شمارهٔ ۱۰۹ | مصاحبه با دکتر سعادتمند دربارۀ مسائل آموزشی | محمدیاسین اسعدی و سپهر جوانمجرد
پس از انتشار شمارۀ ۱۰۷ و دریافت بازخوردهای متفاوت از استادان و ادامۀ پیگیریها، بر آن شدیم تا مصاحبهای با خانم دکتر «سعادتمند» که مسئولیت معاونت آموزشی دانشکده را نیز برعهده دارند، ترتیب دهیم. این گفتمان که در ۲۶مردادماه سال ۱۴۰۴ شکل گرفت، حول موضوعات آموزشی و چالشهایی است که ممکن در این مسیر به وجود آید.
از فروردینماه سال جاری بهعنوان معاونت آموزشی دانشکده منصوب شدید؛ این مسئولیت شامل چه وظایفی است؟
معاونت آموزشی، همانطور که از نامش پیداست، مختص به اموری است که به آموزش دانشکده مربوط میشود؛ در اینجا ارتباط با طرفین مؤثر در برگزاری یک کلاس درس، یعنی استادان که دروس را ارائه میدهند و دانشجویان که دروس را اخذ میکنند، مهم است. موضوع دیگر بحث تنظیم برنامۀ درسی است؛ دروس متنوعی وجود دارد که اگر استادی برای ارائۀ آن وجود نداشت، باید در راستای یافتن استاد، حتی استادان جدید اقدام کنیم. موضوع دیگر، بحث فضای آموزشی است؛ بهطور مثال کلاسهای درس برای برگزاری ازنظر نور، سرمایش و گرمایش، پردۀ نمایش و... مناسب باشد. موضوع دیگر سیاستهای کلی آموزشی است؛ ممکن است در مواقعی تغییراتی در سیاستهای کلی به وجود بیاید و برنامهریزیهای جدید پایهگذاری شود. قسمتهایی نیز مربوط به ارتباط تنگاتنگ با دانشجویانی است که در مسیر آموزش خود دچار مشکلاتی میشوند؛ ممکن است نیازمند تمدید سنوات باشند یا درخواست حذف ترم یا حذف پزشکی و... داشته باشند. در این بین آزمایشگاهها نیز حائز اهمیت هستند؛ ممکن است مشکلاتی ببرای دستگاهها به وجود بیاید و نیازمند تعمیر باشند یا حتی بررسی اینکه شرایط دستیاران آموزشی در آزمایشگاهها به چه صورت است.
بهصورتکلی یکی از موضوعاتی که اخیراً مهم شده است، پایهریزی برنامۀ درسی جدید برای دانشجویان مهندسی شیمی است؛ زحمات زیادی از چندین سال گذشته کشیده شده است و امیدواریم بتوانیم هرچه سریعتر به یک جمعبندی برسیم و برای دانشجویان ورودی ۱۴۰۴ از این برنامۀ جدید بهره ببریم. برای مهندسی نفت این تغییرات جدید در چارت درسی در سال ۱۴۰۲ اعمال شد.
طبق متنی که در شمارۀ ۱۰۰ با تیتر «سوزنی اختیاری و دنیایی جبر» منتشر کردیم؛ دروس اختیاری در برخی گرایشها در حد یک یا دو درس است و برای برخی گرایشها نیز درسی وجود ندارد. به نظر شما چه راهکاری برای متنوعترشدن دروس اختیاری وجود دارد؟
بله، همینطور است؛ متأسفانه تعداد دروس ارائهشده برای برخی گرایشها بسیار کم است. یکی از اهداف برنامۀ درسی جدید نیز در همین راستا است؛ دانشجو از ترم پنج یا شش، یک سبد گرایش خاص را انتخاب خواهد کرد و دروس آن سبد را میگذراند و بهتبع آن باید درس به حد کافی ارائه شود تا دانشجو دچار مشکل نشود. نکتۀ دیگر بحث تمایل همکاران برای ارائۀ این نوع دروس است؛ همانطور که میبینید ما با کمبود نیروی هیئتعلمی مواجه هستیم و متأسفانه در چند سال گذشته چند نفر از اعضای بسیار خوب ما بازنشسته شدند و ازآنطرف استخدام نیروهای جدید محدود است؛ اینکه افرادی متقاضی چقدر رزومۀ خوبی دارند، بسیار مهم است.
نکتۀ دیگر این است که چقدر دانشجویان از دروس اختیاری استقبال میکنند؟ من وقتی دانشجوی همین دانشکده بودم، درسهای اختیاریای گذراندم که بسیار درسهای خوبی بودند؛ ولی بهعنوان عضو هیئتعلمی که وارد شدم، آن درسها دیگر نبودند. زمانی که از مسئولین پرسوجو کردم، دلیل را تعداد کم ثبتنامیها عنوان کردند؛ مقداری هم این موضوع به خود دانشجویان باز میگردد. یک موضوعی که دارد اتفاق میافتد و نمیخواهم تمام دلیل این موضوع را به آن نسبت دهم، این است که دانشجویان نیز بهسمت اخذ دروس خاصی میروند تا نمرۀ بالایی بگیرند. بهعنوان مثال من با دکتر فرهادی دو درس داشتم و بااینکه جزو دانشجویان ممتاز دانشکده بودم، نمرۀ بالایی از آن درسها نگرفتم و حتی گرایشی که انتخاب کردم نیز مرتبط با آن دروس نبود؛ اما خیلی نکات از آن درسها یاد گرفتم. نگاه ما به دروس بهتر است نگاهی باشد که جنبههایی از یادگیری و کاربرد آنها در آیندۀ شغلی را در نظر بگیرد؛ نه فقط نمره.
به نظر شما چه راهکاری برای بهبود عملکرد دستیاران آموزشی و همچنین رفع کمبود آنها وجود دارد؟
توجه داشته باشید که مشکلات دستیاران آموزشی به چند موضوع بازمیگردد. یک موضوع این است که دانشجو به این فکر میکند که دستیار آموزشی بودن چه سودی برایش دارد؟ همانطور که میدانید مقدار حقوق دستیاران آموزشی بسیار کم است و انگیزۀ بسیاری از دانشجویان گرفتن توصیهنامه از استادان است؛ ولی بهتر است با دید تجربه به آن نگاه کنند، اینکه یاد بگیرند چطور یک کلاس را مدیریت کنند و چطور دنبال سؤال بگردند. همین تجربهای که برایشان به وجود میآید، میتواند لذتبخش باشد. یک راهحل دانشکده، اجباریکردن گذراندن تیای صفر برای دانشجویان دکتری است که به این شکل نیز بهدلایل مشغلههای کاری، پروژه و اجبار در کار دچار مشکل میشویم. توجه داشته باشید که دانشجویان کارشناسی بر طبق قوانین آموزش کل نمیتوانند دستیار آموزشی شوند؛ اما در دانشکدۀ ما دانشجویان که رتبههای خوبی در المپیاد دانشجویی کسب کردند، میتوانند دستیار آموزشی شوند و میتوانم بگویم طبق تجربه، این دانشجویان از دستیاران آموزشی خوب ما هستند. در این موضوع میتوانم ذکر کنم که حتی در یکی از دروس خود، مجبور به جستوجو و درخواست برای پیداکردن یک دستیار آموزشی شدم.
در مورد راهکارهای افزایش انگیزۀ دانشجویان، موضوع حقوق دستیاران آموزشی مربوط به دانشگاه است و ما نمیتوانیم در تغییر آن دخیل باشیم. موضوع دیگر آن است که نمیتوان فقط با یک تجربۀ دستیار آموزشی بودن به همۀ افراد توصیهنامه داد و این نیز از انگیزۀ دانشجویان میکاهد. استقبال و مشارکت دانشجویان از کلاس دستیار نیز حائز اهمیت است و زمانی که دانشجویان کمی در کلاس مشارکت میکنند، انگیزۀ دستیار آموزشی نیز کاهش مییابد. البته منکر این نمیشوم که سبکوسیاق آموزش آکادمیک نیز در حال تغییر است و دانشجویان کمتر تمایل دارند در کلاس درس حاضر شوند؛ بهطورمثال آنها میتوانند اشکالات خود را از مدلهای هوش مصنوعی بپرسند؛ ولی آیا این کافی و درست است؟ من نیز فکر کردم که شاید بهتر باشد نحوۀ برگزاری کلاسها تغییر یابد و بهسمت تعاملی پیش برود؛ مانند تغییری که در نحوۀ برگزاری کلاس حل تمرین موازنۀ ترم ۲-۱۴۰۳ انجام شد که این روش برای درسهای تخصصی نیاز به دانشجوی علاقهمند دارد که کار را مشکلتر میکند.
در مجموع استاد، دستیار و دانشجو باید به شکل چرخشی کنار هم قرار بگیرند؛ یکدیگر را نقد کنند و به یکدیگر انرژی بدهند تا کیفیت کلاسها ارتقا پیدا کنند. وگرنه با اجبارکردن دانشجوی ارشد، جواب خوبی نمیگیریم؛ چون در اصل کاری که از سر اجبار باشد، رغبت در آن نیست. باید راهکاری پیدا کنیم که چگونه میشود انگیزۀ افراد را بالا برد؛ چون انگیزۀ از سر علاقه، ظاهراً در سالهای اخیر جواب نمیدهد.
اگر مشکلاتی در کلاس تیای وجود داشت، از چه طریق قابل پیگیری است؟
برای این موضوع باید قدمبهقدم پیش بروید. اول از همه با خود دستیار آموزشی صحبت کنید تا به یک نتیجهای برسید؛ اگر مشکل برطرف نشد، با استاد درس مطرح کنید که به احتمال زیاد در این مرحله مشکل رفع شود. اگر در مواردی محدود مشکل حل نشد، نمایندۀ کلاس میتواند موضوع را با من مطرح کند.
در ترمهای گذشته، مشکلات آموزشی متفاوتی گریبانگیر دانشجویان بودهاند. مثل در یک روز بودن پایانترم رآکتور و جرم یا تغییر ساعت کلاس ترمودینامیک در میانۀ انتخاب واحد و ارائهنشدن انتقال حرارت کاربردی در ترم زوج گذشته و... . پیگیری این موارد از چه کسی خواهد بود؟
در کل برنامهریزی این موضوع، کار سادهای نیست. در ارائهٔ درسها مهمترین مورد پذیرش استاد درس است؛ مثل ارائهنشدن حرارت کاربردی در ترم گذشته که بهدلیل تصمیم و مشغلههای خود استاد درس بود. در وهلۀ بعدی باید دید استاد جایگزینی برای آن وجود دارد که در این موضوع نیز، در دانشکده کمبود وجود دارد.
در مورد زمانبندی، باز هم برنامه از خود استادان گرفته میشود و معمولاً درخواست میشود که استاد دو زمان را پیشنهاد دهد و بعد خانم پرتوی با برنامهریزی بقیۀ درسها یکی از زمانها را انتخاب میکند.
در مورد موضوع خاص تغییر ساعت درس «ترمودینامیک۱»، بهدلیل تداخل کلاس خانم دکتر «حمزهلویان» با درس ریاضی۲ و تعدد بچهها در این درس، ایشان علیرغم میل شخصیشان مجبور به تغییر ساعت کلاسشان شدند که برای برخی خوشایند و برخی ناخوشایند بود. در کل هیچوقت در آموزش، همه راضی نیستند؛ منتها برنامهریزی طبق چارت اولویت دارد.
در دانشکدۀ ما هم بعضاً اساتید باسابقه در یک ترم حدود سه درس ارائه میدهند که تعداد آن زیاد است و با تغییر ساعت بهشدت دچار مشکل میشوند. باز در درسهای تخصصی اصلی سعی بر این است که در دو گروه ارائه شوند که درصورت تلاقی یک گروه، بچهها بتوانند در گروه دیگر ثبتنام کنند.
در بهمنماه، برای درس محاسبات عددی که بچهها ثبتنام کرده بودند، شورای صنفی چندین بار به ما برای تغییر ساعت امتحان ایمیل زده بودند که ازنظر من این تغییر ساعت بعد انتخاب واحد کاملاً بیمعنی بود؛ بنابراین شورای صنفی باید در بازۀ خاص خودش پیشنهادها را به ما انتقال دهد.
در کل دانشجویی که طبق چارت پیش نرفته است، باید بپذیرد که ممکن است در برنامۀ درسی و امتحانیاش دچار خلل شود.
البته دربارۀ تغییر ساعت «ترمودینامیک1»، کارگروه رفع تداخل این موضوع را از قبل انتقال داده بود؛ ولی در جواب گفته شده بود که تغییر ساعت به هیچوجه امکانپذیر نیست؛ درصورتی که در اواسط انتخاب واحد این اتفاق افتاد و مشکلات بیشتری را ایجاد کرد.
پیشفرض بر این است که برنامۀ فعلی حفظ شود، مگر اینکه اتفاقی بیفتد. علیرغم اینکه برای خانم دکتر حمزهلویان این تغییر مناسب نبود، ایشان بعد از اطلاع از تلاقی زمانی این درس با درس ریاضی عمومی۲ و تعداد زیاد دانشجویانی که میخواستند ریاضی عمومی۲ و ترمودینامیک مهندسی شیمی۱ را اخذ کنند، پذیرفتند که ساعت کلاس را عوض کنند؛ ولی در واقعیت تا قبل از آن، خانم دکتر بنابر دلایل و برنامهریزیهایشان نمیپذیرفتند که ساعت کلاس را عوض کنند. یعنی درست است که مشکل پیدا شده است؛ ولی گاهی باید در مرحلۀ اجرا دید که این موضوع چه نتیجهای را برایمان به ارمغان میآورد. ثابتبودن برنامههای خیلی از اساتید نیز برنامهریزی را خیلی سختتر میکند.
اگر نکتهای است که در بحث امروزمان پرسیده نشد و اگر بازخوردی نسبت به نشریۀ دردانشکده دارید، بفرمایید.
نکتهای که بچهها باید بدانند این است که همۀ ما یک خانواده هستیم. به جرئت هم شما و هم ما وقتی از صبح به دانشکده میآییم تا عصر که به خانه میرویم، بخش بیشتر مفید روز را همینجا سپری میکنیم. خانواده باید هوای همدیگر را داشته باشند که بتوانند کنار همدیگر خوب زندگی کنند. همۀ اساتید و همۀ کارمندان، اینجا هستند که این خانواده رشد پیدا کند و از آنطرف هم بدون حضور دانشجویان، نه استاد معنی پیدا میکند و نه کارمند.
قبول داریم محدودیتها و کاستیها بسیار زیاد است؛ ولی یک نکتهای که میخواهم بچهها متوجه آن باشند این است که شرایط ایدئال نیست؛ اما همه در تلاشاند که این کاستیها را رفع و شرایط را بهتر کنند.
مشکلات کموبیش در همۀ دانشکدهها وجود دارد؛ ولی برطرفکردن آنها مستلزم بودجه است که آقای دکتر جمشیدی در این زمینه بسیار تلاش نمودند و موفقیتهایی هم حاصل شده است که در تغییرات امکانات ظاهری دانشکده کاملاً مشهود است. تلاش و پیگیری دانشجویان نیز مهم است؛ هرچقدر شما تکاپویتان بیشتر باشد، ما را هم به تکاپوی بیشتری میاندازید. انتقاد خوب است و من نیز مشکلی با آن ندارم، اینکه شما در شمارههای گذشتهتان با دستیاران آموزشی و اساتید حرف زدید، یعنی اینکه دو طرف ماجرا را نگاه میکنید و اینها بسیار ارزشمند است؛ ولی سعی کنیم درون متنهایمان، انتقاد را به حالت دلسردکننده به بچهها منتقل نکنیم. چون یک مفهوم را به انواع مختلفی میتوان بیان کرد و بهتر آن است انگیزۀ دانشجویان را کم نکنیم. اینکه بگوییم اساتید برای بچهها دل نمیسوزانند و جزء را به کل نسبت دهیم نیز درست نیست. یعنی خیلی از اساتید چه زمانی که معاون دانشجویی بودم و چه الان تماس میگیرند که فلان دانشجو فلان مشکل را دارد، چگونه میتوانیم مشکلش را حل کنیم؟
انتقادنکردن و عبارت «چه فایدهای دارد؟» برایم خوشایند نیست؛ بنابراین شما حرفتان را بزنید و انتقاد کنید. من از اینکه شمارههای نشریۀ دردانشکده منسجم و پشت سر هم منتشر میشود، واقعاً اظهار رضایت میکنم و اتفاق خیلی خوبی برای دانشکده است؛ فقط یک مقدار در نحوۀ بیان انتقاد دقت شود که باعث دلسردشدن یک دانشجوی ورودی نشود.