ویرگول
ورودثبت نام
Chopan sorosh
Chopan sorosh
Chopan sorosh
Chopan sorosh
خواندن ۲ دقیقه·۱۱ روز پیش

وضعیت من

روز های خیلی سختی را می گذرانم، با این حال به خودم می گم می تونست سخت تر از این باشه، مثل وضعیت یهودیان زندانی در آشویتس، تحمل محیط کار به دلیل حس کل کل کردن و ایرانی بازی و رو کم کردن غیر قابل تحمله، یک بار یادم میاد که دوستی بهم گفت چرا هر جا می ری، این اتفاق برات می افته، یعنی در محیط کار با بعضی آدما رو در رو می شم، دلیلش برای من خیلی واضحه، آدمایی هستن که می خوان بگن ما تهش هستیم، یادمه یک همکار خانمی پیش مون کار می کرد همکارم هر چی می گفت اون خانمه در سایز بزرگتر می گفت، آخرش همکارم یواشکی گفت اگر من بگم که گو خوردم این خانم می گه من گوه تمام مردم شهر را خوردم، باری به هر جهت، شاید اون آدما تهش باشن، من ادعای پوچ می کنم و همین باعث رو در رویی می شه، واقعیت من با هر کسی نمی تونم ارتباط بگیرم، چه سر کار باشه، چه هر جای دیگه باشه، یک بار همکارم تو یک مجادله و دعوا این را بهم سرکوفت زد که ببین دو و برت هیچ کس نیست، راست هم می گفت البته این را تو یک دعوای کاری مطرح کرد اما در هر حال این گفته اش از معدود مواردی بود که دلگیرم کرد، اما بعدش تو همون لحظه و بعدها هم فکر کردم در واقع اعتقاد دارم اگر قرار باشه، دور و برم یک سری آدمای خارج از معیارم باشن ترجیح می دم که دور و برم خالی باشن، تو همین موضوع چند ماه پیش که رفته بودم با پدر زنم صحبت کنم بهم گفت نچسبی، اصطلاحی رایج که دیگران از این آدم خوششان نمیاد اما مجبورن تحملش کنن و این بهانه ای شد که سمتش نرم، به هر حال شاید من مهارت ارتباط گیری ضعیفی با دیگران دارم، یکی از دوستام می گفت بیش از 2 هزار تا رفیق دارم در مقایسه با من که شاید دو تا رفیق دارم که با یکی شون شاید سالی یه بار هم تلفنی حرف نزنم.

تو محیط زندگی هم همینطور تقریبا که نه، قطعا شکست خورده ام، این جوری و با این وصف خودم را شبیه شخصیت های رمان های داستایوفسکی و بیشتر بابای برادران کارامازوف می بینم، آدم تنهایی که هیچ دوست و رفیقی نداره، هیچ کس هم دوسش نداره حتی بچه های خودش، با اونایی هم که سلام و علیک دارم اونا می دونن که من از بالای نوک بینیم بهشون نگاه می کنم.

پام خیلی درد می کنه، کف پام جزجز می کنه، نمی دونم چرا وقتی اینجوری می شم یاد آدمای مفلوک قرن 19 روسیه می افتم، اما فرق من با اونا اینه که پشت سرهم فیلم می بینم، تازگی ها کتاب در جستجوی معنای ویکتور فرانکل می خونم.

محیط کار
۱۲
۰
Chopan sorosh
Chopan sorosh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید