
چیز جالبی که اخیراً زیاد باهاش برخورد میکنم، عدم تمایل خیلی از دانشآموزها به ورود به دانشگاه و تحصیلات دانشگاهیه. چیزی که تا چند سال قبل، تنها مسیر زندگی پس از دبیرستان بود و بیشتر دانشآموزها بعد از دبیرستان نمیتونستند آیندهای بهجز دانشگاه برای خودشون متصور بشن. پس میشه این سؤال رو مطرح کرد که رفتن به دانشگاه واقعاً ارزش داره یا نه؟
هر آدمی برای زندگی و حفظ استقلال، نیاز به درآمد داره. این درآمد (در شرایط عادی!) با خلق ارزش به دست میآد و برای خلق ارزش، باید یک مهارت، هنر، تجربه، تخصص یا مدرک (برای بعضی از شغلها مثل پزشکی یا وکالت) داشت. با توجه به این موضوع، میشه رفتن و نرفتن به دانشگاه رو بررسی کرد:
برخی از مطالعات نشونداده افرادی که تحصیلات دانشگاهی دارند، در مقایسه با افرادی که دانشگاه نرفتند سطح درآمدی بالاتری دارند. اما این شکاف درآمدی به اندازه گذشته عمیق نیست.
اتفاقات اخیر در دنیا، مثل بحرانهای مالی و بیماری کووید-19، نشونداده که افراد دانشگاهرفته کمتر در معرض ناملایمات کاری قرار میگیرند. همچنین این نکته که برای گرفتن بعضی از جایگاههای شغلی، داشتن مدرک دانشگاهی لازم است، هم میتونه ثبات شغلی یک فارغالتحصیل دانشگاه رو زیادتر کنه.
در خیلی از موارد اساتید دانشگاه علاوه بر ایفای نقش معلمی، میتونند ایجادکننده ارتباطاتی با کیفیت با بازار کار باشن. علاوهبر اون، خیلی از دانشگاهها رویدادهایی حرفهای برگزار میکنن که میتونه دید خوبی از فضای کاری دی اختیار افراد بذاره.
برای بعضی از افراد، دانشگاه فرصت زندگی بدون خانواده رو فراهم میکنه. همین استقلال میتونه خیلی از مهارتهایی که معمولاً نمیشه در شرایط عادی بهدست آورد (مثلاً آشپزی، پیداکردن دوست، مدیریت پول و...) رو به آدم یاد بده.
بدون رفتن به دانشگاه و فقط با گذروندن دورههای تخصصی، میشه خیلی از مهارتهای لازم برای کسب درآمد رو یاد گرفت. این کار علاوهبر کسب درآمد سریعتر باعث صرفهجویی در بزرگترین داراییمون، یعنی زمان میشه.
رفتن به دانشگاه معمولاً هزینههای زیادی داره، شهریه، کتابها، وسیلهها، رفتوآمد، هزینه زندگی و... در خیلی از شرایط میشه با این مخارج سرمایهگذاری کرد یا حتی یک کسبوکار راه انداخت.
بدون رفتن به دانشگاه و تمرکز روی یک مهارت خاص، میشه مسیر پیشرفت رو با سرعت خیلی بیشتری طی کرد (بهخصوص در شغلهایی مثل برنامهنویسی). در خیلی از جایگاههای شغلی، تجربه، باارزشتر از مدرک دانشگاهیه.
هیچ تضمینی نیست که در آینده هم به این رشته دانشگاهی، که با علاقه انتخاب کردهاید، علاقهمند باشیم. علاوهبر این ممکن است تحصیلات ما فرصتهایی که انتظار داریم رو محقق نکنند یا کلاً نیاز جامعه تغییر کرده باشه. در این حالتها رفتن به دانشگاه، با توجه به مشکلاتش، میتونه خیلی ترسناک باشه. نرفتن به دانشگاه به ما توانایی انعطاف بیشتر در مواجهه با این تغییرات رو میده.
البته نباید رفتن به دانشگاه رو با کسب دانش اشتباه گرفت؛ به قول نلسون ماندلا:
آموزش، قویترین سلاحی است که با استفاده از آن میتوان جهان را تغییر داد.
پیتر ثیل، مدیرعامل سابق پِیپَل، دانشگاه رو از چهار دید بررسی میکنه:
با این تعاریف میشه نتیجه گرفت که از دید یک مدیر از دنیای فنآوری هم، دانشگاه رسالت قبل رو نداره؛ حتی در برخی از موارد رفتن به دانشگاه ممکنه غیرمنطقی باشه، یا بشه به راحتی جایگزینهای بهتری برای اون پیدا کرد.
با پیشرفت بسیار زیاد اینترنت و بهوجود اومدن سکوهای آموزشی مجازی (مخصوصاً بعد از کووید-19) کسب دانش خیلی راحتتر از قبل شده؛ حتی دانشجوها در بهترین دانشگاهها هم برای انجام تکالیفشون به خیلی از این منابع رجوع میکنن. خیلی از شرکتهای بزرگ دنیا هم شرط تحصیلات دانشگاهی رو برای استخدام برداشتن و داشتن مهارت رو برتر از تحصیلات دانشگاهی میدونن.
با توجه به موارد مطرحشده، واقعاً نمیشه رفتن یا نرفتن به دانشگاه رو بهتر از انتخاب دیگه دونست. در واقع، پاسخ به این سؤال در گرو پاسخ به این سؤاله که: