از نونِ نوشتن

چه زود می گذرد روزها. صدای خش خش مودم و اتصال ضعیف و بی جان دایل آپ، من و صدها بلاگ پارسی زبان و تشنگی مطالعه پست های جدید. اتصال های شبانه ای که خواب را برای همیشه از چشمان من و نسلِ من ربود.

حداقل ۱۲ سال می گذرد از آن روزها و امروز همه چیز با سرعتی بیشتر از همیشه در حال حرکت است. آن روزها از پیشرفت آرام فناوری لذت می بردم. برای سال های سال وبلاگستان فارسی بلاگفا بود و بعدها به آرامی شد وردپرس. متن ها و پست ها طولانی تر بود. حرف ها عمیق تر و بیشتر.

امروز اما، وبلاگستان قدیم پارسی تبدیل به تل بی جان وبلاگ ها شد و بخش زیادی از سرویس دهنده های دوستداشتنی آن روزها معدن بک لینک های بیهوده و بی حساب شده است. متن ها کوتاه تر و کلمات تبدیل به تصویر شدند. ذهن ها کم عمق و حوصله ها کمتر شده است. خلاصه نویسی تبدیل به یک اصل شد و دیگر خبری از تحلیل ها و حرف های طولانی نیست.

با همین سرعت که پیش می رویم بعید نیست در سالیانِ پیشِ رو خبری از همین خلاصه متن ها هم نباشد و همه چیز در چندرسانه ای های بی پایان خلاصه شود.

شاید زمان آن رسیده است کمی به گذشته بازگردیم. جان دوباره ای ببخشیم به وبلاگستان پارسی. قطعا اگر روزی بنا بر تولید و توسعه محتوا باشد، اولین گام های قدرتمند از میان همین پُست ها و وبلاگ ها برداشته خواهد شد.

همسو با جامعه جهانی و همچون مختصصین حقیقی، قلم و نوشتن را در راس امور قرار دهیم، چرا که قلم موثرترین ابزار اشتراک اندیشه و دانش است و حیات دانش تنها در گِروی ثبت و انتشار آن است.


از سرویس بی نهایت روان و دوستداشتنی ویرگول سپاسگذارم. همچنین از مصطفی لامعی برای کمپین خوبش.