
آیا هوش مصنوعی شغلها را میبلعد؟
بله، یعنی در اصل خیلی وقته که خیلی چیزا را خورده داداش. همه در خواب. موضوع اینه که اصلا هوش مصنوعی اینایی نیست که ما توی اینستاگرام میبینیم که مثلا اون خانوم یا آقا میگن: تا حالا خودت میشستی درس میخوندی؟ بیا بهت یه هوش مصنوعی نشون بدم که هم میشینه درس میخونه و هم به جای تو میره امتحان میده...
یعنی اینجوری بهت بگم که در حال حاضر توسط هوش مصنوعیا محاصره شدیم. حالا این وسط یه سری کاسبان محتوای پوچ میان یه سری دیتا را میریزن اون وسط و ماهم به خیال خودمون داریم خلاقیت به خرج میدیم و ازش استفاده میکنیم.
کلی هم میگن: نتریسیا، هوش مصنوعی کاری باهاتون نداره. فقط باید یاد بگیرین که ازش استفاده کنید. خداوکیلی برو از جی پی تی بپرس اینو. همینو میگه. خب اون معلومه اینو میگه بهت. ساده نباش
اینا خیال باطل، داستان اینه که انگار باید تا جون داریم بریم و بریم و بریم. خبری از شغل ساده دیگه نیست. خبری از بوی عیدی و بوی توپ و بوی کاغذ رنگی نیست. تموم شد.
یه بنده خدایی را دیدم که شروع میکرد ایده دادن که مثلا میتونیم این محصول را تولید کنیم که یه شاپ باشه که بگیم مثلا یه هدفون میخوایم، اون بره بگرده و بهترین را معرفی کنه... یعنی فک کن همین که تو فک کردی تکراریه کارت... هزاران نفر این ایده را دادن...
چند وقته دارم به کارای آنالوگ فک میکنم که این هوش مصنوعی نا مبارک دستش نرسه بهشون یا حداقل دیرتر برسه... مثلا یه سری آدم هستند که اینا بالای دکل های بلند کار میکنن. مثلا سیم برق نصب میکنن. خب فک کن از لحاظ ارتفاعم یه جوریه که دست کسی بهش نمیرسه. یه مقدار سبک عالیجناب شین شد...
اما خدایی من همیشه فک میکردم خیلی قشنگ تر باشه. همیشه میگفتم این ممداقا بقال چه حالی میکنه. یه مغازه داره و چهار تا پفک. عصرم میره خونه و غروبی یه سر مسجد و تموم. حالا ما یه مقدار امروزی تر بودیمو و مثلا کیت کت میوردیم. نه اینجوری آخه!
تازه باز ایران خیلی خوبه. اینجا که کلا یه فروشگاه فقط یه نفر استخدام میکنه. بیشتر استخدام نمیکنن چون اگرم دزدی شد همه چی بیمه بوده و فقط اون خانوم دکوری اونجاس. یه مقدار قفسه ها را مرتب میکنه و بعدش اگر مشتری بود میره دم صندوق. کلا هر نفر ده تا کار انجام میده.
بعضی از جاها اصلا پرسنل نداره. مثلا پمپ بنزین تو ایران حداقل ده نفر پرسنل داره. اینجا یک نفرم نیست. هر وقت خواستی میای، کارت بانکی را وارد میکنی، مقدار بنزین میزنی، بنزین میزنی اگر خواستی انتخاب میکنی که کارواش داشته باشی، در کارواش باز میشه، ماشین شسته میشه و میری به سلامت. تا اینجا خودتی و خدای خودت.
حالا تو ایران، تو صف بنزین هستی، نوبتت میشه، کارت سوخت نیوردی، منتظر میشی یکی که کارت جایگاه برداشته بنزین بزنه، بعدش ازش بگیری، یه دعوای ریز با نفر بعدی بکنی چون همیشه یکی هست که بخواد زرنگ بازی در بیاره... البته بعضی وقتا برنده میشه چون شاید بزرگتر و خطرناکتره... بعد کارت وارد کنی، رمز جایگاه همیشه چهار تا یک بوده و هست، کارت خطا میده، با یه کارت ویزیت وارد دستگاه میکنی، بنزین میزنی، سعی میکنی تا میتونی بنزین بزنی چون کارت جایگاهه... خلاصه تموم که شد صبر میکنی تا مامور جایگاه کارتخوان بیاره، کارت بکشه، به تو میگه رسید میخوای؟ تو میگی نه! بعدش صبر میکنی که نفر جلویی که فس فس میزنه اونم کارش تموم بشه و بزنی به جاده. البته بعضی هستند که بوق هم دیده شده میزنن. بگذریم....
حالا نتیجتا بهتون بگم که اوضاع خیلی خیطه... برو طراحی رابط کاربری و گرافیک اینا یاد بگیر اشتباهه... برو نمیدونم تجربه کاربری یاد بگیر... اشتباهه، کلا الان همه دارن میرن سمت رابط کاربری گیم، که اونم اشباع شده و برات بگم دوستان هندی و پاکستانی خیلی قوی ظاهر شدن و کلا این بازار خیلی خیلی پر شده. جا نیست. برو یه کار دیگه.
حالا میگی میرم پرامپت نویسی کار میکنم و ایده پردازی توی ساخت مثلا فلان سیستم. ترکیب میکنی گوگل شیت و جیمیل و جی پی تی و تلگرام و وردپرس تو هم دیگه یه چیزی میسازی و به خیال خودت شاخ غول شکوندی که واقعا شکوندی... میری میبینی صد هزار نفر قبل تو این کارا کردند....
به نظر من باید راه نونی ساخت یا به قول اون بنده خدا را گاهی خواهم گاه یا خاری خاهم تاخت...