شمارۀ ۱۰۶ | پشتصحنۀ حقیقتهای پنهان در سایۀ روایتها | فاطمه صالحی
فرض کنید امروز هیچ رسانهای در دسترس نباشد؛ نه شبکههای اجتماعی، نه تلویزیون و نه خبرگزاریها. حالا چگونه از جهان اطراف خود باخبر میشوید؟ آیا اصلاً برایتان اهمیت دارد؟ براساس نظرسنجی مؤسسۀ Pew در سال ۲۰۲۳، بیش از ۷۰ درصد مردم جهان دستکم یک منبع خبری را روزانه دنبال میکنند. رسانهها در عصر حاضر نقشی اساسی در شکلدادن به افکار، برداشتها و تحلیلهای افراد دارند. در این متن به روندهای اثرگذاری آنها میپردازیم تا روشن شود که تا چه اندازه تحت تأثیر این جریانها قرار داریم.
تأثیر رسانهها بر افکار
سه نظریۀ کلیدی دربارۀ عملکرد رسانهها وجود دارد: برجستهسازی، چارچوببندی و اولویتدهی. در وهلۀ اول، رسانه تعیین میکند که ما به چه چیزی فکر کنیم. در اینجا موضوع این نیست که طبق خواستۀ آنها به مسئله فکر کنیم، همین که درگیر موضوع شویم، کافی است. شما را درگیر چیزی میکنند که تا دیروز اصلاً مهم نبود. امروز دغدغهمان کمبود آب و برق است و فردا خود را در حال بررسی نتایج مذاکرات مییابیم.
در مرحلۀ بعد، رسانه تعیین میکند که چگونه دربارۀ آن موضوع بیندیشیم؛ مثبت، منفی، امیدبخش یا تهدیدآمیز... لحن گزارش، انتخاب واژهها و ترتیب ارائۀ اطلاعات، بر احساس و برداشت مخاطب تأثیر میگذارد. رسانه میتواند افزایش قیمتها را در قالب «خیانت دولت به مردم» یا در قالب «مشکلات اقتصاد جهانی» گزارش کند. سپس در اقدامی زیرکانه، نوبت به شکلدهی و تنظیم معیارها میرسد. با تکرار و تکرار، ذهن ما به شنیدن مداوم ویژگیها و معیارهای خاص عادت میکند و ناخودآگاه آنها را در تحلیلهای خود به کار میگیرد.
شاید تصور کنید که تابهحال رسانه نتوانسته اینچنین بر شما تأثیر بگذارد؛ اما این به تعریف شما از «رسانه» برمیگردد. رسانه فقط تلویزیون یا خبرگزاریهای پرمخاطب نیست. امروزه رسانه میان مردم و نهادهای دولتی تقسیم شده است. از برجستهسازیهای آشنای اخیر میتوان به موضوع مهاجرت، پررنگشدن نام یک شرکت لبنی، بحران غزه، مسئلۀ حجاب و ممنوعیت سگگردانی اشاره کرد. البته در برخی از این موارد، برجستهسازی صرفاً توسط رسانهها اتفاق نیفتاد و عوامل دیگری هم مؤثر بودند.
در کنار همۀ اینها، سه عامل اثرگذار و مهم دیگر هم وجود دارد. اول، اینفلوئنسرها هستند؛ افرادی که با حرفها و رفتارشان ناگهان موجی از احساسات و افکار ایجاد میکنند و باعث تشدید دوقطبی در جامعه میشوند. هر روز دو طرف این ماجرا، بیشتر از هم متنفر میشوند و درگیریها شدت میگیرد. حتی رسانههای رسمی هم ناگزیر تحتتأثیر این افراد قرار میگیرند.
دوم، موضوع اتاق پژواک است؛ هوش مصنوعی، دادههای شخصی و روانی ما را ثبت میکند و شبکههای اجتماعی فقط چیزی را نشان میدهند که ما دوست داریم ببینیم. همین باعث میشود از آن لذت ببریم و متوجه نشویم که دید و نگاهمان بهشدت محدود شده است.
سومین مورد، همان بمباران خبری است؛ هر وقت بحران یا اتفاق بزرگی اتفاق میافتد، موجی از اخبار با تیترهای جنجالی و نگرانکننده منتشر میشود. این شرایط باعث استرس، کاهش توان تحلیل و اعتیاد به پیگیری اخبار میشود. در نهایت چیزی که بیشترین آسیب را میبیند، سلامت روان است که آثار آن ممکن است تا مدتها باقی بماند. برای همین شاید بهتر باشد در چنین مواقعی فقط سراغ منابع معتبر برویم و تاحدامکان، زمان پیگیری اخبار را کم کنیم.
سوگیری رسانهها
قربانی، اغتشاشگر، منافق، آقازاده، مزدور، خائن، شجاع، معترض، مقاومت، خیزش، نفوذ، غیرنظامیان و... . هرجا این کلمات را دیدید، یادتان باشد اینها خودِ خبر نیستند، بلکه دارند احساس شما را شکل میدهند. برای مثال، در اعتراضات ایران در سال ۱۴۰۱، رسانههای داخلی و خارجی به طرز متفاوتی از واژههای «اغتشاشگر» و «معترض» استفاده کردند؛ این دقیقاً نمونهای از سوگیری رسانهای است.
نمونۀ دیگر، پوشش رسانههای آمریکا پیش از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ است. آنها با تمرکز بر وجود «سلاحهای کشتار جمعی» به توجیه حملۀ نظامی پرداختند؛ اما بعدها مشخص شد چنین سلاحهایی اصلاً وجود نداشت.
برای تشخیص سوگیری میتوان این چهار سؤال را مطرح کرد:
• مسئله چیست؟
تهدید سلاحهای کشتارجمعی در عراق
• چه کسی مقصر است؟
رژیم صدام، بدون شواهد مستقل کافی
• چه ارزشهایی برجسته میشوند؟
امنیت ملی و دموکراسی
• راهحل پیشنهادی چیست؟
حملۀ نظامی
یک مطالعۀ علمی تازه (مقالۀ «Revealing The Secret Power»، اکتبر ۲۰۲۴) بیش از ۱۳ میلیون توییت مرتبط با جنگ اوکراین و روسیه را بررسی کرده و نشان داده که الگوریتمهای شبکههای اجتماعی گاهی بهطور پنهان برخی محتواها را کمتر نمایش میدهند؛ یعنی دیدگاههایی را مخفی میکنند بدون اینکه کاربر یا حتی پلتفرم متوجه شود.
علاوهبر این، دیدگاه شخصی خبرنگاران روی خبرها نقش دارد. این موضوع تاحدی قابلکنترل است؛ اما بهطور کامل قابلاجتناب نیست. چه ناخودآگاه و چه آگاهانه، خبرنگاران تحتتأثیر آن قرار میگیرند. حتی این متن هم، با وجود استناد به منابع، ناگزیر تحتتأثیر ذهنیت من قرار گرفته است.
جایگاه رسانه در ایران
هر جامعهای که ذرهای از «آزادی» خود بگذرد تا اندکی «امنیت» به دست آورد، نه لایق آزادی است و نه لایق امنیت؛ و در نهایت هر دو را از دست خواهد داد!
بنجامین فرانکلین
طبق گزارش سازمان خبرنگاران بدون مرز (RSF) در سال ۲۰۲۴، ایران در شاخص آزادی مطبوعات در رتبۀ ۱۷۶ از میان ۱۸۰ کشور؛ یعنی جزو پنج کشور انتهایی قرار گرفته است، رسانههای داخلی تحتنظارت نهادهای حکومتی فعالیت میکنند، بهطوری که رسانههای مستقل عملاً وجود ندارند. خبرنگاران در بسیاری موارد با اتهاماتی مانند «تبلیغ علیه نظام» بازداشت میشوند، اینترنت ملی (NIN) راهاندازی شده، استفاده از VPN ممنوع و هزینۀ اینترنت بینالمللی افزایش یافته است، دسترسی مردم به منابع آزاد جهانی محدود است و مردم اغلب بین اخبار رسمی و رسانههای خارجی یا شبکههای اجتماعی تضاد اطلاعاتی میبینند که تشخیص واقعیت را دشوار و اعتماد عمومی را کاهش میدهد.
طبیعی است که هیچکس به رسانهای که وجودش را انکار و صدایش را خاموش میکند، اعتماد نخواهد کرد و در نتیجه، بیاعتمادی به رسانه باعث کاهش مشارکت اجتماعی، گسترش شایعات، تضعیف جامعۀ مدنی، سردرگمی مردم و بیاعتمادی عمومی به نهادهای دولتی و رسمی شده است. در چنین وضعیتی، مردم ناگزیر به رسانههای غیررسمی و شبکههای فارسیزبان خارج از کشور روی میآورند؛ با اینکه بسیاری از مردم متوجه سوگیری رسانههای خارجی هستند، اما اغلب آنها را رسانههای آزادتر میدانند. تا زمانی که رسانه در خدمت قدرت و ابزار سلطه باشد، نه در کنار مردم، بیاعتمادی همچنان باقی خواهد ماند.
در نهایت، پرسش مهم این است: به کدام رسانه میتوان اعتماد کرد؟ واقعیت این است که هیچ رسانهای کاملاً بیطرف نیست، همانطور که هیچ انسانی نیست. هر بار که مطلبی میخوانیم، بخشی از دنیای ذهنی خودمان را شکل میدهیم؛ بنابراین بهتر است با آگاهی بخوانیم، گوش دهیم و بهجای واگذارکردن فکرکردن به دیگران، خودمان انتخاب کنیم که میخواهیم چه چیزی را باور کنیم.
برای مطالعۀ بیشتر و دسترسی به منابع به این لینک مراجعه کنید.