خیلی وقته لغت آزادی تو جمهوری اسلامی از مفهموم تهی شده، اینقدر از این واژه سوء استفاده شده که دیگه حتی طرفداران حاکمیت هم گردنش نمیگیرن. یکی از این سودجوییها، آزادی در انتخاب هست.
اگر جامعه ایران رو این شکلی گروهبندی کنیم:
گروه اول؛ اکثریتی که خستن و صرفا به تقلید اکتفا میکنن.
گروه دوم؛ اقلیتی که تلاش میکنن در خصوص انتخابهاشون تحقیق کنن.
قاعدتا گروه اول کلا از بحث خارجن، اینا کلا تو یه لیگ دیگه توپ میزنن. اما گروه دوم؛ این افراد احتمالا چیزی رو صرفا بنا به گفته و اعتقاد دیگران قبول ندارن، پس تصمیم میگیرن خودشون بررسی و بعدش انتخاب کنن.
میشه این گروه تلاشگر رو به این شکل دستهبندی کرد:
دسته اول؛ اکثریتی که فکر میکنن بررسی میکنن.
دسته دوم؛ اقلیتی که تلاش میکنن عمیق و جامع بررسی کنن.
به نظر من دسته دوم عامل و محرک پیشرفت فکری در جامعه و بالعکس دسته اول مانع از اون هستن، با اینکه ادعای تحقیق و بررسی دارن؛ اما در واقع همون اکثریت در گروه اول هستن، تقلیدکارن در لباس متفکر!
نوجوانی رو تصور کنین که از طفولیت به شدیدترین شکل ممکن تحت تاثیر عوامل ایدئولوژیک بوده و حکومت هم به طرق مختلف گذاشته پشت این عوامل تا مقاصد خودش رو محقق کنه، این نوجوان تصمیم میگیره انتخاب کنه؛ چه منابعی در اختیارش هست؟ چه میزان عوامل تشویقی و تحریمی براش وجود داره؟ و از همه مهمتر، دوست داره به چه نتیجهای برسه!؟
منابع منتشر شده توسط حکومت، نتیجه مد نظر حکومت رو به همراه داره، فرقی نداره چه حکومتی. خیلی قبل کتاب «نیم دانگ پیونگ یانگ» از رضا امیرخانی رو میخوندم، به طرز عجیبی حس کردم نویسنده خیلی مشکلی با خفقان در کره شمالی نداره، جالب بود عوامل دیکتاتوری رو خط به خط نوشته بود اما نتیجه دیکتاتوری نبود. مشخصا اگر بنا داشت به دیکتاتوری اشاره کنه، شباهت زیادی به ایران پیدا میکرد؛ که هدف نویسنده نبوده.
دختری رو تصور کنین که از کودکی تو خونه و مدرسه تحت تاثیر عوامل دینی بوده، حالا سعی داره بررسی کنه تا نوع پوشش خودش رو انتخاب کنه؛
چه منابعی در دسترس هست؟ منابع حکومتی در تایید حجاب فوق کامل.
مورد پسند خانواده چی هست؟ حجاب کامل.
تمایل خودش چی هست؟ حجاب نیمه کامل.
اگر نتیجهای غیر از انتخاب حجاب از این بررسی در بیاد، باید به عقل طرف شک کرد! اوج انتخاب این دختر بین نوع کامل و نیمه کامل بوده؛ اما اسم این فرایند رو میزاره انتخاب آزادانه حجاب و میاد همه جا فریاد میزنه، حجاب انتخاب خودمه!
پسری رو تصور کنین که از کودکی عضو بسیج کردنش، الان از طرف پایگاه بهش پیشنهاد دادن و حالا باید انتخاب کنه که در سرکوب معترضین شرکت کنه یا نه؛ این دیگه هیچ سوالی نمیخواد، یه دست لباس پلنگی و یه باتوم به هر پسر نوجوانی بدی نتیجه مشخصه، تازه بماند که تریل سواری و جاسوس بازی هم میکنه. بعد فرمانده پایگاه ادعا میکنه سرکوب انتخاب خود این نوجوانان هست!
ادعای آزادی در انتخاب جهتدار مانع از پیشرفت فکری جامعه میشه، با اینکه در ظاهر آزادی نشون میده اما دهنکجی به آزادی هست. اگر این افراد تقلید کنن نتیجه مخرب کمتری داره تا ادای انتخاب رو در بیارن.
اگر کسی منابع مختلف رو عمیق بررسی کرد، انتخابش هم جهتدار نبود؛ اما همسو با نظر اکثریت تقلیدگر در اومد چی؟ هیچی؛ دمش هم گرم، مطمئنا به پیشرفت فکری اون جامعه کمک میکنه. در واقع قرار نیست نتیجه انتخاب حتما مخالف اکثریت تقلید کننده باشه تا بهش گفت انتخاب آزاد، ابدا؛ مهم اینه که بررسی جامع و غیر جهتدار باشه.
یکی از مهمترین شواهد انتخاب درست اینه که انتخاب ما منجر به تعصب نشه، طبیعیه که بررسی تمام جوانب امکانپذیر نباشه و انتخاب نهایی احتمال خطا داشته باشه. پس اگر دیدیم روی انتخابمون متعصب شدیم، بدونیم که نیاز داریم مجددا فرایند انتخاب رو طی کنیم.
انتخاب من، متعقل به منه؛ و انتخاب شما متعلق به شما. به نظرم سعی در انتقال نتیجه نهایی انتخاب بیهوده و سطحی هست. اون چیزی که میشه منتقل کرد تجربیات و تفکرات مسیر انتخاب هست.
انتخابهایی که از مسیر تفکر گذشته و به تعصب تبدیل نشده، حتی در صورت تقابل با انتخاب دیگران، باز هم راه جدید خودش رو پیدا میکنه؛ بدون اینکه ضرری رو متوجه غیر کنه.
ممکن هست تلاش برای انتخاب جامع و غیر جهتدار سریعا به نتیجه نرسه، به نظرم نباید کم صبر بود؛ میشه مجدد منابع جدید رو بررسی کرد، هرچی فرایند طولانیتر انتخاب دقیقتر.