جای تعجب نیست که استراتژی امنیت ملی (NSS) طوفانی را در سراسر اقیانوس اطلس به پا کرده است. صدراعظم آلمان بخشهایی از این سند را «غیرقابل قبول» خواند، در حالی که رئیس شورای اروپا هشدار داد که اروپاییها اکنون باید «حتی در برابر متحدانی که آنها را به چالش میکشند، از خود محافظت کنند». از نظر مانفرد وبر، رئیس بزرگترین گروه پارلمان اروپا، «ایالات متحده در حال کنار گذاشتن نقش خود به عنوان رهبر جهان آزاد است»، در حالی که ایراتکسه گارسیا، رهبر دومین فراکسیون بزرگ، ابراز تاسف کرد که NSS نشان میدهد «اروپا دیگر متحد نیست و به یک دشمن تبدیل شده است». حتی پاپ لئو چهاردهم از دولت ترامپ خواست «رابطه فراآتلانتیک را از هم نپاشد». با این حال، آیا واشنگتن واقعاً قصد انجام این کار را دارد؟ با بررسی دقیقتر، تصویر ظریفتر میشود. NSS روشن میکند که دولت ترامپ اروپا را در حال شتاب گرفتن به سمت فروپاشی میداند - و واشنگتن ترجیح میدهد از این امر جلوگیری کند، حتی اگر فقط به دلایل منافع استراتژیک شخصی باشد.
یک آینه ناخوشایند
ستاد جدید امنیت ملی، تصویری تیره و تار از قاره کهن ترسیم میکند. این سند هشدار میدهد که اروپا در مسیر «حذف تمدنی» قرار دارد و میافزاید: «اگر روندهای فعلی ادامه یابد، این قاره در ۲۰ سال یا کمتر غیرقابل تشخیص خواهد بود.» این موضوع هم از نظر فرهنگی و هم از نظر سیاسی صدق میکند. از نظر فرهنگی، مهاجرت انبوه به عنوان عامل تعیینکننده شناخته میشود: «حداکثر ظرف چند دهه، برخی از اعضای ناتو اکثریت غیراروپایی خواهند شد.» این ارزیابی منحصر به دولت ترامپ نیست. کیشور محبوبانی، محقق سنگاپوری، در کتاب پرفروش خود با عنوان «آیا چین برنده شده است؟» در سال ۲۰۲۰، پیشبینی کرد که اروپا «میتواند انتظار داشته باشد که دهها، اگر نگوییم صدها، میلیون آفریقایی» به سواحل خود برسند - یک «چالش وجودی» که «بافت اجتماعی و سیاسی جوامع اروپایی را به شدت تغییر خواهد داد». این دگرگونی از قبل قابل درک است.
در سراسر قاره، احزاب ضد مهاجرت همراه با این احساس که «شیوه زندگی اروپایی» تحت فشار است، در حال افزایش قدرت هستند. در آلمان، رئیس پلیس برلین به شهروندان یهودی و آشکارا همجنسگرا توصیه کرده است که برای حفظ امنیت خود از مناطق خاصی دوری کنند. در بریتانیا، وزیر کشور سابق اذعان کرد که مقامات مدتهاست شبکههای سازمانیافته کودکآزاری را نادیده گرفتهاند تا از اتهامات «اسلامهراسی» جلوگیری کنند. در فرانسه، اولین وزیر کشور امانوئل مکرون هشدار داد که «این امر به یک رویارویی مستقیم بین جوامع منجر خواهد شد»، در حالی که فرانسوا اولاند، رئیس جمهور سابق، ابراز نگرانی کرده است که ممکن است روزی کشور «تجزیه» شود.
ستاد امنیت ملی مشاهدات خود را به حوزه سیاسی گستردهتر گسترش میدهد. برخلاف موضع خود در قبال شرکای مناطق فرهنگی متفاوت - که واشنگتن میگوید به دنبال تحمیل تغییرات دموکراتیک یا سایر تغییرات اجتماعی به آنها نیست - ایالات متحده انتظار دارد «دوستان همفکر از هنجارهای مشترک ما حمایت کنند». همانطور که در این سند آمده است، آمریکا «با محدودیتهای ضد دموکراتیک و تحت هدایت نخبگان بر آزادیهای اساسی در اروپا مخالفت خواهد کرد.»
همین رویکرد باعث جنجال خاصی شد وقتی جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور، فوریه گذشته در کنفرانس امنیتی مونیخ این موضوع را مطرح کرد. او با ذکر نمونههای عینی، دولتهای اروپایی را به مهار آزادی بیان و محدود کردن احزاب اصلی مخالف متهم کرد. از دیدگاه ایالات متحده، مفهوم رو به گسترش «محتوای مضر» در اروپا به طور فزایندهای عجیب به نظر میرسد. گزارش برنامه ۶۰ دقیقهای شبکه سیبیاس از آلمان، یورشهای پلیس در اوایل صبح به خانههای شهروندانی را نشان داد که به «جرایم گفتاری» آنلاین متهم شده بودند. وزیر امور دیجیتال فرانسه، در یک لغزش زبانی، از مقرراتی که امکان حذف «نظرات نادرست» از اینترنت را فراهم میکنند، تمجید کرد. پخشکننده عمومی فرانسویزبان بلژیک تصمیم گرفت سخنرانی افتتاحیه رئیس جمهور ایالات متحده را با چند دقیقه تأخیر پخش کند، به این دلیل که بررسی قبلی برای محافظت از بینندگان در برابر محتوای احتمالاً «نژادپرستانه، بیگانههراسانه یا نفرتانگیز» ضروری است. این، منعکسکننده رویه دیرینه در اروپا است که به عنوان «دیوار آتش» یا «کوردون سانیتر»(معنایی مانند خط قرنطینه می دهد) شناخته میشود. این اصطلاح به استراتژی هماهنگ احزاب جریان اصلی برای منزوی کردن و طرد نیروهای سیاسی «افراطی» یا «پوپولیست» اشاره دارد. همانطور که ونس مشاهده کرد، حتی خود کنفرانس مونیخ، سیاستمداران حزب AfD، بزرگترین حزب مخالف آلمان، را از شرکت در آن منع کرد. او استدلال کرد: «ما مجبور نیستیم با همه چیز یا هر چیزی که مردم میگویند موافق باشیم، اما وقتی رهبران سیاسی نماینده یک حوزه انتخابیه مهم هستند، بر ما واجب است که حداقل در گفتگو با آنها شرکت کنیم.» مفهوم این حرف واضح بود: از نظر دولت ترامپ، دولتهای اروپایی در حال نقض آزادیهای اساسی هستند. با این حال، نگرانی واشنگتن فراتر از ملاحظات ایدئولوژیک و سخنرانیهای اخلاقی است - این کاستیهای دموکراتیک به عنوان خطرات امنیتی تلقی میشوند.
مبنای مداخله
همانطور که پس از سخنرانی ونس در مونیخ اتفاق افتاد، رهبران اروپایی اکنون در مورد NSS از «دخالت خارجی» در امور داخلی خود شکایت دارند. در ظاهر، ممکن است حرف آنها درست باشد. با این حال، تا زمانی که ماده ۵ ناتو پابرجاست و به همراه آن نقش آمریکا به عنوان ضامن نهایی امنیت اروپا، واشنگتن...
این متن نوشته Hajnalka Vincze عضو برنامه اوراسیا در موسسه تحقیقات سیاست خارجی است. که در سایت زیر آمده است