شمارۀ ۱۰۷ | مصاحبه با آقای دکتر فتوت حول چالشهای موجود در دانشکده | میعاد رضائی و امیرحسین شجاعی
در مصاحبه با دکتر فتوت، از اساتید جوان دانشکده که ممکن است درس سیالات۱ یا ۲ را با او گذرانده باشید؛ با ذکر اینکه از شرایط کنونی آنچنان رضایت ندارد، از موضوعاتی چون چالشهای موجود در دروس اختیاری، ارتباط میان استاد و دانشجو و مشکلات مربوط به دستیاران آموزشی (TA) صحبت شد.
با توجه به کمبود اعضای هیئتعلمی، کاهش دروس اختیاری و افزایش تمرکز دانشجویان بر برخی گرایشها، آیا شما نیز این چالشها را مشاهده کردهاید؟ به نظر شما راهکار مناسب برای مدیریت این وضعیت چیست؟
قبل از هرچیز، از شما بابت اینکه این موارد را بررسی میکنید، تشکر میکنم. به نظرم این اقدام بسیار بجا و ضروری است؛ زیرا این چالشها نیازمند بررسی از دو سمت دانشجو و استاد هستند تا بتوان به شکلی کامل آنها را تحلیل کرد و برآیند آن زمینهساز تغییرات مثبت باشد.
اگر بخواهم از تجربۀ شخصی خودم بگویم، بله؛ در مورد دروس اختیاری این محدودیت وجود دارد. در این چند سالی که در دانشکده هستم، از میان دروس اختیاری، دروس «زبان تخصصی مهندسی شیمی» و «آمار و احتمال مهندسی» را تدریس کردهام. در مورد زبان تخصصی، ابتدا استقبال خوبی از این درس صورت گرفت؛ اما بهطور کلی میتوان گفت معمولاً افرادی بهسمت این درس تمایل پیدا میکنند که بهدنبال گرفتن توصیهنامه هستند.
درس آمار و احتمال نیز درسی بود که برای اولین بار به پیشنهاد بنده در چارت دروس اختیاری دانشکده قرار گرفت و ازنظر من جزو دروس پایۀ مهندسی محسوب میشود. یکی از ایرادات وارد به دانشکده و بهطور کلی اکثر دانشکدهها این است که به این درس، نسبت به دروس دیگری همچون ریاضی عمومی، بهای بسیار کمی داده میشود؛ درصورتیکه در عمل، برخلاف آنها، درسی بسیار کاربردی است. چون این درس جزو دروس اختیاری قرار گرفته و دانشجویان اغلب نگاه محاسباتی و گاهی ریاضی نسبت به این درس دارند، میل آنچنانی به برداشتن آن ندارند. همچنین دوواحدیبودن درس یکی دیگر از دلایلی است که براساس نظرسنجیهای دانشجویان، باعث کاهش رغبت افراد به اخذ این درس شده است؛ البته بنده چندین بار پیگیر سهواحدیشدن درس بودم، اما بنابه دلایلی که هنوز آنچنان واضح نیستند، این مورد از سمت دانشکده مورد پذیرش قرار نگرفته است.
اگر بخواهم از حرفهای خودم نتیجهگیری داشته باشم، علیرغم اینکه با کلیت تنوع و تعدد دروس اختیاری موافقم؛ اما علت اصلی پرجمعیتترشدن بعضی از کلاسها و گرایش بیشتر دانشجویان بهسمت بعضی از دروس اختیاری خاص را در این میدانم که اکثر آنها این دروس را صرفاً براساس سطح یا درجۀ سختی برای کسب نمرۀ خوب و بالاتربردن معدل انتخاب میکنند، نه براساس درجۀ اهمیت و کاربرد عملی و واقعی آنها.
برخی دانشجویان میگویند که دروس اختیاری مرتبط با گرایش مورد علاقهشان کمتر ارائه میشوند و ناچار به انتخاب دروس پرطرفدارتر هستند. نظر شما دراینباره چیست؟
بله؛ این موضوع کاملاً صحت دارد. ممکن است بعضی از دروس اختیاری که در چارت وجود دارند، در یک ترم ارائه نشوند و این هم دلایل خودش را دارد؛ مثلاً مشکل کمبود اعضای هیئتعلمی و اساتید مربوط به گرایش مورد نظر، یکی از مواردی است که باعث میشود آن درس ارائه نشود. برخی از اساتید که قبلاً حضور داشتند و بعضی از دروس را ارائه میدادند، اکنون بازنشسته شدند یا مهاجرت کردند و حضور ندارند.
به نظر شما نحوه و میزان ارتباط دانشجویان با اساتید به چه شکلی است و چگونه میتوان این ارتباط را بهتر کرد؟
اگر بخواهم نظر شخصی خود را بگویم، بهصورتکلی از شیوۀ کنونی آنچنان خوشحال و خرسند نیستم؛ البته این هم دلایل مختلفی دارد. ازنظر من معمولاً دانشجویان با اساتید جوانتر بهتر ارتباط میگیرند؛ بنابراین مسئلۀ تفاوت سنی، یکی از فاکتورهای تأثیرگذار است. عامل مؤثر دیگر، داشتن رابطۀ عمیق و چندبعدی با استاد است. از نگاه من بهعنوان یک استاد، دانشجویی که با هدف یادگیری بیشتر و عمیقتر بهدنبال ارتباط با استاد است، ارتباط بسیار بهتری دارد نسبت به دانشجویی که صرفاً برای بحث نمره و مسائل اینچنینی به استاد مراجعه میکند؛ البته که همۀ اساتید مثل هم نیستند و شخصیت هر استاد با بقیه متفاوت است.
نظرتان در مورد نحوۀ مشارکت دانشجویان در کلاس چیست؟ چه راهکارهایی برای افزایش تعامل بین استاد و دانشجو سراغ دارید؟
به نکتۀ خوبی اشاره کردید. ازنظر من هم رویۀ رایجی که باید در کلاس درس بین استاد و دانشجویان تعاملی سازنده برقرار کند، درحالحاضر آنچنان دیده نمیشود. دلایل مختلفی هم دارد؛ بهعنوان مثال کاهش انگیزۀ دانشجویان برای حضور در کلاس درس یکی از آنهاست. راهکاری که میتوان در نظر گرفت، ایجاد یک سیستم نظرخواهی و نظرسنجی جمعی و کاربردی بهصورت پیوسته در طول ترم و نه صرفاً در آخر ترم است؛ زیرا نظرسنجیهای فعلی در عمل تأثیر قابلتوجهی بر بهبود شرایط همان ترم ندارند. چنین سیستمی نحوۀ آموزش و یادگیری را در طول ترم از دید دانشجویان بررسی میکند، بهطوری که بازخوردهای مستمر آنها کمک بسیار شایانی در بهبود وضعیت خواهد کرد.
چه چالشهایی دربارۀ موضوعاتی از قبیل انتخاب دستیاران آموزشی و نحوۀ انجام آن داشتید؟
بهطور معمول، دستیاران آموزشی باید از بین دانشجویان مقطع دکتری انتخاب شوند؛ اما بهدلیل محدودیتهایی مانند تعداد کم دانشجویان دکتری، از دانشجویان مقطع ارشد نیز استفاده میشود. ازطرفدیگر افت کیفیت دانشجویان ارشد نیز مطرح است؛ مسئلهای که تاحدی ناشی از تمایل دانشجویان برتر به مهاجرت است. به همین دلیل کیفیت دستیاران آموزشی هم پایین آمده و این موضوع چالشی است که نمیتوان راهکار عملی آنچنانی برایش پیدا کرد؛ چون واقعاً از حیطۀ اختیارات استاد خارج است. ضمن اینکه مسئلۀ دستمزد پایین و بسیار ناچیز آن هم باعث شده در حالت کلی میزان رغبت و درخواستها برای فعالیت بهعنوان دستیار آموزشی ازسوی دانشجویان کم باشد و گاهی اساتید خود بهناچار در جستوجوی داوطلب باشند.
اگر صحبت خاص دیگری دارید یا موردی وجود دارد که دوست دارید مطرح کنید، بفرمایید.
در مورد اساتید راهنما گفتید؛ خواستم به این نکته اشاره کنم که درحالحاضر میزان مراجعۀ دانشجویان و بهخصوص ورودیهای جدید به اساتید راهنما بسیار کم است و عدۀ قابلتوجهی از آنها در طول ترم ارتباط آنچنانی با این اساتید نمیگیرند؛ درحالیکه وجود اساتید راهنما برای تسهیل در روند آشنایی دانشجویان با شرایط دانشگاه و حل مشکلات و موانع احتمالی آنان در این مسیر است؛ بنابراین انتظار میرود که تعامل بیشتری ازطرف دانشجویان با این اساتید شکل بگیرد.