
یک هفته دیگر انتخاب واحدهایمان آغاز میشود. برای اولینبار است که چنینکاری انجام میدهیم و چینش برنامه کلاسی به عهده خودمان است و طبق معمول و روندی که تا الان شاهدش بودهام، فکر میکنم که خودم و همورودیهایم نوعی ذوقزدگی از این حق انتخاب اندک که البته به نظر میرسد چندان هم زیاد نیست راضی باشیم.
مهمترین درسی که باید استادش را انتخاب کنیم «مبانی برنامهنویسی پیشرفته» است. چرا که برخلاف دیگر درسهایمان که واقعا روند کلی کلاس ارتباطی به استاد ندارد، در این درس چنین وضعیتی نداریم و هر استاد به ساز خود میرقصد. رویه کلی دانشگاه این است که در این درس افراد بیایند و یک سری مفاهیم شیگرایی را یاد بگیرند؛ اما ما استادی داریم که در کنار اینها، یکسری مطلب اضافهتر درباره گیت و گرافیک و ... هم درس میدهد، استادی داریم که خود روند دانشگاه را انجام میدهد و استادی هم داریم که اصلا زبان راست را درس میدهد که گویا اینطور که میگویند اصولا شیگرا نیست و کلا در یک زمینه دیگر کار میکند.
حقیقت این است که انتخابمان سخت است. اولی را انتخاب کنیم، میدانیم که بیچاره خواهیم شد؛ چرا که اصولا معتقد است که باید تمام زمانمان را صرف درس ایشان کنیم و مابقی واحدهای درسی اهمیتی ندارند. درحالی که فارغ از اینکه معمولا دانشجویانش از برنامه درسی اصلی عقب میافتند و دردسرهای زیادی در ترمهای بعدی و به خصوص در زمان انتخاب بستههای تخصصی خواهند داشت، خود درسی که میدهد هم موارد اضافیتر را کامل درس نمیدهد که بگویی میارزد و تنها تعداد تکالیف و پروژههایش را زیاد کرده است.
استاد دومی و سومی هم مشکلات خود را دارند؛ اما قابل تحملترند و به نظرم این شوآف تبلیغاتی که راه افتاده است را ندارند.
به هرحال، از صحبت کردن درباره استادها زیاد خوشم نمیآید و فکر میکنم که وقتی بچههای ترمبالاییتر در گروه ورودیمان هستند و راهنماییهایی میکنند، نمیتوانم به آن راهنماییها و کلا توصیهها اعتماد کنم؛ چرا که عمدتا سوگیری دارند و جدا از آن، استادی که برای یکنفر خیلی قابل تحمل است و خوب درس میدهد، برای دیگری استاد جالبی نیست و حرفهایش را نمیفهمد؛ اما مشکل اصلی این که است که این دوستان به شکل حیرتانگیزی به همراه چندتا از بچهها قصد دارند تا روند را به سمتی ببرند که ما تمام فکر و ذکرمان بشود انتخاب واحدی که البته چندان حق انتخابی دربارهاش نداریم.
البته نیتشان کمککردن است و واقعا هم در طی این چندماه حسابی کمکمان کردند؛ اما دیگر فکر میکنم دارند زیادهروی میکنند و از سوی دیگر، مهمترین گروهی که برای همینکارها ساخته شده در دانشکده کامپیوتر، پر از حرفهایی است که در تناقض کامل با حرفهای اینهاست و آدم گیج میشود. خلاصه آنکه واقعا سردرد گرفتهام.
علیالحساب اگر احیانا کسی این پست را خواند و اطلاعاتی داشت، لطفا زحمت بکشد و بگوید این که زبان برنامهنویسی Rust دقیقا در کجاها و چه زمینههای به درد میخورد و آیا ارزش دارد که سراغش بروم یا نه؛ چون به نظر میرسد استاد خوب و باسوادی دارد و امسال هم روند کلاسیاش خیلی بهتر شده است.