
دو ماه پیش، وقتی با دلایل احمقانهای نظیر «برودت هوا» و «شیوع آنفلوآنزا» دانشگاهها تعطیل شد و کمی بعد، در اواخر دیماه مقامات دولتی با خرسندی اعلام کردند که فضای دانشگاه را مدیریت کردیم، میشد حدس زد که بازگشایی مجدد دانشگاهها همراه با درگیریهایی خواهد بود؛ چراکه عموما دانشجویان نه بر اساس تحلیلهای سیاسی شخصی که برمبنای هیجانات عمومی وارد فضا میشوند و پرواضح بود که تا زمانی که یک انقطاع قابلتوجهی بین وقایع رخ داده در ۱۸ و ۱۹ دی وجود نداشته باشد، ما شاهد درگیری خواهیم بود.
به طور طبیعی هم، با گسترش تجمعات درون فضای دانشگاهها, رسانههای فارسیزبان خارجی آن را پوشش داده و از شعارها و درگیریهای درون دانشگاه بهعنوان ابزاری برای القای همسویی این قشر با شخصیتهای مخالف نظامسیاسی نظیر رضا پهلوی استفاده میکنند. برای همین هم است که رسانه ایران اینترنشنال شعار «جاویدشاه» را پوشش میدهد؛ اما شعار «زن،زندگی، آزادی،جمهوری ایرانی» را پوشش نمیدهد.
ماجرا اما آن است که مهم نیست که این رسانهها چه اهدافی را دنبال میکنند یا اصولا اینها چه شعارهایی هستند. ماجرا آن است که دولت باید به نحوی، فضا را مدیریت کند تا درگیریها کاهش پیدا کند؛ وگرنه با گسترش درگیریها در دانشگاه، لاجرم خشونتها افزایش پیدا میکند و جوگیری افراد درون دانشگاه، منجر به آسیبدیدن خودشان میشود .
چگونگی مدیریت این فضا هم مسئلهی سادهای نیست. ماجرا آن است که مهمتر از مقامات دولتی و سیاسی که اعتباری نزد دانشجویان ندارند، اساتید هستند؛ اساتید دانشگاه، حتی آنهایی که به نوعی مورد نفرت دانشجویان قرار دارند ( به خاطر نوع تدریس، نظراتسیاسی و ...) همچنان یک سطحی از احترام را توی کلاسهایشان دارند؛ بنابراین میتوانند تا حد خوبی، فضا را تلطیف کنند و شدت درگیریها را کاهش دهند.
همچنین، حضور شخصیتهای سیاسی درون دانشگاهها، البته اگر مانند آن شهردار منفور تهران نروند، میتواند بخشی از این هیجانات را در درگیریهای کلامی با این شخصیتها صرف کند. کار نیک دیگر هم این است که حکومت برای جلوگیری از درگیری، طرفداران خود را قانع کند که در مقام دفاع بر نیایند. دفاع آنها، عموما منتهی به درگیریهای شدیدتر میشود و بهتر این است که حداقل آنها به درس خود برسند و برگرداندن مابقی دانشجویان به کلاس درسشان و جمع کردن اوضاع را هم به مسئولان مربوطه بسپارند. برای همه بهتر است.
علیالحساب اما، دولت فضا را رها کرده و اگر قرار بر ادامه این وضع باشد، همان ناترازی انرژی را بهانه کنند و بچهها را برگردانند به خانههایشان بهتر است. ضمن آنکه چندان هم گفتهها و نظرات شوراهای صنفی توجه نباید کرد. حداقل درمورد دانشگاه ما به این صورت است که اصرار بر مجازی شدن دارند تا بتوانند کلاس درس را تحریم کنند و نروند.
در نهایت، امیدوارم هرچه سریعتر به وضعیت ثبات برگردیم. بدون ثبات، با ادامه تنشها، ایران شکست میخورد. هم در بعد نظامی، هم در بعد اقتصادی، هم در بعد اجتماعی و در بعد فرهنگی و تمدنی.