ویرگول
ورودثبت نام
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»، نشریۀ انجمن علمی-دانشجویی دانشکدۀ مهندسی شیمی و نفت دانشگاه صنعتی شریف / کانال تلگرام ما: https://t.me/dardaneshkadeh
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»
خواندن ۳ دقیقه·۱۲ روز پیش

آخرین بازمانده از ما

زمان‌گویه‌ها | قسمت اول | محمدحسین هاشمی

قصد داریم در سری جدید #زمان‌گویه‌ها به روایت بخشی دیگر از تاریخ ایران باستان بپردازیم. برای شروع داستان بر تخت نشستن یزدگرد سوم را بازگو می‌کنیم.

سلسلۀ ساسانی غروب خورشید پر‌فروغ خود را به تماشا نشسته بود و تخت پادشاهی، حاکمان را از سر اختلافات داخلی پی‌درپی پس می‌زد، به‌طوری‌ که بیشتر آن‌ها حتی یک سال هم در حکمرانی دوام نمی‌آوردند.

سرانجام نجبا و بزرگان، «یزدگرد»، پسر شهریار و نوادۀ خسروپرویز را به پادشاهی برداشتند. او که از کشتار شیرویه جان سالم به در برده بود و مدتی پنهانی می‌زیست، در سال ۶۳۲ میلادی در حالی‌که طبق برخی اسناد تنها ده سال سن داشت، در آتشکدۀ آناهیتای استخر با عنوان «یزدگرد سوم» بر تخت سلطنت بنشست.

چو بگذشت زو شاه شد یزدگرد

به ماه سفندار مزد روز ارد

چه گفت آن سخن‌گوی مرد دلیر

چو از گردش روز برگشت سیر؟

که باری نزادی مرا مادرم

نگشتی سپهر بلند از برم

به پرگار تنگ و میان دو گوی

چه گویم، جز از خامشی نیست روی

نه روز بزرگی، نه روز نیاز

نماند همی بر کسی بر دراز

  نشستن یزدگرد جوان و پر‌انگیزه بر تخت پادشاهی ساسانی، شاید امید تجدیدقوای حکومت را در خیال عده‌ای زنده می‌کرد؛ اما در حقیقت دیگر دیر شده بود.

۲۵ سال از پیدایش نیرویی تازه‌نفس به‌نام «اعراب مسلمان» در جزیرةالعرب و حجاز می‌گذشت. اعراب که در خواب هم رؤیای غلبه بر حکومت خسروپرویز را نمی‌دیدند، با پایان حکومت او در انتظار هرج‌ومرج داخلی ساسانی و تضعیف حکومت مرکزی، در گوشه‌ای دندان طمع تیز می‌کردند.

در ادامه می‌خواهم روایت نخستین شکست بزرگ اعراب مسلمان از حکومت ساسانی را برای شما بازگو کنم...

  در سال ۶۳۴ میلادی که تنها دو سال از آغاز حکومت پادشاه جوان گذشته بود، اعراب شرایط را برای اشغال خاک ایران بیش از پیش مهیا دیدند و تصمیم گرفتند با فرماندهی «ابوعبید ثقفی» به مجاورت رود فرات لشکرکشی کنند.

حکومت ساسانی که هنوز هم به نبوغ جنگی‌اش شهره داشت، سپاهی را به فرماندهی «بهمن جاذویه» برای مقابله با دشمن روانۀ میدان کرد.

نبرد در نزدیکی رود فرات در منطقه‌ای اطراف کوفه رخ داد. بین دو سپاه پلی چوبی بر رود قرار داشت و عبور نیروها تنها از آن مسیر امکان‌پذیر بود؛ به همین دلیل این جنگ را «جنگ پل» نام دادند.

سپاهیان ایران پیش از اعراب در ساحل رود موضع گرفتند و در ردیف اول خط‌ مقدم خود، فیل‌های جنگی را قرار دادند، شیوه‌ای که در ارتش ساسانی متداول بود.

ابوعبید بر‌خلاف توصیهٔ بزرگان سپاهش، از روی پل عبور کرد تا نبرد را در ساحل ایران آغاز کند. سرانجام ابوعبید دستور حمله را داد. در ردیف اول فیل‌های جنگی سپاه ایران پیشروی کردند و سپاه اعراب که آمادگی مقابله با آن را نداشتند، دچار آشفتگی و ناهماهنگی شدند و بسیاری‌شان تلف شدند. ابوعبید که قصد داشت روحیۀ سپاهش را حفظ کند، بی‌مهابا به‌سمت فیل‌ها یورش برد؛ ولی تلاشش بی‌فایده بود و خودش هم له شد.

با مرگ فرماندۀ اعراب، سپاه آن‌ها با سراسیمگی و هراس، دست به عقب‌نشینی به‌سمت پل زدند.

بخش قابل توجهی از اعراب موفق به فرار شدند؛ لذا برخی روایات حاکی از آن هستند که با تخریب پل، تعداد زیاد دیگری از آن‌ها نیز تلف شدند.

بدین‌‌ترتیب آن‌ها با تلفات سنگین، شکست در برابر ایرانیان را طوری تجربه کردند که مدت‌ها طول کشید تا مجدد خود را سازمان‌دهی کنند...

نجویم بزرگی و فرزانگی

همان رزم و تندی و مردانگی

که بر کس نماند همی زور و بخت

نه گنج و نه دیهم شاهی، نه تخت

همی نام جاوید باید نه کام

بینداز کام و برافراز نام

منابع: تاریخ طبری- شاهنامۀ فردوسی

ایران باستانتاریخ ایرانتاریخ طبریغروب خورشیداعراب
۵
۰
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»، نشریۀ انجمن علمی-دانشجویی دانشکدۀ مهندسی شیمی و نفت دانشگاه صنعتی شریف / کانال تلگرام ما: https://t.me/dardaneshkadeh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید