ویرگول
ورودثبت نام
پیمان
پیمانseyedpeymanmomeni.blogspot.com
پیمان
پیمان
خواندن ۱ دقیقه·۲ سال پیش

سرد است و بادها خطوط مرا قطع می‌کنند آیا در این دیار کسی هست که هنوز از آشنا شدن با چهره‌ی فناشده‌ی خویش وحشت نداشته باشد؟ فروغ_فرخزاد

تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
دیو نیَم پری نیَم از همه چون نهان شدم

برف بُدَم گداختم تا که مرا زمین بخورد
تا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم

نیستم از روان‌ها بر حذرم ز جان‌ها
جان نکند حذر ز جان چیست حذر چو جان شدم

آنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدو
تا که چنین به عاقبت بر سر آن گمان شدم

از سر بیخودی دلم داد گواهیی به دست
این دل من ز دست شد و آنچ بگفت آن شدم

این همه ناله‌های من نیست ز من همه از اوست
کز مدد می لبش بی‌دل و بی‌زبان شدم

گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی
من ز برای این سخن شهره عاشقان شدم

جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من
من به جهان چه می‌کنم چونک از این جهان شدم

مولانا

۲
۰
پیمان
پیمان
seyedpeymanmomeni.blogspot.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید