ویرگول
ورودثبت نام
هولدن کالفیلد
هولدن کالفیلد
هولدن کالفیلد
هولدن کالفیلد
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

ادای هولدن کالفیلد

راستش اگر بخواهی واقعیت را بدانی، فکر کردن بهش حسابی حالم را بهم می‌زند. منظورم این است که کافیست سرت را بچرخانی و به دور و برت نگاه کنی؛ دنیا پر شده از یک مشت آدم قلابی و احمق که فکر می‌کنند خدا می‌داند چقدر مهم‌اند. ولی قضیه وقتی واقعاً غم‌انگیز می‌شود که می‌بینی همین آدم‌ها، همین‌هایی که حتی نمی‌توانند بند کفش‌شان را بدون اینکه فیلسوفانه به نظر برسند ببندند، تصمیم می‌گیرند تکثیر شوند.

باور کن دیوانه‌کننده است. می‌روند عاشق می‌شوند - یا لااقل ادایش را در می‌آورند - و بعد یک عروسیِ مسخره راه می‌اندازند و همه به هم تبریک می‌گویند، انگار چه شق‌القمری کرده‌اند. بعدش هم پای یک بچه را به این دنیای لعنتی باز می‌کنند. دلم برای آن بچه‌ها می‌سوزه. واقعاً می‌گم، دلم کباب می‌شود. چون آن بچه وقتی به دنیا می‌آید احتمالا تنها چیزی است که توی این دنیا قلابی نیست. ولی بعدش چه می‌شود؟ گیرِ آن پدر و مادرِ کودن می‌افتد.

پدر و مادرهایی که تنها هنرشان این است که یاد بچه بدهند چطور مثل خودشان بشود. چطور دروغ بگوید، چطور برای پول پاچه‌خواری کند و چطور وقتی بزرگ شد، تبدیل به یکی از همان آدم‌بزرگ‌های کس‌کننده‌ای بشود که آدم با دیدن‌شان می‌خواهد بالا بیاورد. انگار یک کارخانه‌ی تولیدِ حماقت راه انداخته‌اند و هیچ‌کس هم دکمه‌ی توقفش را نمی‌زند.

بدترین قسمتش اینجاست که فکر می‌کنند دارند لطف می‌کنند. فکر می‌کنند دارند "نسل بشر" را ادامه می‌دهند. ولی کدام بشر؟ همین‌هایی که سرِ جای پارک همدیگر را تکه پاره می‌کنند؟ خنده‌دار است، اگر گریه‌دار نبود. من اگر جای آن بچه‌ها بودم و می‌دانستم قرار است توی چه دنیای مزخرفی با چه آدم‌های پستی زندگی کنم، همان اول کاری برمی‌گشتم توی شکم مادرم و بیرون نمی‌آمدم. به خدا قسم که نمی‌آمدم.

پدر مادرناطور دشتسلینجرجی دی سلینجر
۰
۰
هولدن کالفیلد
هولدن کالفیلد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید