ویرگول
ورودثبت نام
.|حیات|.
.|حیات|.شاید کتابخون..?
.|حیات|.
.|حیات|.
خواندن ۲ دقیقه·۵ سال پیش

جنگ و صلح به من چشمک میزنه !

دوران دبیرستان بهترین دوران من بوده و از اونجایی که هنوز تموم نشده همچنان هست . توی این دوران با بهترین استادا ، بهترین آدما ، بهترین دوستا و البته بهترین کتابا آشنا شدم و تقریبا میشه گفت از حدود ۴ سال پیش که توی کتابخونه ی محل به طور کاملا تصادفی با کتاب (آتش بدون دود) برخوردم خوندن کتاب شد عضو جدایی ناپذیر زندگیم تا اولین برخوردم با مشاور کنکور مدرسه !

توی سرمای استخوان سوز زمستون با بچه ها روی آسفالت حیاط مدرسه نشسته بودیم و من توی کتاب جنگ و صلح در دستم غرق شده بودم تا اینکه میکروفون مدرسه اعلام کرد همگی به سمت اتاق کنفرانس مدرسه برای اولین دیدار با مشاور کنکورمون بریم. جلسه حدود یک ساعت با حرفای معمولی که همه ی کنکوریا شنیدن طول کشید . موقع برگشت مسیر ما و مشاور یکی شد یه نگاه به کتاب توی دست من انداخت با خنده گفت : از این به بعد جنگ و صلح تعطیل فقط درس و درس . منم ازون لبخندا که خودتون میدونید معنیش چیه بهش زدم و رفتم ...

گذشت و گذشت تا اینکه دوران کرونا رسید و من با آشنایی با یک اپ کتابخونی به یک معتاد حرفه ای کتاب تبدیل شدم طوری که تو یه ماه ۶۰ تا کتاب و تموم کردم ...

یه دفعه من موندم و سرریز اطلاعات ! اونجا بود که با خودم فکر کردم یه استراحتی به این ذهن بیچاره بدم و یاد حرف مشاور افتادم ...

دوران دوری من و کتاب هام شروع شد حدود ۳ ماه جز کتاب درسی چیزی نخوندم و دقیقا میتونم بگم افتضاح بود تا امروز که نگاهم به کتاب جنگ و صلح نیمه خونده گوشه ی که از همون موقع از کتابخونه دست من امانت مونده بود افتاد ، یه چشمک بهم زد و گفت : اشکال نداره اگه یه کم ناپرهیزی کنی. و جواب من بهش؟ خودتون میدونید چی بود نا سلامتی شاهکار ادبیات قرن نوزدهه(:

پ ن: از هرچی متعادلش خوبه (؛

کتابکتابخوانی
۹
۰
.|حیات|.
.|حیات|.
شاید کتابخون..?
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید