ملت تنها

آتش‌زدن پرچم آمریکا در مجلس شورای اسلامی در واکنش به خروج آمریکا از برجام، خبرگزاری خانه‌ی ملت
آتش‌زدن پرچم آمریکا در مجلس شورای اسلامی در واکنش به خروج آمریکا از برجام، خبرگزاری خانه‌ی ملت

مجتبی نظری امنیه/ دانشجوی مقطع کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف

بعد از شکست برجام، صدای قهقهه از هر طرف‌مان می‌آمد. به قول روزنامه‌ی گاردین، لحظه‌ی رؤیایی اسرائیل بود. اما فقط نخست‌وزیر اسرائیل نبود که می‌خندید؛ این‌جا همه جشن به راه انداخته‌بودند! همه که می‌گویم مسلماً منظورم همه به جز «ملت» است. خلاصه از سردار و سیاستمدار تا عصاره‌ی فضایل «ملت» یا همان نمایندگان مجلس خوشحال بودند؛ به قول معروف: «بهتر که رفت!» آخ که با چه شور و حالی پرچم آتش می‌زنند این عصاره‌ها! خب حق هم دارند! در جدال سیاسی‌شان پیروز شدند که هیچ، از حالا دوباره می‌توانند هرچه بدبختی است به گردن تحریم و توطئه‌ی دشمن بیندازند. یک دل سیر هم «مرگ بر آمریکا» بگویند و یک کارت قرمز به مذاکره با آمریکا بدهند و بعد از جلسه‌ی پربار مجلس شاید یک تماس تصویری با فرزندان‌شان که خیلی اتفاقی در آمریکا یا کانادا زندگی می‌کنند برقرار کنند و وضعیت «کارت سبزشان» را جویا شوند. بالا رفتن از دیوار سفارت عربستان باعث شد آن کشور که باید به خاطر اشتباهش محکوم می‌شد در جایگاه شاکی قرار گیرد؛ حالا هم که کل دنیا کار ترامپ را محکوم کرده‌اند، عده‌ای نابغه‌، باز پرچم آتش می‌زنند تا سهمی از نفرت بین‌المللی را از ترامپ گرفته و مال خود کنند!

به هر حال از هر دو طرف، آن‌ها که می‌خندند، بنده‌های خدا جنگ و تنش خیلی دوست دارند! در روم باستان، افراد مختلف که روی مبارز خود شرط می‌بستند ظاهراً ضد هم بودند اما هر دو مشترکاً از وجود جنگ گلادیاتوری شاد بودند. این وسط، آن مبارز بدبخت باید تاوان جنگ‌طلبی را می‌داد.

حال که از این عصاره‌ی فضایل مسئولیت‌پذیر و دغدغه‌مند صحبت به میان آمد بگذارید یکی از توانایی‌هایشان را به شما نشان بدهم. یکی از آن خبرهای عادی که چند وقت یک‌بار می‌شنویم درباره‌ی کودک‌آزاری است. یک‌بار می‌فهمیم یک پدر مدام بچه‌اش را شکنجه می‌دهد، یک‌بار خبر آزار جنسی به کودک می‌شنویم، یک‌ بار.... پیشنهاد می‌کنم در قوانین بگردید ببینید چقدر برای این معضلات، راه حل پیش‌بینی شده! خودِ تعریف کودک‌آزاری اولین بار در سال 81 وارد قانون شده است! از طرفی این مرجع قانون‌گذاری نزدیک به هفت سال است که لایحه حمایت از حقوق کودکان را رها کرده تا خاک بخورد. خب عجب ملتی هستیم ما با این نمایندگان منتخب‌مان! تازه خوب است شورای نگهبان کلی زحمت می‌کشد آدم‌های متعهد جلوی روی‌مان بگذارد تا بین‌شان انتخاب کنیم ولی باز هم چیز خوبی ازشان در نمی‌آید! چه ملت بیخودی هستیم که متعهدهای‌مان این‌ها هستند. کاش این مجلس که باید در رأس امور باشد کمی به وظیفه خود در نظارت بر دستگاه‌های مختلف عمل می‌کرد. کاش کمی به دنبال چاره‌اندیشی بود. کاش کمی دل‌سوز بود. کاش...

یک سری بحران‌ها دیگر عادی شده. چند وقت یک‌بار از جرائم اعلام‌شده‌ی یک نفر که قرار است اعدام شود یا بازداشت و خودکشی شده‌است، شاخ درمی‌آوریم، یک پیام‌رسانی چیزی هم که فیلتر شده‌است و با بحران نصب فیلترشکن روبه‌رو هستیم، یک تجمع مسالمت‌آمیز صنفی هم که سرکوب شده، اصلاً بگذریم... حالا هم که دوباره قرار است تحریم و تأثیراتش برگردند دیگر می‌شود قوز بالا قوز! کاری کرده‌اند که باید انتظار دلسوزی از رئیس جمهور آمریکا داشته باشیم! آخر می‌دانید در این‌جا فساد و ستم اجازه‌ی تنفس نمی‌دهند. بخشی از مردم طوری جان به لبشان رسیده که فکر می‌کنند بازگشت تحریم بهتر است چرا که می‌گویند: «مرگ یک‌بار، شیون هم یک‌بار».

برجام که اجرا شد صادرات نفت افزایش زیادی پیدا کرد به طوری‌که کسر بزرگی از آن رشد اقتصادی که ایجاد شد به خاطر این مسئله بود و نه تولید در صنعت. مبادلات ارزی هم راحت‌تر شد. حالا با بازگشت تحریم‌ها می‌دانیم که اقتصاد مشت سنگینی خواهد خورد. همین‌طور می‌دانیم که ضربه‌ی این مشت، اول از همه به ملت می‌خورد. سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی کاهش پیدا می‌کند و افزایش قیمت و بی‌کاری هم که دیگر نیاز به گفتن ندارد. اما ملت به تشخیص مسئولین کشور در این شرایط وظیفه دارد که هم امید داشته باشد و هم متحد بماند. اصلاً حالا که شرایط بحرانی است چه معنی دارد اعتراض؟! یعنی چه که دارندگان شغل انبیا به وضعیت حقوقی و صنفی و بازداشت همکاران‌شان معترضند؟ این همه تجمعات کارگری در مقطع حساس کنونی چه معنی دارد؟

باری، ملت هم از داخل می‌خورد هم از خارج! فشار اقتصادی ناشی از تحریم به او وارد می‌شود! خدای ناکرده اگر جنگی رخ دهد هزینه‌ی مادی و معنوی‌اش بر دوش اوست. دلسردی و ناامیدی شرایط اجتماعی مال اوست. بحران محیط زیست برای اوست. تازه به بهانه‌ی شرایط موجود باید خفقان هم بگیرد وگرنه مزدور و توطئه‌‌گر است.

آن‌ وقت ما می‌آییم در مورد امنیت در چنین جامعه‌ای حرف می‌زنیم؟ جایی‌که هیچ‌کس از شرایط فردای کشور خبر ندارد؟ جایی که سایه‌ی تحریم و جنگ بر سرش باشد امنیت وجود دارد؟ شرایط متزلزل اقتصادی هیچ فضایی برای سرمایه‌گذاری می‌گذارد؟ از امنیت شغلی می‌توان حرف زد؟ از امنیت کودکت اطمینان داری؟ البته شما پرچم‌تان را آتش بزنید، برای نیمی از کشورهای دنیا آرزوی مرگ کنید، به قول خودتان از آدم متعهد به جای متخصص استفاده کنید و کلاً به وضعیت و مطالبات مردم اهمیت ندهید. بگذارید این ملت، تنهای تنها بماند.

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام دوهفته‌نامه‌ی دانشجویی «داد» کلیک کنید.