سه‌گانه‌: احزاب، رسانه و فساد

کارکرد احزاب و رسانه‌ها در مبارزه با فساد

علی بهرامی‌ثانی/ دانشجوی دوره‌ی کارشناسی رشته‌ی مهندسی و علم مواد دانشگاه صنعتی شریف

«هموطنان عزیز؛ یک اصل ثابت و تغییرناپذیر برای حکومتی که به افکار عمومی تکیه دارد، این است که هروقت با مشکلی روبرو می‌شود به منبع قدرت و سرچشمه‌ی لایزال نیروی ملت متوجه می‌گردد.» (1)

مقدمه‌ی اول: جملاتی که محمد مصدق پس از نهضت ملی‌شدن صنعت نفت ایران بر زبان آورد، حاکی از یک تحول بزرگ در ایرانِ پس از انقلاب مشروطه است. تحولی که سال‌ها تمامی وقایع پس از خود را تحت تاثیر قرار داد؛ نهضت ملی‌شدن صنعت نفت نخستین انقلاب حزبی و رسانه‌ای در ایران می‌باشد. جایی که حزب و رسانه بعنوان دو بازوی نظارت بر قدرت، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شدند.

مقدمه‌ی دوم: در ایران تحت سلطه‌ی قاجار(خصوصا نیمه‌ی دوم حکومت این سلسله) یکی از مشکلات بزرگ ایران، فساد گسترده‌ی حاکم از دربار تا مجریان خُرد حکومت بود. فسادی که دامنه‌ی آن حتی ایرانِ پس از انقلاب مشروطه را نیز فرا گرفت. در این میان، نقطه‌ی عطف روند فساد در ایران تاسیس احزابی بود که با افزایش آگاهی، به کمک رسانه، مردم را از حقوق حداقلی‌شان آگاه ساختند و توانستند کرسی‌های مجلس شورای ملی را در اختیار بگیرند.

براستی احزاب و رسانه چه نسبتی باهم دارند؟ احزاب چه نقشی در مهار و یا جلوگیری از فساد دارند؟ رسانه تا چه حد می‌تواند متأثر از احزاب، مانع فساد شود؟ ایران امروز چگونه تعادلی میان احزاب، رسانه و فساد دارد؟ جهان چگونه نگاهی به این مثلث دارد؟

دکتر محمد مصدق، بنیانگذار حزب جبهه‌ی ملی ایران و رهبر نهضت ملی‌شدن صنعت نفت ایران.
دکتر محمد مصدق، بنیانگذار حزب جبهه‌ی ملی ایران و رهبر نهضت ملی‌شدن صنعت نفت ایران.

مک‌دانلد(2) و نِیل(3) در تعریفی که از حزب ارائه کرده‌اند، آن را سازمانی سیاسی معرفی می‌کنند که به دنبال تاثیرگذاری در حکومت است.[1] از همان اوایل اختراع رادیو و تلویزیون، به عنوان اولین ابزار فناورانه موسوم به رسانه بود که حکومت‌ها و سران آن به دنبال استفاده از این ابزار و تاثیرگذاری بر مردم برآمدند و نخستین بار نیز به عنوان ابزاری برای رساندن اخبار مورد استفاده قرار گرفتند. با پیشرفت بشر و افزایش تفکرات متعالی در انسان قرن بیستم، حضور رسانه در زندگی انسان پررنگ‌تر شد و شاهد سربرآوردن انواع رسانه‌های جمعی با زمینه‌هایی انحصاری شدیم. در این راستا، سیاست‌مداران درصدد استفاده‌ی بیشتر، برای تاثیر در حکومت، از رسانه برآمدند و از آن برای ترویج افکار خود استفاده کردند. در این میان اما تنها رسانه‌ی ثابتی که جایگاه خود را هنوز از دست نداده بود، برخلاف آنچه که امروز شاهدیم، جراید بودند.

«هموطنان عزیز؛ یک اصل ثابت و تغییرناپذیر برای حکومتی که به افکار عمومی تکیه دارد، این است که هروقت با مشکلی روبرو می‌شود به منبع قدرت و سرچشمه‌ی لایزال نیروی ملت متوجه می‌گردد.»

با پیشرفت فناوری، بر تعداد رسانه‌ها روزبه‌روز افزوده ‌شد، تا جایی که نزاع رسانه‌ای خود را بعنوان یک اهرم نظارت بر رقیب نشان داد. نمود هر چه بیشتر این امور را می‌توانستیم در انتخابات‌ کشورهای مختلف و یا حواشی مربوط به افراد مشهور ببینیم. هم‌چنین تعدد افکار در دهه‌ی سوم قرن بیستم به دعواهای رسانه‌ای احزاب گوناگون دامن زد. جایی‌ که رسانه در کنار جراید شروع به ترویج افکاری می‌کرد که ماهیت و اصل حکومت‌های پادشاهی را در با تهدید مواجه می‌ساخت. از اولین نقاط عطف تاریخ جهان که متأثر از این امر بود، انقلاب اکتبر 1917 می‌باشد؛ جایی که لنین با سخنرانی‌های گوناگون خویش مردم را در جای‌‌جایِ دنیا به نوعی تفکر سوسیالیستی دعوت می‌کرد. اما در نقطه‌ی مقابل این دیدگاه، کشورهایی با تفکرهای اغلب ملی‌گرایانه و ضد کمونیستی و سوسیالیستی با تقویت بیش از پیش رسانه‌ی خود به مقابله با این حجم از امواج رسانه‌ای گروه‌های چپ در جهان برخاستند. جایی که این دوقطبی‌گری، نوع جدیدی از مبارزات را در جهان باب کرد.

رسانه‌هایی که اکنون خط مقدم مبارزات انسان قرن بیستم شده بودند، وی را ناگزیر به استفاده از قلم و تفکر به جای استفاده از سلاح و نیرو کرده و مستقیما از سوی احزابِ تاثیرگذار در حکومت‌ها، هدایت می‌شدند. اما رفته‌رفته این نوع مبارزات شکلی خصمانه‌تر به خود گرفت، طوری که با فراگیرترشدن قوانین، جنبه‌های نظارتی نیز به خود گرفت. تا جایی که اگر فردی، ولو بدون ارتباط و اطلاع با حزبش مرتکب اشتباهی می‌شد، به صورت گسترده پوشش خبری همراه با نقدها و تحلیل‌های مثبت و منفی زیادی صورت می‌گرفت. تحلیل‌هایی که گاه مثبت و جنبه‌ی تبلیغاتی به خود می‌گرفتند و گاه منفی و در ادبیات طرفین مناقشه و خصوصا احزاب به «مبارزه با فساد» بدل شدند. اکنون رسانه‌های احزاب و جریان‌های گوناگون به نوعی دستگاه نظارتی غیررسمی بر اعمال و تفکرات مؤثران، احزاب و جریان‌ها، در مسیر سیاسی حکومت‌ها بدل شده‌اند.

این مثلث در ایران امروز جایگاهی به خود گرفته است که نتیجه‌ی آن را در گفتار محمود صادقی، نماینده مردم تهران در مجلس دهم شورای اسلامی در سخنرانی خود در تاریخ پانزدهم آذر 1396 در دانشگاه امیرکبیر، می‌توان کنکاش کرد: «پس از گذشت سی‌وهشت سال از انقلاب اسلامی وضع ما بدتر از حکومت شاهنشاهی در مبارزه با فساد است؛ مگر جمهوری اسلامی بنا گذاشته نشد بر اینکه با فساد مبارزه کند؟»

در دوره‌ای که انقلاب اسلامی به وقوع پیوست، مسئله‌ای که بیش از هرچیزی در نگاه اذهان به چشم می‌خورد تکثر حضور افکار مختلف فارغ از میزان حمایت مردمی که داشتند، بود. در دوره‌ی پهلوی دوم با حضور احزابی چون جبهه‌ی ملی، نهضت آزادی، حزب توده‌ و ... فضای انتقاد و هم‌افزایی تا حدی بالا رفته بود، که گروه‌های چپ پای سخنرانی‌های مهدی بازرگان می‌نشستند و از انقلابی‌گری و تغییرات بنیادین صحبت می‌کردند. ملی‌گرایانی نظیر شاپور بختیار، داریوش فروهر و کریم سنجابی نیز پیش از انقلاب، طی نامه‌ای از آزادی مطبوعات و خارج شدن از تک‌حزبی شدن برای خروج کشور از تنگناها سخن گفته و اسلام‌گرایان به رهبری امام خمینی با در دست‌گرفتن جوّ عمومی به کمک اعلامیه‌های گوناگون ایشان، در نهایت منجر به افزایش آگاهی عمومی و رخداد انقلاب اسلامی می‌شوند.

احزاب، مبارزه با فساد و رسانه‌ها همگی در سه رأس مثلثی هستند که فقدان هریک منجر به ظهور حکومت‌هایی می‌گردد که شاهد پربودن زندان‌های آنان و ضعف اقتصادی‌شان هستیم، حکومت‌هایی که نه برخاسته از افکار عمومی بلکه برخاسته از نوعی تفکر خاص و با استبدادهای موضعی و یا کلی می‌باشند.

میشل فوکو(4) استاد فرانسوی الجزایری‌الاصل جامعه‌شناسی دانشگاه هامبورگ آلمان از جمله افرادی بود که دو مرتبه پیش از انقلاب به ایران سفر کرد و پیرامون اوضاع وقت ایران مقالاتی در برخی نشریات منتشر کرد؛ فوکو از نخستین نویسندگانی بود که درباره‌ی حکومت اسلامی در مقاله‌ای تحت عنوان «ایرانیان چه رؤیایی در سر می‌پرورانند؟» می‌نویسد و نقش مهمی را در بازتاب این افکار در اروپا ایفا می‌کند.[2] این درحالی‌ست که حجم زیادی از مطبوعات به وی عتاب کرده و اتهام می‌زنند، اما این مانع کار وی در آن ‌چه انجام می‌دهد نمی‌شود. چراکه قانون صریح مطبوعات در اروپا مخل مثلث مورد بحث ما نمی‌شود. این قانون تا آن حد پیش می‌رود که نماینده‌ی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که از قضا بیشترین طرفدار در انتخابات را نیز دارد، به علت فسادهای فاش‌شده از وی در رسانه‌ها بازنده‌ی بزرگ انتخابات لقب می‌گیرد.[3]

پس از انقلاب اسلامی، تنها رسانه‌ی آزاد کشور مطبوعات بودند. روزنامه‌های کثیرالانتشار وظیفه‌ی رساندن صبحت روشنفکران و احزاب را به گوش مردم ایفا می‌کردند و پرده از فساد حکومت پهلوی، با انتشار اسناد مربوط به آن، برمی‌داشتند. اما هرچه پیش‌تر می‌رویم، با محدودیت‌های بیشتری از حکومت برای احزاب و بالتبع آن روزنامه‌های کثیرالنتشارشان، مواجه می‌شویم. پس از حذف تدریجی احزاب و گروه‌های غیراسلامی از جریان سیاسی ایران، حزب جمهوری اسلامی با بیش‌ترین آرا حزب حاکم شده و پس از آن شاهد تقسیماتی در این گروه می‌باشیم، اما این تقسیمات و گروه‌بندی‌ها نمی‌توانند همچون احزاب پیش از انقلاب مؤثر باشند، به واقع احزاب تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، به سان قایق‌هایی که همگی در یک جهت اما با نوع قایق‌های متفاوت آرایش می‌یابند.

در همین بحبوحه، قوانین گوناگونی نیز وضع می‌شوند که بیش از پیش مانع حضور افراد با تفکرات غیر می‌شوند. از جمله‌ی مهم‌ترین‌های آنان نظارت شورای نگهبان بر سر کارزار انتخاباتی است که تنوع نامزدی نمایندگان را کم کرده و میزان مشارکت مردم را، در انتخابات مجلس نهم طبق آمار اعلامی وزارت کشور، به شصت‌وچهار درصد رساند که حواشی متعددی پیرامون آن نیز شکل گرفت. به گونه‌ای که صحبت مقامات سیاسی وقت کشور در این موارد مملوء از ضدونقیض‌هایی بود که برای هیچ‌کس گره‌گشا نبودند. اتفاقات سال‌های قبل انتخابات مجلس و سال هشتادوهشت نیز بر این وقایع اثر گذاشته بودند. می‌توان گفت رابطه‌ی مردم با حکومت بشدت تضعیف شده بود؛ چرا که هیچ حزبی به آن معنای نقاد و هیچ رسانه‌ی رادیو تلویزیونیِ داخلی این موارد را موشکافانه بررسی نکرده و در بیشتر اوقات حق به‌جانب عمل می‌کردند. اتفاقی که باعث می‌شود رسانه‌های خارجی با اغتشاش در اخبار و بزرگنمایی‌های خاص خودشان بر آتش آن بیافزایند. در همین میان بود که نرخ فرار مغزهایی که پس از سال 1384 شروع به خودنمایی می‌کرد، با شیب تندتری اوج گرفت. کانالیزه‌شدن پیشرفت و اخبار رانت‌هایی که درست یا نادرست محافل عمومی را پر کرده بود، نوید از آینده‌ای نامعلوم می‌داد و عاملی تاثیرگذار بر افزایش هرچه بیشتر نرخ مهاجرت نخبگان می‌شد.

احزاب، مبارزه با فساد و رسانه‌ها همگی در سه رأس مثلثی هستند که فقدان هریک منجر به ظهور حکومت‌هایی می‌گردد که شاهد پربودن زندان‌های آنان و ضعف اقتصادی‌شان هستیم، حکومت‌هایی که نه برخاسته از افکار عمومی بلکه برخاسته از نوعی تفکر خاص و با استبدادهای موضعی و یا کلی می‌باشند. این امر نه‌تنها در مورد فقدان یکی از آن‌ها بلکه در مورد روابط دوطرفه‌ی هر یک نسبت به دیگری نیز صادق می‌باشد. مثلثی که بذر توسعه و پیشرفت حکومت‌هاست.

رسانه‌هایی که اکنون خط مقدم مبارزات انسان قرن بیستم شده بودند، وی را ناگزیر به استفاده از قلم و تفکر به جای استفاده از سلاح و نیرو کرده و مستقیما توسط احزابِ تاثیرگذار در حکومت‌ها، هدایت می‌شدند.

عدم حضور تشکل‌های مختلف در نظام آموزشی کشور و ایراداتی که بدان وارد است همگی از جمله عوامل موثر بر قطع ارتباط میان رسانه، احزاب و مبارزه با فساد می‌باشد. اتفاقی که نمود آن را می‌توان در سخنرانی محمود صادقی همانطور که اشاره شد مشاهده کرد. نمود بیشتر سایش چرخ‌دنده‌های سه‌ضلعی مذکور را می‌توان در فرهنگ جامعه و اوضاع اقتصادی ایران مشاهده کرد. اوضاعی که می‌تواند با یک برنامه‌ی مدون و فراهم آوردن شرایط حضور نخبگان در تصمیم‌گیری‌های مهم حکومت، بهبود یابد. این امر خودبه‌خود با تصحیح نظام آموزشی کشور و ایجاد بسترهای مناسب برای از چهارچوب‌خارج‌نشدن انتقادات و عدم ایجاد اغتشاش‌ها، فضا را برای پیشرفت ایران، متناسب با آنچه افکار عمومی می‌خواهند و متخصصینِ معتمدِ آن‌ها تشخیص می‌دهند، مهیا می‌کند. به عبارت دیگر پیش‌شرط هرگونه پیشرفت؛ تعادل مثلث احزاب، رسانه و مبارزه با فساد است.

پاورقی:

  • (1): توضیحات مصدق پیرامون مردم‌سالاری و نقش ایرانیان در نهضت ملی‌شدن صنعت نفت
  • (2): Mc Donald
  • (3): Neil
  • (4): Paul Michel Foucault

مراجع:

  • [1]:Mc Donald, Neil (1963). The Study of Political Parties. New York.
  • [2]: در جست‌و‌جوی معنویت سیاسی، دانیل دوفر، 2016.
  • [3]: محافظه‌کاران جدید فرانسوی، مارک لیلا، 2017.

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.