تأثیر بازی های رومیزی بر روی ویدیوگیم ها


این جمله کلیشه ای که هیچ چیز در خلاء یا از خلاء بوجود نمی آید درباره ویدیوگیم ها هم صدق می کند. این روزها ویدیوگیم ها آن قدر رایج شده اند که اصطلاحات بازی کردن و گیمر توسط خیلی از افراد معادل ویدیو گیم و گیمر بازیهای ویدیویی تلقی می شود که قابل درک است. ولی از طرفی نشان دهنده این است که ویدیوگیم ها در چه ابعاد گسترده ای جانشین چیزی شده اند که زمانی قبل از تولید انبوه بازی های کامپیوتری و کنسولی مردم بازی میکردند.

به جهت تغییر این ضرباهنگ، من قصد دارم مسیر را از بحث های استاندارد و رایج دربار ویدیوگیم ها منحرف کنم و در عوض درباره شکلی از بازی کردن که از قبل وجود داشته و یکی از تاثیرگذارترین عوامل روی ویدیوگیم ها حتی در عصر مدرن بوده صحبت کنم و آن چیزی نیست جز بازی های نقش آفرینی رومیزی یا TRPG.

برای آن هایی که آشنا نیستند، بازی های نقش آفرینی رومیزی نوعی از نقش آفرینی هستند که شرکت کنندگان آن یا به طور واقعی یا به صورت آنلاین دورهم جمع می شوند و همه اعمال در بازی از طریق صحبت کردن بازیکن ها صورت می گیرد. بازیکن ها در چهارچوب قوانین بازی، آزادی گرفتن تصمیمات فی البداهه را دارند و تصمیماتشان شکل و جهت خروجی بازی را تعیین می کند. یک بازیکن که معمولا به او دانجین مستر یا گیم مستر (DM یا GM) می گویند،سناریو ها را می سازد و NPC( شخصیت های غیرقابل بازی) را کنترل می‌کند.بهترین نمونه تقش آفرینی رومیزی که خیلی ها با آن آشنا هستند Dungeons and dragons است.

بعضی از شما ممکن است با خود بگویید که چرا من به جای این که درباره موضوعات روز صحبت کنم، دارم درباره شکلی تاریخ گذشته ار بازی ها یاوه سرایی می کنم.دلیلش همان طور که قبلتر هم اشاره کردم این است که TRPG ها نقش بسزایی در تکامل ویدیوگیم ها داشته اند و در بسیاری از نقاط تحول و رشد اساسی ویدیوگیم ها دخیل بوده اند.به همان اندازه که توسعه و پیشرفت در زمینه مورد علاقه سرگرمی اهمیت دارد، به همان اندازه هم نگاه به عقب و ریشه های ویدیوگیم و این که چه درس هایی می توان از گذشتگان گرفت و بازی های مدرن چه درس هایی می توانند از TRPG بگیرند دارای اهمیت است.

برای خیلی ار شما خوانندگان آشکار است که بیشترین تأثیر TRPG ها در بای های مدرن، در سبک RPG خودنمایی می کند.

تمام ایده تجربه کسب کردن و لول آپ (ارتقاء درجه) یک کاراکتر در طول زمان، به علاوه قابلیت ساخت یک کاراکتر به روشی خاص و سازگار کردن آن کاراکتر با سبک خاص بازی یک بازیکن از امثال D&D زاده شده است. همین موضوع توسعه کاراکتر چنان اهمیتی در بازی های مدرن پیدا کرده که بسیاری از سبک هایی که به طور کامل از RPG جدا هستند هم در خود عناصری از نقش آفرینی را دارند، مثل اضافه کردن سیستم سطح‌بندی (leveling) یا قابلیت نیمه سفارشی کردن برای بازی های اکشن یا شوترهای استاندارد.

اگر بخواهیم نگاه دقیق تری به سبک RPG داشته باشیم، باید گفت بازیهایی مثل Withcher، سری Elder scroll ، و محصولات قبلی Biowareبه شدت تحت تأثیر جهان سازی، فرهنگ های نژادی و قومی (Lore) و داستان گویی هستند که همه این موارد از بازی های TRPG می آیند. این موضوع به ویژه درباره Baldur’s Gate، Kinghts of the old republic و PlanetScape Torment قابل تأمل است که همه این ها به اندازه بازی های کلاسیکشان مورد توجه قرار گرفتند و به طور مستقیم برای ساختن آن ها از بازی های TRPGاستفاده شده بود.

این موضوع مرا به نکته اصلی درباره نقش بازی های نقش آفرینی رومیزی در تکامل بازی ها هدایت می کند و آن این ایده است که بازی ها می توانند داستان های زیبایی خلق کنند. تصادفی نیست که بسیاری از معروفترین و زیباترین داستان ها در میان ویدیوگیم ها از RPG ها بیرون می آیند. چراکه این سبک به روشنی بازیکن ها را تشویق می کند تا در پیشروی داستان دخالت داشته باشد. در سرآغاز ویدیوگیم ها داستان، اگر اصلا وجود داشت دارای نقش جزئی و فرعی نسبت به اکشن بود و چیزی نبود جز توجیه و ایجاد بستری برای هدف بازی. در حالی که بازی های نقش آفرینی رومیزی به بازیکن اجازه دخالت و نقش داشتن در روایت بازی می دادند. وقتی که RPGها به تقلید از این موضوع برآمدند، داستان نقش بسیار بزرگتری در بازی ها به عهده گرفت و سعی بر این شد که همان اندازه که بازیکن درگیر گیم پلی می شود، درگیر داستان هم شود.

با گسترش بازی ها سبک های دیگر هم ظرفیت داستان های جذاب را پیدا کردند و همچنین بسیاری از المان‌های نقش آفرینی را در خود جای دادند. بازی های Bioshock، Dues Ex : Human Revolutions و Red Dead Redemption نمونه های خوبی هستند.اما با همه این اوصاف RPG ها اولین بازی هایی بودند که در گسترش این ایده که بتوان داستان های جذاب و گیرا را در کنار گیم پلی داشت، نقش داشتند.

بازی های نقش آفرینی با گسترش این مفهوم یک جنبه ویژه و بسیار مهم را به RPGهای مدرن اضافه کردند و در واقع این جنبه باعث پرطرفدار شدن بازی های نقش آفرینی شد و آن ویژگی، امکان تصمیم گیری و داشتن انتخاب است. قبل از Baldur’s Gate انتخاب های شما در بازی اگر اصلا وجود داشت بسیار محدود بود.هدف از پیش تعیین شده بود، کاراکتر به سمت هدف هدایت می شد و واقعا فقط یک راه برای رسیدن به هدف بود، که معمولا کشتن هرچیزی که سر راه کاراکتر و هدف قرار داشت بود. اما با پیدایش RPG ها راه های مختلفی برای رسیدن به هدف در نظر گرفته شد. شاید به جای کشتن راهزنانی که روستا را تهدید می کنند، بتوانید آن ها را بترسانید و وادار به عقب نشینی کنید، یا به آن ها رشوه بدهید تا بروند سراغ کس دیگری و به او آزار برسانند یا شاید حتی بتوان بر سر غنائم روستا با آن ها به توافق رسید و شریک شد. در واقع یکی از نتایج قابل توجه وجود چند انتخاب این بود که بتوان کار اشتباه را بر خلاف آن چه خود بازی برای شما تعیین کرده است انجام داد.

باز هم این عنصر انتخاب یکی از عناصر اصلی تجربه بازی های نقش آفرینی رومیزی است که طی آن بازیکن باید عملا در نقش کاراکتر نقش آفرینی کند و تصمیماتی بگیرد که تا آخر بازی نتایج آن همراه او خواهد ماند. این باعث می شود که بازیکن ها تصمیماتی بگیرند که Dungeon Master خود را برای آن ها آماده نکرده و برخلاف ویدیوگیم ها DM نمی تواند به سادگی فقط بگوید«نه تو نمی توانی این کار را انجام دهی» (به استثنای بعضی موارد). در عوض DMناچار است با این موضوع کنار بیاید و داستان را با تصمیمات بازیکن ها تطابق دهد. کاری که بسیاری از ویدیوگیم های روایت محور سعی در انجام آن دارند و بسیار شبیه کاری است که DMها انجام می دهند.

شکی نیست که ویدیوگیم ها در مقایسه با بازیهای نقش آفرینی رومیزی که تنها عامل محدود کننده شان خلاقیت بازیکن ها و صبر و حوصله DM است، پاسخ ها و انتخاب های محدودتری دارند. ولی آن ها درس های خوبی از بازی های رومیزی گرفته اند و آن ها را به خوبی در بازی های سبک RPG به کار بسته اند. این موضوع خود یک اثر جانبی بر بازی های دیگر هم گذاشته است و باعث ترغیب آن ها به پا فرارتر گذاشتن از روایت های ساده ای مثل «شاهزاده را نجات بده» و «آدم بده داستان را بکش» که در بازی های قدیمی رایج بود شده است و باعث حرکت آن ها به سوی توسعه داستان های عمیق تر و با معنی تر و داستان های که بتوان در آن ها درجه ای از کنترل را روی داستان داشته باشد، شده است. اگرچه ممکن است این ایده که چند نفر به مدت چند ساعت دور یک میز بنشینند و در نقش های یک داستان فرو بروند، برای آن ها که با موضوع بیگانه هستند احمقانه به نظر برسد،ولی اثر بازی های نقش آفرینی روی ویدیوگیم ها انکارناپذیر است.

منبع :

https://www.headstuff.org/entertainment/gaming/tabletop-gaming-video-games/