ویرگول
ورودثبت نام
دیر و زود
دیر و زودسریال زندگی من...
دیر و زود
دیر و زود
خواندن ۶ دقیقه·۲ روز پیش

تجربه شروع یک سفر طولانی با نوزاد ـ قسمت اول

پنجره قطار از مسیر هلسینیکی به واسا (تصویر سفر قبلی)
پنجره قطار از مسیر هلسینیکی به واسا (تصویر سفر قبلی)

سفر کردن همیشه با هیجان همراه است، اما وقتی مقصد «ایران» باشد، مسیر طولانی، و همسفرت یک نوزاد یک‌ماهه‌، کلمه «هیجان» جایش را به «استرس خالص» می‌دهد. این روزها درگیر هماهنگی‌های قبل از پرواز هستم و می‌خواهم از تجربه‌ غریب و پر از فراز و نشیب این روزها بگویم؛ تجربه‌ای که بیشتر شبیه به یک عملیات لجیستیکی پیچیده است تا یک سفر خانوادگی!

مرحله اول: ماراتن پیدا کردن بلیط با چاشنی هوش مصنوعی

همه چیز از گشتن‌های بی‌انتها شروع شد. روزها و ساعت‌ها چرخیدن در سایت‌های مختلف از کی‌و‌ی (Kiwi) و اسکای‌اسکنر (Skyscanner) گرفته تا پگاسوس، ترکیش ایرلاینز و گوگل. در این میان، هوش مصنوعی هم به کمکمان آمد تا شاید فرجی شود و بتوانیم بهترین و بهینه‌ترین مسیر را پیدا کنیم. شرایط ما خاص بود؛ یک نوزاد یک‌ماهه همراه پرواز ماست که این روزها به سختی شیر می‌خورد، تازه واکسن زده و بی‌قرار است. همین یک جمله کافی است تا متوجه شوید چرا ثانیه‌شماری برای این پرواز، خودش یک پروژه استرس‌زاست. البته اینم بگم که ما میتونستیم از شهر خودمون با قطار بیایم که انصافا هم قطارهای اینجا عالیه. ولی بیش از سه ساعت توی راه هستیم و بعدش هم باید با تاکسی یا قطار یا مترو بریم به فرودگاه. با نوزاد و اون همه بار ترجیح دادیم با هواپیما بریم همه مسیر را که زودتر برسیم روی زمین...

وقتی آپشن‌های لوکس روی کاغذ قشنگند!

بالاخره تصمیم بر این شد که بلیط ترکیش ایرلاینز را با کلاس پروازی PrimeFly بگیریم. روی کاغذ، خدمات این پلن وسوسه‌کننده و عالی به نظر می‌رسید:

  • ۳۰ کیلوگرم بار چمدان برای هر نفر

  • ۱ عدد بار کابین ۸ کیلوگرمی

  • امکان انتخاب صندلی‌های استاندارد

  • تغییر تاریخ پرواز بدون جریمه (فقط با پرداخت مابه‌التفاوت کلاس پروازی)

  • امکان تغییر به پرواز زودتر در همان روز

  • استرداد کامل وجه (Full Refund) در صورت کنسلی قبل از پرواز

  • کسب مایل (امتیاز پروازی) و خدمات فست‌ترک (در فرودگاه‌های واجد شرایط)

اما امان از وقتی که وارد مرحله عمل شدیم!

درامای انتخاب صندلی و قوانین عجیب هواپیمایی

وقتی خواستم صندلی‌ها را انتخاب کنم، وارد یک بازی جالب و البته پولی شدیم! سیستم اعلام کرد اگر مایل به استفاده از گهواره نوزاد (Bassinet) هستید یا صندلی‌های خاص با فضای پای بیشتر (مثل ردیف‌های جلو یا صندلی‌های خروج اضطراری) را می‌خواهید، باید برای هر صندلی ۳۴ یورو اضافه پرداخت کنید.

با خودم گفتم فدای سر بچه، برای راحتی‌اش پرداخت می‌کنم. اما شاهکار بعدی سیستم اینجا بود: صندلی کنار من را به همسرم نداد! یعنی گفت اگر می‌خواهی همسرت هم کنارت بنشیند، برای صندلی او هم باید پول جداگانه بدهی! اینجا بود که دیگر بیخیال صندلی‌های جلو شدم و رفتم آخر هواپیما را که انتخاب صندلی‌اش رایگان بود، انتخاب کردم.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. وقتی صندلی کنار راهرو (Aisle) را انتخاب کردم، سیستم ارور داد: «چون نوزاد همراه دارید، حتماً باید صندلی کنار پنجره را انتخاب کنید!» واقعاً برایم عجیب است؛ من با یک نوزاد بی‌قرار باید دسترسی راحتی به راهرو داشته باشم تا بتوانم بلند شوم، راه بروم یا او را آرام کنم، اما قانون هواپیما مرا مجبور به نشستن کنار پنجره می‌کند. (البته اینم بگم که طبق قوانین برای اینکه ممکنه بار از بالای سقف به پایین بیفته این کارا میکنن که جای تقدیر هم داره) حالا فکرش را بکنید، صندلی‌ها سه‌تایی هستند و یک بنده خدایی قرار است صندلی کنار راهروی ما بنشیند. از همین حالا استرس دارم که اگر بچه ناآرامی کند، آن مسافر بیچاره چقدر باید مدام بلند شود و بنشیند. فقط امیدوارم داخل هواپیما بتوانیم با یک جابجایی دوستانه، رضایتش را جلب کنیم. یا بچه با آرامش کامل بخوابه.

چالش ۱۲ ساعت توقف در استانبول و کابوس بارها

بخش سخت‌تر ماجرا ترانزیت ماست. پرواز ما جوری هماهنگ شده که ساعت ۱۲ ظهر به فرودگاه جدید استانبول (IST) می‌رسیم و پرواز بعدی ما به ایران که با یک ایرلاین ایرانی است، ساعت ۱۲ شب حرکت می‌کند. این یعنی ۱۲ ساعت معطلی در فرودگاه، آن هم در شرایطی که پروازها در یک پکیج نبوده و ما باید بارها را تحویل بگیریم و دوباره کانتر خروجی را پیدا کنیم. اینم اضافه کنم که پروازهای ترکیش فقط به فرودگاه اصلی میرن و پرواز پگاسوس که خیلی ارزونتر بود میره فرودگاه قدیمی صبیحا (اگه درست بنویسم اسمشو). یه فرودگاه قدیمی که ما مجبوریم تاکسی بگیریم و بریم فرودگاه اصلی که خودش بیشتر از یک ساعت تاکسی میشه با این همه بار. چون پرواز ایرانی بعدی به تهران فقط از فرودگاه اصلی هستند.

قطعا با یک نوزاد و این همه چمدان نمی‌شود ۱۲ ساعت در سالن فرودگاه سرگردان بود. بنابراین باید چمدان‌ها را به بخش امانت بار فرودگاه بسپاریم. هزینه‌های امانت بار فرودگاه استانبول هم در نوع خود جالب و البته گران است:

  • چمدان کوچک: ۲۱۰ لیر (حدود ۶ یورو)

  • چمدان متوسط / سایز کابین: ۲۷۰ لیر (حدود ۸ یورو)

  • چمدان بزرگ: ۵۵۰ لیر (حدود ۱۶ یورو)

برای دو چمدان بزرگ و یک کری‌آن، باید چیزی حدود ۴۰ یورو فقط پول امانت بار بدهیم. تازه شنیده‌ام که در بخش امانت بار، ترجیح‌شان فقط لیر ترکیه است و اگر بخواهید یورو بدهید، با نرخ‌های بسیار منصفانه‌ای (افعال معکوس!) چنج می‌کنند؛ پس احتمالاً قبل از آن باید به صرافی‌های داخل فرودگاه سر بزنیم و لیر تهیه کنیم. البته من شنیدم که کارت بانکی (بین المللی) هم قبول میکنن که با نرخ استاندارد بانک تبدیل میشه)

فرودگاه اصلی استانبول این طور که چک کردم فضاهایی برای مادر و نوزاد داره علاوه بر این کالسکه هم داره ولی برای نوزاد نیست که اینها رایگانه. Baby Care Rooms که میشه Emzirme Odası. این اتاق‌ها مبل‌های بسیار راحت برای شیردهی، صندلی، میز تعویض پوشک و گاهی دستگاه گرم‌کننده شیر دارند. این امکانات در فرودگاه قدیمی به این کیفیت که چک کردم نبودند. البته حالا میرم و میبینم و در شرح سفر مینویسم که برای بقیه هم تجربه بشه.

تجربه قبلی من از فرودگاه اصلی اینه که به هیچ عنوان نوشیدنی و خوردنی اجازه ورود به فرودگاه را نداره و حتی به من گفتند که فلاسک بچه را هم باید خالی ببری و اونجا آب جوش بگیری.... نمیدونم این چالش بزرگیه

کولیک نوزاد و فوبیای گمرک و بار تجاری!

بزرگ‌ترین دغدغه ذهنی این روزهای ما، خوراک بچه‌ است. نوزاد ما کولیک دارد و به همین دلیل ناچاریم تعداد زیادی شیر خشک (حدود ۳۰ قوطی) با خودمان به ایران ببریم که فکر می‌کنم برای کل مدت اقامت‌مان تازه کم هم باشد.

اما استرس اصلی کجاست؟ در قوانین گمرکی! از آنجا که ما پرواز مستقیم نداریم و بارها را در ترکیه تحویل می‌گیریم، در واقع وارد خاک حساب می‌شویم. جایی خواندم که اگر تعداد یک کالا از حد مجاز مسافری بیشتر باشد، گمرک ترکیه آن را «بار تجاری» تلقی کرده و مشمول مالیات سنگین می‌کند. بدتر از آن، همین سناریو ممکن است در فرودگاه امام خمینی تهران هم تکرار شود و قوانین سازمان غذا و دارو، این تعداد شیرخشک حیاتی برای فرزندم را بار تجاری حساب کنند و به آن مالیات ببندند. البته چون ما این کلاس پروازی را انتخاب کردیم (که البته اینطور که شنیدم برای همه نوزادها این لاین کار میکنه)، در استانبول بارها را تحویل می‌گیریم، از گیت سبز (بخش بدون نیاز به اظهار) رد میشیم. اگر مامور گمرک بار را اسکن کرد و از تعداد شیرخشک‌ها پرسید، نسخه پزشک را نشان میدیم و تاکید میکنیم که این بار برای مصرف شخصی نوزاد در یک سفر طولانی است، نه برای فروش. گمرک ترکیه معمولاً با مسافرانی که نوزاد همراه دارند و داروی خاص یا شیرخشک مصرفی دارند، سخت‌گیری تجاری نمی‌کند. در فرودگاه امام خمینی هم گواهی پزشک و حضور خود نوزاد، بهترین برگ برنده ماست.

حرف آخر...

در نهایت، وقتی به مسیر نگاه می‌کنم، می‌بینم باید ۳ بار هواپیما عوض کنیم تا تازه برسیم تهران، و بعد از آن تازه مسیر تهران تا اصفهان را پیش رو داریم. تحمل این همه استرس، قوانین سلیقه‌ای، جابجایی بار و معطلی، واقعاً توان آدم را قبل از شروع سفر می‌گیرد. با تمام وجود آرزو می‌کنم که کاش زودتر پروازهای مستقیم و بی‌دردسر برقرار شوند تا مسافران و به خصوص خانواده‌هایی که شرایط خاص دارند، این‌طور فرسوده و خسته نشوند.

به امید یک پرواز آرام و رسیدن به سلامت... برامون دعا کنید!

سفرهوش مصنوعینوزادبلیط هواپیماایران
۵
۱
دیر و زود
دیر و زود
سریال زندگی من...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید