سفید یا سیاه؟

عقده‌ی فرشته-فاحشه

پانته‌آ ترابیان/ دانشجوی دوره‌ی کارشناسی رشته‌ی مهندسی‌ و علم مواد دانشگاه

صنعتی شریف

ماجرای دختر خوب و دختر بد، برای همه‌ی ما آشنا است. بعضی‌ زنان تفکیک می‌شوند به باکره‌ی نجیب و آفتاب‌ومهتاب‌ندیده و یا زنی که فقط به درد رخت‌خواب می‌خورد. دوگانه‌دیدن زن، ماجراییست بسیار قدیمی و موجود در تمام سنت‌های باستانی.

عقده‌ی فرشته-فاحشه اولين بار توسط «زيگموند فرويد» وارد روانشناسي شد. در ذهنیت مردانی که به این عقده‌ی روانی دچارند، زنان به دو گروه تقسيم مي شوند: فرشتگان (زنان نجيب، موقّر و معصوم) و فاحشگان (زنان بي‌قيدوبند، بي‌حيا و جسور). در واقع وجود میل و نیاز جنسی در زنان نهی‌ونفی می‌شود، مگر برای زنانی خاص (روسپی‌ها).

بعضی مردان وقتی با زنی که برایشان جذاب است روبرو می‌شوند، ناخوداگاه حس دلبستگی که به مادرشان دارند به ذهنشان خطور می‌کند. لذا برای فرار از این حس، یا به زن به عنوان یک موجود بدون تمایلات جنسی، که شبیه یک فرشته است می‌نگرند یا آنقدر تصورات نادرست به زن نسبت می‌دهند که وی را به سطح فاحشه می‌رسانند.
بعضی مردان وقتی با زنی که برایشان جذاب است روبرو می‌شوند، ناخوداگاه حس دلبستگی که به مادرشان دارند به ذهنشان خطور می‌کند. لذا برای فرار از این حس، یا به زن به عنوان یک موجود بدون تمایلات جنسی، که شبیه یک فرشته است می‌نگرند یا آنقدر تصورات نادرست به زن نسبت می‌دهند که وی را به سطح فاحشه می‌رسانند.


فرشته در ذهن این افراد شامل مادر، خواهر و دیگر زنان شایسته‌ی احترام، و فاحشه شامل زنانی می‌شود که میل جنسی دارند و البته محترم نیستند. فرويد معتقد بود اين طرز فکر در مردان از آنجا ناشی می‌شود که مردها همان عشقی را که زمانی نسبت به مادرشان داشته‌اند، به رابطه با جنس مؤنث پيوند مي‌زنند و در نتيجه دچار تناقض و آشفتگی می‌شوند؛ زیرا تاب تحمل تضاد اوديپال را ندارند (عشقي که به مادر خود دارند را نمی‌توانند با هوس جنسی بیاميزند)؛ بنابراین، زن‌ها را در ذهن خود به این دو دسته تقسيم می‌کنند.

فرويد در سال 1912 نوشته است :«بعضی مردان وقتی با زنی که برایشان جذاب است روبرو می‌شوند، ناخودآگاه حس دلبستگی‌ای که به مادرشان دارند به ذهنشان خطور می‌کند؛ لذا برای فرار از این حس، یا به زن به‌عنوان یک موجود بدون تمایلات جنسی، که شبیه یک فرشته است، می‌نگرند یا آنقدر تصورات نادرست به زن نسبت می‌دهند که وی را به سطح فاحشه می‌رسانند. این نوع از مردان اگر به زنان تمایل جنسی داشته باشند نمی‌توانند عاشقشان بشوند و اگر عاشقشان شوند تمایلی به آن‌ها ندارند و نمی‌توانند بپذيرند که آميزش جنسی لذت‌بخشی را با همسرشان داشته باشند؛ چرا که از آن شرم دارند.» آن‌ها با خود می‌گويند «چگونه می‌توانم با همسرم اينگونه رفتار کنم؟ او مادر فرزندم است!» از نظر آنان زن پاکدامن فرشته‌ای معصوم است. يک قديسه که تنها درخور احترام و محبت است و نبايد قداست عشق را با رابطه‌ی جنسی بی‌شرمانه آلوده کرد. آن‌ها بر اين باورند که رابطه‌ی جنسی آزاد، مختص زنان بدکاره است. اين تصور در نهايت ضربه‌‌ی شديدی را به روابط آن‌ها وارد می‌آورد و اگر به متارکه نیانجامد، موجب طلاق عاطفی می‌شود.

این بیماری تا حد زیادی تحت تأثیر فرهنگ‌ها و باور‌های غلط جامعه، نحو‌ه‌ی تربیت فرزندان و دیدگاه آن‌ها به جایگاه مرد و زن در خانواده است. در جوامعی که تأکید بر حفظ بکارت دختر تا زمان ازدواج است و تعریف آن‌ها از نقش زن و مادر چیزی جز مراقبت و انجام امور خانه نیست، عقده‌ی فرشته-فاحشه در میان مردان مشهود‌تر است.

البته این عقده فقط شامل مردان نیست و شامل بعضی زنان نیز می‌شود. از نظر آن‌ها هم مردان دو دسته هستند. دسته‌ی اول مردانی که شریف و قابل‌احترام هستند و مایلند که با این مردان ازدواج کنند. و دسته‌ی دوم مردانی که پر از شهوت هستند و قادرند روابط جنسی را به هر شکلی انجام دهند. برای این زنان به علت عدم ارتباط صحیح با همسر، تمام نیازها و فانتزی‌های جنسی برآورده نمی‌شود و سعی به برقراری ارتباط با مردان کوچک‌تر از خود دارند تا بتوانند بر آن‌ها حاکم شده و نیازهایشان را طلب کنند. در اصطلاح به این بیماری در زنان «عقده‌ی زلیخا» می‌گویند.

در باب علل ابتلای افراد به این سندروم نمی‌توان موردی مشخص ذکر کرد، اما مسلماً این بیماری تا حد زیادی تحت تأثیر فرهنگ‌ها و باور‌های غلط جامعه، نحو‌ه‌ی تربیت فرزندان و دیدگاه آن‌ها به جایگاه مرد و زن در خانواده است. در جوامعی که تأکید بر حفظ بکارت دختر تا زمان ازدواج است و تعریف آن‌ها از نقش زن و مادر چیزی جز انجام امور خانه نیست، عقده‌ی فرشته-فاحشه در میان مردان مشهود‌تر است.

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.