مثلث عشق

بررسی عشق از دیدگاه رابرت استرنبرگ، روانشناس معاصر آمریکایی

معصومه صحرایی/ دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد رشته‌ی روانشناسی

عشق یکی از محبوب‌ترین چالش‌ها در آهنگ‌ها، فیلم‌ها و زندگی روزمره‌ی ماست. بیشتر مردم در فرهنگ‌های گوناگون، عشق را به عنوان یک تجربه‌ی هیجانی انسان می‌پذیرند و همانند خشم، اندوه، خوشحالی و ترس یک احساس اساسی می‌دانند. عشق ممکن است برای شما مفید باشد. عاشق‌شدن منجر به افزایش خودکارآمدی و عزت‌نفس می‌شود (1). بعضی از تعاریف برای عشق را می‌توان در لابه‌لای پاسخ‌های مردم نسبت به چیستی عشق، یافت. طی یک زنجیره تحقیقات میدانی، پاسخ‌های کودکان سنین چهار تا هشت سال و گروهی از دانشجویان کارشناسی به پرسش «عشق چیست؟» جمع‌آوری شدند(2). نمونه‌هایی از پاسخ‌های هر دو گروه را در ادامه می‌خوانید:

طبق گفته کودکان سنین چهار تا هشت سال:

  • عشق آن نخستین احساسی است که پیش از آنکه همه‌ی آن چیزهای بد سر راهتان قرار گیرند، حس می‌کنید.
  • عشق وقتی است که مامان، بابا را خیس عرق و با بوی بد می‌بیند و باز هم می‌گویند، تو رابرت شایسته هستی.
  • عشق یعنی با کسی برای غذاخوردن بیرون می‌روید و بیشتر سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌ی خود را به او می‌دهید بدون آنکه بخواهید او از سهم خود چیزی به شما بدهد.
  • عشق وقتی است که دختری به خودش عطر و پسری به خودش ادکلن می‌زند و با هم بیرون می‌روند و یکدیگر را می‌بویند.

طبق گفته‌ی دانشجویان کارشناسی:

  • عشق مانند آسانسور است، شما می‌توانید آن را سوار شوید و به طبقات بالا بروید؛ اما سرانجام تصمیم می‌گیرید کجا پیاده شوید.
  • عشق، به ویژه عشق بدون چشم‌داشت خوب است، مثلاً باقلوا امروز خیلی خوشمزه و شیرین است اما فردا مزه‌ی آن رفته است.
  • عشق وقتی است که معشوق شما تازه از خواب بیدار شده به او نگاه می‌کنید و باز هم فکر می‌کنید که او زیباست.
  • عشق عبارت است از تقدیم آخرین گاز لقمه‌ی خود به کسی.

منشاء و ریشه‌ی عشق چیست؟

پاسخ این پرسش را هیچ‌کس به طور قطعی نمی‌داند. ممکن است عشق فقط یک تخیل خوشایند باشد که ما با دیگران به اشتراک می‌گذاریم، مانند بابا نوئل. شاید هم نظریه‌ی روان‌کاوی که عشق را به‌عنوان جانشین قابل‌قبولی برای میل جنسی کودک نسبت به یکی از والدین تعبیر می‌کند، درست باشد. اکنون پذیرفته‌شده‌ترین تعریف عشق مبتنی بر عوامل تکاملی است(3). وقتی اجداد انسان‌گونه‌ی نخستین ما، ابتدا راه‌رفتن روی دوپا و به صورت عمودی را آغاز کردند، حیوانات را برای گوشت‌شان شکار می‌کردند و سبزیجات خوردنی را گردآوری می‌کردند که می‌بایست آنها را به یک پناهگاه می‌بردند(4). از میان عوامل متعدد، توفیق تولید مثل برای این افراد در صورتی بیشترین احتمال را داشت که زوج‌های جنس مخالف، به‌طور شهوانی به یکدیگر جلب شوند و برای پرورش و حمایت از فرزندانی که به‌وجود می‌آورند، زمان و کوشش صرف کنند. این دو ویژگی مهم (شهوت و تعهد متقابل) از قرار معلوم مبتنی بر زیست‌شناسی است.

ما تمایل جنسی و تمایل پیوند به یک جفت و کودکانمان را داریم زیرا که چنین انگیزه‌هایی به بقا و تولید مثل ما کمک می‌کنند(5). اجداد ما برای یکدیگر بیش از یک شریک جنسی بودند. این یک امتیاز بود که آنها یک‌دیگر را دوست داشتند و به هم اعتماد می‌کردند و اگر می‌توانستند، کارهایی چون شکارکردن و مراقبت از بچه‌ها را تقسیم می‌کردند. از این رو داشتن پیوند برای موفق‌بودن نوع آدمی مهم بود؛ در نتیجه این امکان وجود دارد که انسان‌های امروزی از نظر ژنتیکی مأمور باشند تا در جست‌وجوی رابطه‌ی جنسی باشند، عاشق شوند و والدینی مراقبت‌کننده شوند. بیش‌تر بزرگسالان جوان می‌گویند که انتظار دارند رابطه‌ای تک‌همسری با فردی که عاشق وی هستند داشته باشند(6). افزون بر پشتیبانی‌های ژنتیکی، عوامل مؤثر فرهنگی از طریق آموزه‌های دینی، قوانین مدنی و شیوه‌ی نمایش عشق در آهنگ‌ها و داستان‌ها نیز می‌توانند شهوت و تعهد را تحت تأثیر قرار دهند(7).

«رابرت استرنبرگ» دانشمند روان‌شناسی شناختی اهل ایالات متحده‌ی آمریکا، یکی از افرادی است که معنای متفاوتی از عشق و رابطه را ارائه داد. مفهوم متفاوتی که استرنبرگ معرفی کرد «رابطه‌ی درست» است که به الگوی مثلثی عشق استرنبرگ معروف است. طبق این فرمول‌بندی روابط عاشقانه از سه جزء اصلی تشکیل می‌شوند که به درجات متفاوت در زوج‌های گوناگون قابل مشاهده است.

صمیمیت عشق مشفقانه است. طرفین دارای صمیمیت، نسبت به رفاه و خوشبختی یکدیگر توجه دارند و برای یکدیگر ارزش قایل هستند، یکدیگر را دوست دارند، روی هم حساب می‌کنند و یکدیگر را درک می‌کنند.

یک جزء آن صمیمیت است، یعنی نزدیک‌بودنی که دو فرد احساس می‌کنند و پیوندی که آن دو را باهم نگاه می‌دارد. صمیمیت عشق مشفقانه است. طرفین دارای صمیمیت‌اند، نسبت به رفاه و خوشبختی یکدیگر توجه دارند و برای یکدیگر ارزش قائل هستند. یکدیگر را دوست دارند، روی هم حساب می‌کنند و یکدیگر را درک می‌کنند. جزء دوم اشتیاق است که برپایه‌ی دلدادگی، جاذبه‌ی جسمانی، و میل جنسی است؛ به عبارت دیگر عشق آتشین. مردان در مقایسه با زنان بیشتر احتمال دارد به این جزء تاکید داشته باشند. سومین جزء تعهد است که با تصمیماتی از این قبیل همراه است که عاشق هستید و می‌خواهید با شخصی با تعهد به حفظ رابطه‌ی همیشگی پیوند یابید.

اجداد ما برای یکدیگر بیش از یک شریک جنسی بودند. این یک امتیاز بود که آنها یکدیگر را دوست داشتند و به هم اعتماد می‌کردند و اگر می‌توانستند کارهایی چون شکارکردن و مراقبت از بچه‌ها را تقسیم می‌کردند.

با توجه به مثلث عشق استرنبرگ روابط بسیاری را می‌توان اساساً به وسیله‌ی یک جزء به تنهایی یا به وسیله‌ی ترکیبی از دو یا سه جزء دسته‌بندی کرد که عبارتند از:

1- فقدان عشق: زمانی است که ابعاد سه گانه‌‌ی عشق در روابط افراد بسیار کمرنگ است یا اصلاً وجود ندارد، مانند بسیاری از روابط رسمی که افراد مرتبط با یکدیگر دارند. اگر اساس شخص نسبت به شریک زندگی از این نوع باشد این رابطه در معرض خطر است.

2- دوست‌داشتن: زمانی است که فقط عامل صمیمیت وجود داشته باشد و از دو بعد دیگر خبری نیست یا بسیار کمرنگ است. این نوع عشق پیدایش یک رابطه‌ی دوستی عمیق و حقیقی‌ست. در این حالت احساس دلسوزی، رفاقت، گرمی، مهر، علاقه و هیجانات مثبت وجود دارد؛ اما احساس شور و شوق (شهوت) و تصمیم به تعهد وجود ندارد.

3- شیفتگی (دل‌باختگی): در این نوع عشق بُعد شور و شوق (شهوت) بر روابط افراد یا احساس یک فرد نسبت به دیگری حاکم است. یک حالت شدید شور و اشتیاق است که در آن فرد به شدت و به طور افراطی مجذوب شده است، در حالی که تعهد و صمیمیت واقعی وجود ندارد. در این حالت فرد به صورت وسواس‌گونه از طرف مقابل شخص ایده‌آلی می‌سازد. در این نوع عشق درجه‌ی بالایی از برانگیختگی فیزیولوژی و روانی وجود دارد. این نوع عشق یا وصل به معشوق، به سرعت پایان می‌پذیرد و ممکن است به تنفر تبدیل شود.

4- عشق پوچ (تهی): در این نوع عشق فقط بُعد تصمیم تعهد وجود دارد و سایر ابعاد وجود ندارد یا بسیار کمرنگ است. به طور معمول این نوع عشق در یک رابطه‌ی بلندمدت راکد وجود دارد که در آن زوج‌ها رابطه‌ی هیجانی و عاطفی متقابل را از دست داده‌اند، و یا آنقدر باهم مانده‌اند که به یکدیگر عادت کرده‌اند، یا به علت ترس از بی‌کسی و یا به‌خصوص برای فرزندان با هم می‌مانند. این نوع عشق در ازدواج‌هایی که از پیش ترتیب‌داد‌ه‌شده بیش‌تر دیده می‌شود.

5- عشق رمانتیک: این نوع عشق ترکیبی از صمیمیت و شور و شوق است که بر اساس دوجنبه‌ی جذابیت فیزیکی و عاطفی استوار است. نوعی احساس نزدیکی، قرابت و پیوند میان دو زوج است. در این حالت اعتماد بسیار بالایی نسبت به همسر وجود دارد و به لحاظ عاطفی به‌شدت به او نزدیک است. در این نوع عشق خودافشایی بسیار بالاست و شخص بدون ترس از طردشدن، عقاید و افکار را با همسرش در میان می‌گذارد و زمانی که افکار و احساس خود را برای طرف مقابل ابراز می‌دارد حالت شور و عشق را در اوج خود تجربه خواهد کرد؛ با این حال به دلیل نداشتن بینش و تعهد، امکان تداوم این عشق اندک است و در صورتی که رابطه به علت ارضای نیاز‌های زوجین تداوم یابد به مرور زمان تعهد در روابط آنها به‌وجود می‌آید.

6- عشق رفاقتی: این نوع عشق ترکیبی از صمیمیت و تعهد است. یک رابطه‌ی دوستانه‌ی پایدار، طولانی‌مدت و متعهدانه که همراه با مقدار زیادی صمیمیت است. در این نوع عشق تصمیم بر آن است که شخص همسرش را دوست داشته باشد و به باقی‌ماندن با او متعهد است. این نوع عشق همراه با بهترین روابط دوستانه است که رفتار شهوانی در آن نیست یا کمرنگ است و عطوفت روزانه در آن دیده نمی‌شود. این نوع عشق میان زوج‌هایی که فرزندانی دارند، مشاهده می‌شود.

7- عشق ابلهانه: این نوع عشق، از ترکیب شور و شوق و تعهد به وجود می‌آید و صمیمیت در آن دیده نمی‌شود. زوجین صرفاً بر اساس حالت شور و شوق (شهوت) نسبت به هم متعهد هستند و روابط صمیمانه و عاطفی عمیقی با یکدیگر دارند. این حالت گردبادی از هیجانات است که زود فروکش می‌کند. استرنبرگ معتقد است در این حالت افراد در نگاه اول عاشق یکدیگر می‌شوند و خیلی زود بدون اینکه یکدیگر را بشناسند به داشتن یک رابطه‌ی طولانی متعهد می‌شوند. این عشق خیلی شدید و اغلب وسواس‌گونه است. فرد نمی‌تواند فکر خود را از او رها کند، شدیداً آرزو می‌کند به او نزدیک شود، او را لمس کند و با او در هم آمیزد. این تخیلات به فرد حالت شوریدگی می‌دهد.

8- عشق کامل (آرمانی): این نوع عشق ترکیبی از سه حالت صمیمیت، شور و عشق (شهوت) و تصمیم به تعهد است. در این حالت فرد همسر خود را بعنوان یک انسان دوست می‌دارد و به او احترام می‌گذارد و به او متعهد است و از طریق برقراری ارتباط درست با او احساس نزدیکی می‌کند. رفتار دوستانه، رفاقت‌آمیز، محبت‌آمیز و مراقبت‌آمیز خواهد داشت. روابط زناشویی همراه با تعهد به وفاداری و اوج لذت بدون احساس گناه تجربه می‌شود. استرنبرگ عنوان می‌کند رسیدن به این مرحله خیلی آسان‌تر از نگهداشتن آن است.

پاورقی‌ها:

  • (1). آرون، پارس و آرون 1995
  • (2). هیوز2000 و مرسیون 2003
  • (3). باس و اشمیت 1993
  • (4). سمونیک و دورضمن 2001
  • (5). رنزبرگر 1993
  • (6). وایدرمن و آلجیر، 1996
  • (7). وایدرمن و آلجیر، 1994

مراجع:

  • [1] روان‌شناسی اجتماعی، دکتر رابرت بارو، ن دان بیرن، نایلا برنسکامب، نشر روان

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.