تقویمها گفتند | زادروز بتهوون | آرمین کوچکیپور
«لودویگ فان بتهوون» را نمیتوان با چند کلمه و عبارت توصیف کرد؛ اصلاً چنین کاری ممکن نیست. هربار که به آثار او رجوع میکنیم، با فردی تماماً سرسخت روبهرو میشویم؛ کسی که نه با زمانهٔ خود، نه با ما شنوندگان و حتی با درون خود میل به سازگاری نداشت. این لجبازی و سرسختی دقیقاً همان ویژگیای است که آثارش را تا امروز زنده و برجسته نگاه داشته.
در موسیقی بتهوون، صداها، گویی پیش از آنکه ما بخواهیم واکنشی نشان دهیم، مسیر خود را طی کردهاند. حرکتها مستقیم و بیپردهاند، گاهی تند و حتی بیملاحظه و سکوتهایی دارند که شنونده را وادار به تمرکز میکند. هدف این موسیقی هرگز تسلیدادن یا نوازش گوش نیست؛ بلکه قصد درگیرکردن مخاطب را دارد و میخواهد او را به فضایی هدایت کند که چیزی جز تأمل در آن جایگاهی ندارد و در نهایت شنیدن همراه با تأمل است که لذت را برای مخاطب معنا میکند.
استقلال شخصیتی بتهوون، محدود به زندگی و رفتارهایش نبود. این ویژگی را میتوان در ساختار هر یک از آثارش مشاهده کرد. او از الگوهای شناختهشدهٔ موسیقی کلاسیک بهره میگرفت؛ اما هربار آنها را تا لبهٔ فروپاشی پیش میبرد. نتیجه چه میشود؟ موسیقیای که ریشهای محکم دارد و همزمان جلوتر از زمان خود حرکت میکند، کاملا موسیقی آشنایی است؛ اما همراه با آشوبی در وجودمان.
محدودیتها هرگز برای او دیواری مطلق نبودند، حتی وقتی وضعیت جسمیاش به شدت دشوار شد، زبان موسیقیاش نهتنها از حرکت باز نایستاد، بلکه صراحت بیشتری یافت؛ گویی هرچه دنیا بر او تنگتر میشد، او بیپرواتر و جسورتر سخن میگفت. در آثارش هیچ نشانی از ناز و نوازش یا زیباسازیهای غیرواقعی نیست؛ تمام ماجرا مواجههای مستقیم و بیپرده با واقعیت است.
گوشدادن به آثار بتهوون توجه شما را به توانایی شگفتانگیز او در کنار هم قراردادن تضادها جلب میکند؛ خشونت در یک سو، لطافت در سوی دیگر، تردید و قاطعیت، امید و سرسختی. هیچکدام حذف نمیشوند؛ بلکه او آنها را با نهایت صداقت به نمایش میگذارد، بدون آنکه بخواهد آنها را حل کند. شاید همین راز است که موسیقیاش هنوز ما را به اندیشه وا میدارد. او هرگز به دنبال تأثیرگذاری سریع یا جلب رضایت همگان نبود؛ وفاداری به دیدگاه خود تنها چیزی بود که برایش اهمیت داشت و به همین دلیل آثارش از زمان خود فراتر رفته و حتی امروز، پس از گذشت سالها، همچنان معنا و قدرت خود را حفظ کردهاند.
گوشدادن به بتهوون یعنی مواجهه با هنرمندی که هرگز تن به ظاهرسازی و سادهسازی نداد؛ نه در موسیقی و نه در زندگی. به نظر من، همین انتخاب اوست که نامش را با جدیت، قدرت و صداقتی کمنظیر پیوند زده است.
بتهوون به ما یادآوری میکند که عظمت نه در تطابق با جهان، بلکه در صداقت با خود و جسارت در بیان حقیقت نهفته است. هر شنوندهای که با آثار او مواجه میشود، با هنرمندی روبهروست که مرزهای زمان و محدودیتها را پشت سر گذاشته و صدای خود را جاودانه کرده است. موسیقی او، همچون بازتابی از روحی سرسخت و بیپرده، همچنان ما را به تفکر، به چالش و به زندگی دعوت میکند؛ شاید همین است راز ماندگاری او، راز هنری که نه فقط شنیده میشود، بلکه به واقعیتی از زندگیمان تبدیل میشود.