ویرگول
ورودثبت نام
دُرسا؛
دُرسا؛
دُرسا؛
دُرسا؛
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ روز پیش

یک سبز دیگر

درچِ فرفری
درچِ فرفری

سبزک!

سر از کدام وادی بیرون آوردی؟

بسان طوفان و پیچک به دورت چرخیدم

و رفتم ولی نگفتی ...

چای بریزم یا نه؟

کلید ادامه زندگی در حنجره‌ی تو پنهان بود و نمیگفتی؟؟

باید با من حرف میزدی حرف! مگر نگفتم صدایت مجوز حیات است و محافظ لطافت؟

فلسفه زندگی ات چه بود ؟ دل خوشی ؟

به گمانم چیزی دست نیافتنی انتخاب کردی

دخترک

آن روز که میان بید های مجنون تر از لیلی

می دویدی را یادت هست

همان روز که گیسوانت در هوا آزادانه رقص می‌کردند؟

گیسوانی که به عادت رنج زندگی پر پیچ‌ وخم شدند...

پیچ خوردند و پیچ خوردند

من هم پیچ خوردم در وجودت در نگاهت

چشمانت داد میزد خسته ای اما لبانت می‌خندید ..

مدت ها بود که ایستاده بودی

بر فراز قله اتفاق ،

اتفاقی که هرگز به دره زندگی‌ات سقوط نکرد!

-دُرسا

فرفریسبزخسته
۱۷
۳
دُرسا؛
دُرسا؛
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید