خلاصه کتاب «جرمشناسی پیشگیری» نوشتهی دکتر شهرام ابراهیمی، در واقع روایت یک نگاه عمیق و کاربردی به این پرسش قدیمی است که «چطور میشود قبل از وقوع جرم، جلوی آن را گرفت؟» این کتاب بیشتر از آنکه روی مجازات و واکنش بعد از جرم تمرکز کند، ذهن خواننده را به سمت پیشگیری، ریشهیابی و اصلاح شرایط سوق میدهد؛ رویکردی که در جرمشناسی مدرن جایگاه بسیار مهمی دارد. نویسنده از همان ابتدا روشن میکند که پیشگیری از جرم فقط کار پلیس و دستگاه قضایی نیست.
اگر جرم را یک پدیدهی اجتماعی بدانیم، پیشگیری از آن هم ناگزیر باید اجتماعی باشد. به همین دلیل، کتاب با تعریف دقیق جرمشناسی پیشگیری آغاز میشود و آن را شاخهای از جرمشناسی معرفی میکند که هدفش کاهش احتمال وقوع جرم از طریق شناسایی عوامل خطر، اصلاح محیط، آموزش، سیاستگذاری درست و مداخلهی بهموقع است. در این نگاه، مجرم صرفاً یک فرد «بد» نیست، بلکه محصول مجموعهای از شرایط فردی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی و محیطی است. در ادامه، نویسنده به سیر تاریخی اندیشهی پیشگیری از جرم میپردازد. او توضیح میدهد که در گذشته، نظامهای کیفری بیشتر بر مجازاتهای سخت و بازدارنده تکیه داشتند و تصور میکردند شدت مجازات بهتنهایی میتواند مانع جرم شود. اما تجربهی تاریخی نشان داد که افزایش مجازات، بدون توجه به علل جرم، نهتنها مؤثر نیست بلکه گاهی به افزایش خشونت و تکرار جرم منجر میشود. همین ناکارآمدی، زمینهساز شکلگیری نظریههای جدید پیشگیری شد که به جای «بعد از جرم»، روی «قبل از جرم» تمرکز دارند. یکی از بخشهای مهم کتاب، دستهبندی انواع پیشگیری از جرم است. دکتر ابراهیمی پیشگیری را بهطور کلی به سه سطح اصلی تقسیم میکند: پیشگیری اولیه، پیشگیری ثانویه و پیشگیری ثالثیه. پیشگیری اولیه، گستردهترین سطح است و کل جامعه را دربر میگیرد. هدف آن کاهش عوامل جرمزا در سطح کلان است؛ مثل بهبود شرایط اقتصادی، افزایش عدالت اجتماعی، آموزش عمومی، تقویت نهاد خانواده و ارتقای فرهنگ قانونمداری. در این سطح، حتی سیاستهای شهری، آموزشی و رسانهای هم نقش مستقیم در پیشگیری از جرم دارند. پیشگیری ثانویه بر گروهها و افرادی تمرکز دارد که در معرض خطر بیشتری برای ارتکاب جرم هستند. نوجوانان بزهدیده یا بزهکار، افراد ساکن در مناطق جرمخیز، خانوادههای آسیبپذیر و افرادی با سابقهی مشکلات رفتاری، از جمله گروههای هدف این نوع پیشگیریاند. نویسنده تأکید میکند که شناسایی زودهنگام این گروهها و ارائهی حمایتهای آموزشی، روانی و اجتماعی میتواند مانع ورود آنها به چرخهی جرم شود. پیشگیری ثالثیه اما مربوط به افرادی است که مرتکب جرم شدهاند. هدف این مرحله جلوگیری از تکرار جرم است. در این بخش، دکتر ابراهیمی به موضوع بازپروری، اصلاح مجرمان، آموزش در زندانها و حمایت از زندانیان پس از آزادی میپردازد. او توضیح میدهد که اگر جامعه پس از آزادی، فرد را طرد کند، احتمال بازگشت او به جرم بسیار بالا میرود. بنابراین، پیشگیری ثالثیه بدون حمایت اجتماعی واقعی عملاً شکست میخورد. کتاب در بخشهای بعدی به نظریههای جرمشناسی مرتبط با پیشگیری میپردازد. نظریههایی مثل نظریهی کنترل اجتماعی، نظریهی فرصت، نظریهی فعالیتهای روزمره و نظریهی انتخاب عقلانی به زبان نسبتاً ساده توضیح داده میشوند. نویسنده نشان میدهد که بسیاری از جرائم نه به دلیل انگیزهی شدید مجرمانه، بلکه به دلیل وجود فرصت مناسب رخ میدهند. وقتی نظارت کم است، محیط ناامن طراحی شده، یا کنترل اجتماعی ضعیف است، احتمال جرم بالا میرود. از همینجا اهمیت پیشگیری موقعیتی مطرح میشود. پیشگیری موقعیتی یکی از محورهای کلیدی کتاب است. در این رویکرد، به جای تمرکز بر شخصیت مجرم، بر محیط و شرایط وقوع جرم تمرکز میشود. طراحی شهری مناسب، نورپردازی کافی، نصب دوربینهای نظارتی، کنترل دسترسی، حذف فضاهای متروکه و افزایش حضور اجتماعی، از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند فرصت ارتکاب جرم را کاهش دهند. نویسنده تأکید میکند که این نوع پیشگیری در بسیاری از کشورها نتایج عملی و ملموسی داشته است. یکی دیگر از موضوعات مهم کتاب، نقش نهادهای اجتماعی در پیشگیری از جرم است. خانواده، مدرسه، رسانه، مسجد، دانشگاه و سازمانهای مردمنهاد همگی بهعنوان بازیگران اصلی پیشگیری معرفی میشوند. دکتر ابراهیمی با نگاهی واقعبینانه توضیح میدهد که ضعف در هر یک از این نهادها میتواند زمینهساز بزهکاری شود. برای مثال، خانوادهی متزلزل، آموزش ناکارآمد، رسانههای خشونتگرا یا نبود الگوهای مثبت اجتماعی، همگی بهطور غیرمستقیم در افزایش جرم نقش دارند. در بخش مربوط به سیاست جنایی، نویسنده بر ضرورت هماهنگی بین نهادهای مختلف تأکید میکند. پیشگیری از جرم نیازمند یک سیاست جامع و منسجم است؛ سیاستی که فقط به قانونگذاری بسنده نکند و اجرا، آموزش، فرهنگسازی و ارزیابی مستمر را هم دربر بگیرد. او نقد میکند که در بسیاری از نظامها، پیشگیری بیشتر در حد شعار باقی مانده و بودجه و برنامهریزی کافی برای آن در نظر گرفته نمیشود. کتاب همچنین به پیشگیری اجتماعی از جرم میپردازد؛ رویکردی که بر کاهش نابرابریها، فقر، بیکاری و حاشیهنشینی تمرکز دارد. نویسنده با استناد به پژوهشهای مختلف نشان میدهد که رابطهی مستقیمی بین محرومیت اجتماعی و نرخ جرم وجود دارد. از نگاه او، هر برنامهی جدی برای پیشگیری از جرم، ناگزیر باید به عدالت اجتماعی و توسعهی انسانی توجه کند. در بخشهای پایانی، دکتر ابراهیمی به چالشهای پیشگیری از جرم در جامعهی ایران اشاره میکند. مسائلی مثل ضعف هماهنگی نهادی، نگاه کیفری صرف، کمبود دادههای دقیق جرمشناختی و نبود فرهنگ مشارکت اجتماعی از جمله موانعی هستند که پیشگیری را دشوار میکنند. با این حال، نویسنده ناامید نیست و بر این باور است که با تغییر نگرش، آموزش تخصصی و استفاده از تجربههای موفق جهانی، میتوان مسیر مؤثرتری برای کنترل و کاهش جرم ترسیم کرد. در مجموع، کتاب «جرمشناسی پیشگیری» اثری است که خواننده را از نگاه سادهانگارانه به جرم دور میکند و نشان میدهد که پیشگیری، یک فرایند پیچیده اما ضروری است. این کتاب بهویژه برای دانشجویان حقوق، جرمشناسی، علوم اجتماعی و حتی سیاستگذاران، منبعی ارزشمند محسوب میشود؛ چون هم مبانی نظری را توضیح میدهد و هم نگاه کاربردی و واقعگرایانه دارد. پیام اصلی کتاب روشن است: اگر جامعه بخواهد جرم را کاهش دهد، باید قبل از وقوع آن دست به کار شود، نه بعد از آن.