دولت‌ها می‌توانند تمهیدات فراوانی را برای کاهش امکان رخداد خودکشی فراهم آورند. سمی‌ترین آفت‌کش‌ها عامل یک‌هفتم از خودکشی‌ها به شمار می‌آیند. هنگامی که کره‌ی جنوبی در سال 2011 به‌کارگیری «پاراکوات5» را غیرقانونی اعلام کرد، شمار خودکشی‌ها کاهش یافت در حالی که از تولیدات کشاورزی کاسته نشد. لازم است فروش داروهای کشنده به مقادیر کم محدود شود، چنان که برخی کشورها محدودیت‌هایی بر آسپرین و «پاراستامول6» اعمال کرده‌اند که اثرات مثبت خود را نشان داده است. با این حال مؤثرترین راهکار، سخت‌گیری دولت در دسترسی به تفنگ است. نیمی از آمریکایی‌هایی که به خودکشی دست می‌زنند، به خود شلیک کرده‌اند؛ این در حالی است که آمار خودکشی در میان آنان حدود دو برابر شمار مربوط به این‌گونه از خودکشی در بریتانیاست که سخت‌گیری‌های زیادی در اعطای اسلحه به شهروندان دارد. گوناگونی شمار افراد دارای اسلحه در هر ایالت این کشور از دلایل عمده‌ی تفاوت شمار خودکشی در میان آنان است.

رسانه نیز در دستیابی به این مهم سهم دارد. خودکشی به طرز شگفتی واگیرگونه است. هنگامی که «رابین ویلیامز»، بازیگر مشهور، در سال 2014 خود را کشت، شیوه و انگیزه‌های او از خودکشی به گستردگی و با جزئیات از سوی رسانه‌ها پوشش داده شد. پژوهشگران برآورد کرده بودند که تا چهار ماه پس از این خودکشی، شمار خودکشی‌ها با افزایش 1800 موردی روبه‌رو شد که اغلب با روشی یکسان انجام گرفته بود. روزنامه‌نگاران باید اخبار این رخدادهای دردناک را در جزئیات کم‌تر همراه با مدارای بیشتری به مردم برسانند.

با این حال، انبوهی از هشتصدهزار نفری که سالانه به کشتن خود دست می‌زنند، در عملی‌ساختن قصد خود شتابان‌اند و بیشترشان را می‌توان با فراهم‌آوری خدمات سلامت، سیاست‌های بازار کار بهتر و اعمال محدودیت بر نوشیدنی‌های الکلی، تفنگ، آفت‌کش‌ها و داروها حفظ نمود.

برای شمار اندکی از مردم، آنانی که به بیماری‌های بی‌درمان دچارند و به دردِ سختِ محتوم به مرگ گرفتار، شاید خودکشی گزینه‌ی پایانی‌ باشد. در چنین شرایطی و با فراهم‌آوری سازوکار قانونی استوار پشتیبان پزشکان، باید به آنان اجازه‌ی همکاری با بیمار را داد. با این حال، انبوهی از هشتصدهزار نفری که سالانه به کشتن خود دست می‌زنند، در عملی‌ساختن قصد خود شتابان‌اند و بیشترشان را می‌توان با فراهم‌آوری خدمات سلامت، سیاست‌های بازار کار بهتر و اعمال محدودیت بر نوشیدنی‌های الکلی، تفنگ، آفت‌کش‌ها و داروها حفظ نمود. به‌خصوص ایالات متحده‌ی آمریکا که می‌تواند با آموختن از تجارب دیگر کشورها از بروز دردهای بیشتر جلوگیری نماید.

این متن ترجمه‌ایست از مقاله‌ی «Staying Alive» مجله‌ی «اِکاِنمیست7» که به تاریخ سوم آذر 1397 در شماره‌ی 9119 و دوره‌ی 429 این نشریه انتشار یافته بود.

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.