ویرگول
ورودثبت نام
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»، نشریۀ انجمن علمی-دانشجویی دانشکدۀ مهندسی شیمی و نفت دانشگاه صنعتی شریف / کانال تلگرام ما: https://t.me/dardaneshkadeh
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»
خواندن ۲ دقیقه·۷ ماه پیش

جنگ در جنگ

شمارۀ ۱۰۶ | سرمقاله | سپهر جوان

هریک از ما در زندگی خود به‌مانند سرزمینی وسیع می‌مانیم. با خود جنگ‌هایی داریم؛ گاهی بین جنگ و آتش‌بس سردرگم هستیم و در بلاتکلیفی با خود به سر می‌بریم و گاهی اوقات با خود به صلح می‌رسیم. جنگ با خود برخلاف جنگ‌های بیرونی می‌تواند سازنده باشد؛ البته از خاطرمان نرود که جنگ‌ها همیشه تلفات دارند و همیشه در این جنگ‌ها بخشی از وجودمان آسیب خواهد دید، حتی اگر در نهایت فایده‌ای به ما برسد.      

جنگ‌های بیرونی، زایندهٔ جنگ‌های درونی‌اند و رابطه‌ای دوسویه میان آن‌ها برقرار است. در این جنگ دوازده‌روزه، همچنان که موشک‌ها ازسویی به‌سوی دیگر پرتاب و عامل تخریب سازه‌ای می‌شدند، سازه‌هایی درونمان تخریب می‌شد. اولین سازه‌ای که با موشک‌های خیالی تخریب شد، ساختمانی به نام «امنیت» بود؛ البته این ساختمان از قبل هم نمای خوبی نداشت؛ ولیکن با اصابت موشک به نفس‌های آخر خود نزدیک شد. ساختمان‌های دیگری که فروریختند، ساختمان‌هایی دوقلو بودند که «انگیزه» و «امید» نام داشتند. این سازه‌ها نیز از قبل بنیادهای سستی داشتند؛ اما کارگران درونمان همواره تلاش می‌کردند تا آن‌ها را پابرجا و استوار نشان دهند. وقتی این سازه‌ها فروریختند، تکه‌هایش بر پیکر رؤیاهایی افتاد که هنوز شکل نگرفته بودند. سپس نوبت به سازه‌ای رسید که هیچ‌گاه بنیاد محکمی نداشت: «اعتماد». این یکی با انفجاری خاموش از هم پاشید؛ انفجاری که صدا و دود نداشت، اما لرزه‌هایش تا اعماق جان نفوذ کرد. جایی که نمی‌دانستیم ماندن بهتر است یا رفتن، باورکردن بهتر است یا شک‌کردن.

ازسویی دیگر سازه‌هایی نیز در این ویرانی قد کشیدند؛ گویی خاکستر سازه‌های ویران‌شده بستر تولد این‌ سازه‌ها بودند. یکی از سازه‌هایی که انگار با بودجه‌ای کلان در دل این شهر ویران‌شده قد کشیده، سازه‌ای مربوط به حس «دلتنگی» بود. در کنار آن، نهاد «ترس» به قدرت رسید. نهادی که نفوذی بسیار در وجودمان داشت؛ در شب و روز، در کودک و بزرگ‌سال. کارکنانش، همگی انسان‌هایی بودند که دلشان لرزیده بود، هم برای خود، هم برای اطرافیان و برای آینده. این حس به‌سرعت رشد کرد و کنترل بسیاری از تصمیم‌ها را به دست گرفت.

سازه‌ای در نهایت فروریخت و از نو ساخته شد: «دغدغه». این سازه به ما می‌گفت برای چه باید برخیزیم، چرا باید ادامه دهیم، چرا باید تحمل کنیم؛ این سازه مثل نخ نامرئی‌ای بود که اجزای زندگی‌مان را به هم وصل می‌کرد. از این پس این سازه با نمای جدید خود، آموزه‌هایی جدید با خود به همراه دارد و تأثیر غیرقابل‌انکار بر طرز فکر و زندگی‌مان دارد.

اکنون از بلند‌گوهای وجودمان هشداری به گوش می‌رسد: مراقب سازه‌های مفید خود باشید و آن‌ها را محکم‌تر بسازید، سازه‌های فروریخته‌شده را بازسازی کنید و ‌آمادۀ نبرد‌های گاه‌وبی‌گاه زندگی باشید.

جنگسرمقاله
۵
۰
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»، نشریۀ انجمن علمی-دانشجویی دانشکدۀ مهندسی شیمی و نفت دانشگاه صنعتی شریف / کانال تلگرام ما: https://t.me/dardaneshkadeh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید