ما عادت داریم فقط دو رنگ را ببینیم سیاه و سفید. این رنگ بندی خیلی سخت است! چرا؟ ببینید ما به چند نفر از مسئولانمان اتهام لیبرال(آزادیخواه) غرب زده ، خائن، وطن فروش زده ایم؟ واقعا اینطوری بودند! نمونه بارز آن شهید شمخانی چقدر بر علیه ایشان صحبت شد که چرا در حمله اول شهید نشده؟ یا شهید لاریجانی! ایشان را که برای مناصب مختلف انتخاب درستی نمی دانستیم! اصولا عادت داریم مردم را یا سیاه کار بدانیم یا سفید کار؟!!؟!؟ حد وسط نداریم ! دنیا یک منطق را دنبال می کند بنام منطق فازی موارد و جریانات را یک طیف از سیاه تا سفید می بیند به نام منطق و طیف خاکستری. یعنی بین و صفر تا یک کلی عدد وجود دارد ما صفر و یک نبیینم. بارها به ما تذکر داده اند که وحدت را حفظ کنیم بعد سخنران محترم که دم از وحدت می زند تیکه های نابی به جناح مخالف می اندازد بقیه هم با تمسخر آن را ادامه می دهند. من ممکن است خطا کنم اما این امر غیر ارادی است یا فهم و نگرش من در یک حدی است این موضوع را اینطوری می فهمم. اما اگر شما نظر دیگری داشتید دلیل خیانت من نیست من با شما اختلاف نظر دارم. دشمنی و پدر کشتگی نداریم. اینهمه اتهامات به سربازان جبهه دیپلماسی شاید به مصلحت نباشد. اصولا تضارب آرا باید وجود داشته باشد. خداوند رحمت کند امام شهید را می فرمودند در نظر کارشناسی مخالف نظر ولایت فقیه صحبت کردت مخالفت با ولی فقیه نیست در باره یک موضع اختلاف نظر وجود دارد اصولا باید نظرات متفاوت وجود داشته باشد. این نظرات باعث رشد می شود. حالا نظر من خاکستری تیره است نظر شما خاکستری روشن یعنی نه نظر من صد در صد درست است و نه نظر شما صد در صد درست. بیایید خاکستری باشیم