
ایران عزیز ما، در حال گذراندن یکی از سختترین و دشوارترین بخشهای تاریخ پرفراز و نشیب خود قرار دارد. در طی پنج یا شش سال اخیر، ما شاهد انواع و اقسام درگیریهای داخلی، جنگ خارجی، مشکلات اقتصادی، خشکسالی و بحرانهای شدید انرژی بودهایم. کمتر ملتی در جهان امروز و کمتر ملتی در طول تاریخ بشر، چنین فشارهایی را با این شدت تحمل کرده است.
بنابراین، طبیعی است که ما شاهد حجم بسیاری از ناامیدی، خشم، فرسایش ذهنی و گسستگی منطق در بین خودمان، خانوادههایمان و دیگران باشیم و وقتی جامعه این چنین فرسوده شده است، لاجرم ما شاهد بازتولید خشونت و خشم عمومی نسبت به حاکمیت یا بخشهای دیگری از جامعه هستیم. در این شرایط، مهمتر از هر اقدام دیگری کاهش این خشم عمومی و التیام بخشیدن به زخمهای جامعه است.
چه باید کرد؟ نمیدانم!
مسئولیت اینکار بر عهده شهروندان نیست، حکومت مسئولیت این وظیفه را برعهده دارد و خیر حاکمان و جامعه نیز این است که حاکمیت اینکار را انجام بدهد. حالا این میتواند با انجام دادن اصلاحات اقتصادی گسترده ( البته نه به معنای حذف مجدد ارز ترجیحی و تکرار حماقت تکنرخی کردن ارز) یا محاکمه شخصیتهای فاسد و شناخته شده، یا کاهش محدودیتهای اجتماعی است. به هرحال، حاکمیت وظیفه اینکار را دارد و مشاوران و صاحبنظرانی را همیشه در کنار خود دارند.
اما آنچه که من میخواهم بحث کنم دربارهاش این نیست؛ بلکه دعوتی است از افرادی که این یادداشت را میخوانند تا خودشان، حداقل برای آرامش بیشتر خود و رسیدن به کارهای مهمتری که دارند، برای مدتی محدود به این چالش یا هر آنچه دوست دارید اسمش را بگذارید بپیوندند:
اخبار را نخوانید!
اهمیت این توصیه زمانی معلوم میشود که کمی فکر کنیم و به این روند طولانی مدتی که احتمالا اخبار را از رسانههای مختلف پیگیری کردهایم نگاه کنیم و به این پرسشها پاسخ دهیم:
دنبال کردن اخبار چه تاثیری بر روی زندگی ما گذاشته است؟
آیا این مطلع بودن از وقایع و دریافت اطلاعات، از ایران خودمان گرفته تا بولیوی و اوگاندا و دانستن نام تمام ایالتهای ایالات متحده، کدام یک به ما کمک کرده است؟
در کدام یک از مسائلی که برای ما پیش آمده، این اطلاعات به دست آمده اهمیت داشته است؟
این خبرخوانیها، موجب برهم ریختن آرامش روانیمان و اخلال در زندگی روزمرهمان شده یا به آرامش و پیشبرد مسیرمان کمک کرده است؟
آیا این خبرخوانیها، منجر به انتخابهای بهتری برای ما شده است؟ در انتخابات یا مسائل اقتصادیمان کمکی به ما کرده است؟
پاسخ ما به این پرسشها، میزان نیاز ما به خواندن اخبار را مشخص میکند و میتوانیم پس از یک مدتی دور نگه داشتن خود از اخبار و حفظ آرامش روانی خود، آن دسته از موضوعات را از منابع مورد اطمینان و به صورت محدود دنبال کنیم.
بنابراین، آنچه که ما میتوانیم انجام بدهیم، بیش از آنکه کارهای بزرگی باشد، صرفا دوری از مسائلی است که میتوانند ذهن ما را درگیر کنند ، بدون آنکه فایدهای به ما برسانند یا اطلاع داشتن از آنها، منجر به تغییری در وضعیت ما و خود آن مسائل بشود. بنابراین، وقتی شما در جایی قرار دارید که کار نمیتوانید انجام بدهید، بهترین کار این است که تمرکز خود را روی آنچه که میتوانید و در اختیارتان است بگذارید و بیهوده انرژیتان را هدر ندهید.
ضمن آنکه خود انجام اینکار، میتواند چرخه خطرناک بازتولید خشونت در جامعه را بشکند و به مرور جامعه را از شرایط بحرانی فعلی خارج کند؛ چرا که وقتی شما احساس میکنید که در حوزهای که در محدوده اختیارتان قرار دارد درحال فعالیت هستید، کمکم میتوانید چیزهای بیشتری یادبگیرید و برنامه خود را پیش ببرید و آن احساس شکست خوردگی از شما دور میشود.