ویرگول
ورودثبت نام
روزنوشت
روزنوشتدانشجو| علاقه‌مند به نویسندگی| برنامه‌نویس آینده
روزنوشت
روزنوشت
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

آتش‌بس، جنگ و روزهای بدون ویرگول

بالاخره پس از چهل روز، توانستیم به ویرگول بیایم. چهل روزی که البته حضور در این‌جا دغدغه اصلی‌مان نبود و هر روزش، با نگرانی برای این بود که در آِینده چه اتفاقی رخ می‌دهد. چهل روزی که همراه بود با صدای بمباران، دیدن رد موشک‌هایی که شلیک می‌کردیم و خواندن و شنیدن اخبار و تحلیل‌هایی که درباره شرایط پیش می‌آمد.

امروز اما، آتش بس اتفاق افتاده و به نظر می‌رسد که قرار است گفتگوها از سرگرفته شوند. این‌که چه می‌شود یا چه رخ می‌دهد را کسی نمی‌داند و تحلیل‌ها و نظرات را به نظرم نباید در این روزها جدی گرفت؛ چون یک‌سوی این ماجرا ایالات متحده و ترامپ است که بی‌برنامگی‌ها و کارهای الله بختکی حاکمان فعلی‌اش صدای متحدان سنتی و همراهان همیشگی‌شان را نیز در آورده . تا جایی که رئیس‌جمهوری فرانسه به ترامپ توصیه می‌کند کمتر اظهار نظر کند. طرف دیگر هم اسرائیلی است که بدعهدی‌ها و خباثت‌هایش بر همگان آشکار است و این‌ها به سبب قرارگیری یک جنایتگار جنگی در کسوت نخست وزیری که خود را چنگیزخان اسرائیل می‌داند بیش از پیش از عیان شده. طرف دیگر هم حاکمان ایران است که می‌دانیم تلاش می‌کنند حتی‌المقدور بر سر مواضع‌شان بمانند و از این رو، رسیدن به صلح اگرچه غیرممکن نیست، اما سخت خواهد بود.

به هرحال، فعلا آنچه که مهم است این است که فرصتی برای تجدید قوا و حفظ آرامش به دست آمده و خوب است که در این روزها کمی از اخبار و وقایع دورشویم و تلاش کنیم به برنامه‌های خود برسیم و امیدوارم که حال همگان خوب باشد و ویرگول‌ هم بتواند به خوبی فعالیتش را ادامه دهد. هرچند که در این‌‌ سال‌ها نشان داده همراه خوبی برای روزهای سخت ماست و همه از محدودیت‌ها و موانع آگاهیم.

ایران
۵
۰
روزنوشت
روزنوشت
دانشجو| علاقه‌مند به نویسندگی| برنامه‌نویس آینده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید