افسانه ی فروتنی بزرگان (۲۸۲-۰۰۹)

زیاد شنیده ایم که گفته اند تمامی بزرگان انسان هایی فروتن بوده اند. این جمله معمولا به آنانی نهیب زده می شود که در ابتدای راه بزرگی در یک عرصه ی جدی بشری قرار دارند. این جمله ی فوق آنقدر تکرار شده است که دیگر به بخشی از ناخودآگاه جمعی مردم این سرزمین مبدل گشته است.

من شخصا با مطالعه و غور کردن در جریان زندگی بسیاری از بزرگان حقیقی تاریخ در عرصه های دانش و هنر به این نتیجه رسیده ام که خیل عظیمی از ایشان افرادی بغایت عصبی، مغرور، بداخلاق و بی حوصله بوده اند. ارسطو قریب به ۲۵۰۰ سال پیش می گوید که اکثر انسان های بزرگ افرادی صفراوی مزاج (بدخلق) هستند و این جمله بشکل حکمت آموزی صحیح است؛ بعد نمی دانم که چگونه این پندار غلط و افسانه ی واهی در نزد ما ایرانیان شکل گرفته است که خلاف آن جمله ی حکمت آموزِ ارسطو بیان می شود.

این بدیهی است که هر آنکس که در راه درخشش در عرصه ی کاری خود قدم می گذارد، با مصائب زیادی روبرو می گردد. رقبای تنگ نظر، محدودیت ها، کج فهمی های عامه، بی سلیقگی های توده های بشر، خباثت های حکومت ها، سختی های کار، مشکلات زندگی و هزار و یک سد و مانع دیگر، همه و همه دست به دست یکدیگر داده و سبب ساز آن می گردند که بزرگ ماجرا با اعصابی خُرد به طی طریق در مسیر خود ادامه دهد.

حقا که اینگونه است و چیزی جز این نیست که بزرگ شدن رنجی سترگ با خود به همراه می آورد و آنکس که مدت ها رنج بکشد، نمی تواند خیلی خویشتن دار بوده و فروتنی پیشه کند.

نیوتن بعنوان بزرگ ترین دانشمند تمامی اعصار، شخصیتی بغایت عصبی بوده است. هیچگونه فروتنی ای از ایشان در برخورد با رقبا و همکاران سراغ نداریم. فارغ از اینکه خشم ایشان می توانسته که محصول تبعیض جامعه در حق وی بعنوان یک عضو اقلیت اجتماع بوده باشد، من علت اصلی این وضع را به همان سختی مسیر او نسبت می دهم. صدالبته که مسایل وراثتی و تربیتی نیز در این مورد بانضمام سایر فاکتورهای شخصیتی دارای نقش هستند، اما مهمترین تز این نوشتار مانعه الجمع بودن بزرگی و فروتنی است.

البته ناگفته نماند که بزرگان در اواخر عمر هنگامیکه پس از دهه ها ممارست و جنگ اعصاب جایگاه خود را در جمع رقبا تثبیت کرده اند، آنگاه بارقه هایی از رفتارهای فروتنانه و خاکی منشی در آن ها ظهور می کند که آن نیز خود یکی دیگر از مصادیق غرور است. محض مثال وقتی یک فیلسوف رتبه یک بتوسط محافل فلسفی و یا تمامیت جامعه پذیرفته شد، آنگاه شاهد آن هستیم که رفتارهای خاضعانه از ایشان سر بزند.

برای شخص خود من نیز همینگونه بوده است. من در محافلی که نسبت به جایگاه فکری ام پذیرا باشند، فوق العاده فرد آرام و فروتنی بوده جوریکه به ضعف های تئوری ها و آراء خود اذعان می کنم؛ اما امان از روزی که در جمعی بارقه ای از عدم پذیرش احساس کنم. دیگر، فروتنی تعطیل…

۱۲۰۹۷ – ۱۲۰۹۶

متن کامل نوشتار در پیوند زیر:

http://www.daydaad.com/?p=6570