آیا واقعا زمان وجود دارد؟

با گذشت چندین قرن هنوز هم معمای زمان حل نشده است و همچنان برای دانشمندان و فیزیکدانان چالش بر انگیز است و جالب تر این که
بعضی از آنان هنوز مطمئن نیستند زمان وجود دارد یا خیر. تنها چیزی که واقعی به نظر می رسد و آن را تجربه می کنیم زمان حال است، زمانی که در
یک چشم بر هم زدن می گذرد.
زمانی که برای ما می گذرد تنها رو به جلو است که این اتفاق به " پیکان جلو " معروف است.
منظور ما از زمان مجموعه ای تغییرات و حوادثی است که انجام می یابد، از رویداد هایی که به صورت دوره ای اتفاق می افتد مثل طلوع و غروب
آفتاب و چرخیدن زمین به دور خورشید برای اندازه گیری زمان استفاده می شود.
ساعت های ما برای پیگیری زمان با این رویداد ها که به صورت دوره ای تکرار می شوند هماهنگ شده است، پس می توان گفت که زمان را
تنها با تغییراتی که در جهان مادی رخ می دهد حس ی کنیم و می فهمیم، به بیان ساده تر زمان به معنی "تغییر" است.
درک زمان در موقعیت های مختلف
همان طور که میدانید درک زمان برای موقعیت ها و شرایط مختلف یکسان نیست، مثلا وقتی کسی بیکار نشسته باشه احساس میکنه زمان خیلی
کند میگذره و وقتی کسی سر جلسه امتحان و مشغول حل کردن سوالات، احساس میکنه زمان تند می گذره! درک گذر زمان وابسته بر سن و سرعت پردازش مغز
است در واقع مغزی که جوان تر هست سرعت پردازش بالاتری داره و زمان براش دیر میگذره و مغزی که پیر هست سرعت پردازش کمتری داره و زمان
برایش تند میگذره به همین علت در کلاس های درس زمان برای دانش آموزان به کندی و برای معلمان به سرعت می گذرد!
هنگامی که انسان احساس خطر میکنه مغز سرعت پردازشش بالا میره تا انسان متوچه بشه و مواظب باشه به همین علت عملکرد معز
تاثیر زیادی بر گذر زمان دارد.

آیا زمان واقعا وجود دارد؟
آیا زمان واقعا وجود دارد؟


فرضیه انتقال پیام عصبی شیمیایی در مغز
فرضیه انتقال پیام عصبی شیمیایی در مغز می گوید چون انتقال پیام عصبی شیمیایی هست و این شیمیایی بودن تا حد زیادی باعث کند شدن
سرعت پردازش هست، در آینده "میکروروبوت" هایی طراحی می شوند که وارد مغز میشن و انتقال نورون ها از شیمیایی به الکتریکی تغییر بدهند
و در نهایت سرعت پردازش رو افزایش بدن و درکمون از زمان را تقریبا به ۳ میلیون برابر افزایش بدیم، این به این معناست که برای مثال
انسان در یک دقیقه به اندازه چند سال زندگی کند، گرچه این فرضیه رویا پردازانه است و در کل هدف از این فرضیه جایگزینی میکروروبوت ها
به جای انتقال شیمیایی در مغز است.

آیا زمان واقعا وجود دارد؟
آیا زمان واقعا وجود دارد؟

توهم زمان
مشکل زمان در واقع از یک قرن قبل آغاز شد وقتی نظریه های نسبیت خاص و نسبت عام انیشتین، تصور معمول زمان را به عنوان یک
ثابت جهانی درهم ریخت! یکی از پیامد هایش آن بود که گذشته، حال و آینده مطلق نیست.
نظریه های انیشتین همچنین چالشی بسیار جدی در فیزیک به وجود آورد،
زیرا قوانین نسبیت عام "که گرانش و ساختار بزرگ مقیاس جهان را توصیف می کند" با قوانین فیزیک کوانتومی
"که بر جهان خرد حکومت می کند" نا سازگار به نظر می رسد.
حدود چهار دهه قبل فیزیکدانان مشهور "جان ویلر و برایس دویت" معادله ای خارق العاده ارائه دادند که چهارچوبی ممکن برای سازگاری بخشیدن
به نسبیت و مکانیک کوانتومی فراهم می کرد.
اما معادله "ویلر-دویت" همواره مناقشه بر انگیز بوده است، زیرا پیچیدگی عجیب تری از فهم ما نسبت به زمان به نظریه نسبیت اضافه کرده است.
کارلو روولی، فیزیکدانی دانشگاه مارسی فرانسه می گوید:
زمان ناگهان از معادله "ویلر-دویت" ناپدید می شود و این موضوعی است که برای اکثر نظریه پردازان تبدیل به معمایی بی جواب شده است.
شاید بهترین راه برای فکر کردن درباره واقعیت کوانتومی کنار گذاشتن زمان باشد. به این ترتیب توصیف بنیادی از جهان باید بی زمان باشد!
تا به حال هیچکس در استفاده از معادله "ویلر-دویت" برای یکی کردن نظریه کوانتوم و نسبیت عام موفق نشده اند.
با این اقلیت فیزیکدانان که شامل روولی هم می شود معتقدند هر نظریه موفقی از تلفیق دو شاهکار فیزیک قرن بیستم نهایتا جهانی را
توصیف خواهد کرد که در آن زمان به شکل اجتناب نا پذیری وجود ندارد!
فیزیکدان و فیلسوف دانشگاه آکسفورد "جولیان باربور" در کتاب "پایان زمان" پاسخ جالبی را برا این معما مطرج کرده است:
تمام جهان را می توان به فریم های فیلم سینمایی تشبیه کرد. همانطور که در کل فریم های یک فیلم چیزی بنام زمان وجود ندارد در تمام
کیهان هم مفهومی به نام زمان وجود ندارد و جهان همیشه مثل فریم های سینمایی کیهانی فقط در زمان حال حضور دارد، یعنی به جای
مفهوم زمان، تغییرات در جهان را می توان صرفا با مجموعه ای از لحظات زمان حال کیهان وصف کرد.

آیا زمان واقعا وجود دارد؟
آیا زمان واقعا وجود دارد؟

فرضیه زمان گرمایی کارلو روولی:
فیزیکدان ایتالیایی "کارلو روولی" می گوید: گرچه ما در ظاهر تغییر زمان را حس میکنیم، اما این حس در واقع توهمی بیش نیست.
روولی به همران ریاضیدان مشهور فرانسوی "آلن کان" در تلاس است تا بطور دقیق تر چگونگی حقیقیت بی زمان که "زمان گرمایی"
نامیده می شود، می تواند تصویر گذشت زمان را برای ما به وجود آورد را درک کند.
البته برای آنکه بتوانیم فرضیه زمان گرمایی را روی کل جهان هستی اعمال کنیم، لازم است ابتدا نظریه کوانتومی گرانش را در اختیار داشته باشیم.
نظریه ای که به رغم تلاش گسترده بسیار از فیزیکدانان هنوز حاصل نشده است. با این وجود، همین که یک مدل ساده از تابش پس زمینه ی کیهانی
هم توانسته بر اساس فرضیه زمان گرمایی به نتایج واقعی بیانجامد بسیار امید بخش است.
فرضیه مکانیک کوانتایی کارلو روولی:
همانطور که رولی توضیح می دهد، در مکانیک کوانتومی تمام ذرات ماده و همچنین انرژی را می توان به صورت موج توصیف کرد. موج نیز یک ویژگی
غیرعادی دارد، تعداد نا محدودی از آن می توان در یک مکان وجود داشته باشد. اگر روزی نشان داده شود که زمان و مکان از کوانتا تشکیل یافته اند،
تمام آنها می توانند در یک نقطه بدون بعد روی هم تلنبار شوند.
روولی می گوید:
به معنایی فضا در این تصویر ذوب می شوند. دیگر فضا دیگر وجود ندارد، تنها کوانتاهایی وجود دارند روی کوانتاهای دیگر بدون اینکه در فضا غرق شوند.

آیا زمان واقعا وجود دارد؟
آیا زمان واقعا وجود دارد؟

آنها همراه این فرضیه چهارچوبی هم ارائه داده اند که نشان می دهد، چگون آنچه ما به عنوان زمان تجربه می کنیم ممکن است از یک واقعیت بی زمان
و بنیادی تر ظهور یافته باشد.
همان گونه که روولی توصیف می کند، زمان احتمالا یک مفهوم تقریبی است که خود در ابعاد بزرگ ظاهر می شود.
روولی با فهمیدن این که فرضیه هایش راز زمان را عمیق تر می کند، می گوید:
بیشتر دانش فعلی ما روزی گیج کننده به نظر می رسید. من فهمیده ام که این تصویر مشهودی نیست، اما این موضوع فیزیک بنیادی است
یافتن روش های جدید فکر کردن درباره جهان و دیدن اینکه آیا این روش ها کار می کند یا نه.
من فکر می کنم وقتی گالیله گفت زمین می چرخد، به همین شکل غیر قابل فهم بود، فضا برای کوپرنیک شبیه فضا برای نیوتن نبود و فضا
برای نیوتن مانند فضا برای انیشتین نبود. ما همیشه کمی بیشتر می آموزیم.
رولی احساس می کند که یک انقلاب دیگر در مفهوم زمان به همین زودی اتفاق می افتد. وقتی مقاله ۱۹۰۵ انیشتین منتشر شد، تفکر مردم درباره
فضا و زمین را تغییر داد، ما دوباره در آستانه واقعه ای شبیه آن هستیم. وقتی گرد و خاک ها فرو می نشینند، زمان هرچه که باشد می تواند حتی عجیب تر و وهم انگیز تر از آن چیزی باشد که انیشتین تصور می کرد.

اگر به خواندن مقالاتی از این قبیل علاقه مند هستید پیشنهاد میکنم از این لینک دیدن فرمایید!