ایمانت چند؟!!

ببخشید اگر روی ایمان قیمت می گذاریم.... این نوشته برای ملموس شدن قضایا است....

ایمان را اگر باور قلبی به چیزی معنا کنیم می خواهم بدانم این باور قلبی مان را چند می فروشیم؟ شاید قبل از اینکه باورمان را قیمت گذاری کنیم باید بفهمیم اصلا به چیزی ایمان داریم یا نه؟ چون وقتی چیزی را باور کنیم طبعا باید به دنبالش یک سری اثرات هم از آن ببینیم. منظورم از اثرات اعمالی است که در پی آن می آید... مثلا کسی که ایمان قلبی به خدا دارد طبعا نباید دروغگو باشد، یا به بیان دیگر راستگویی نتیجه ایمان او به خدا است، بنابر این اگر راستگو نیستیم یعنی ایمانمان واقعی نیست یا اگر هست، ایمانی است که خیلی راحت آن را می فروشیم، پس قیمتی که می توان روی آن گذاشت زیاد نیست.... وقتی شما به چیزی یا فردی ایمان بیاورید، آن ایمان به شما اضافه می شود، در واقع قیمتی به قیمت شما اضافه می کند....

البته این را بگویم که زمانی که بشر خلق می شده است، بی آنکه خود بداند به خیلی چیزها ایمان داشته است، به زیبایی، به خوبی، اینها همگی تنطیمات کارخانه ماست، همه ما زیبایی و خوبی را درک می کنیم اما سوال بزرگ این است که ایمانمان را چند می فروشیم؟ شاید اگر بگوئیم "خودمان" را چند می فروشیم هم دور از واقعیت نباشد؟ چون ایمان جزئی از ماست، راستی خودمان را چند می فروشیم؟

من آدمی هستم که از حساب و کتاب سر در می آورم، اگر بخواهم یک قیمت پایه برای شما تعیین کنم، حداقل قیمت هفتصد هزار میلیارد دلار است... قیمت را به دلار دادم که چندان دستخوش تغییر نشود!!! به بیان دیگار باید بگویم اگر بخواهید خودتان و ایمانتان را بفروشید حداقل قیمتی که می توانید آن را با آن معامله کنید این قیمت است.... کسی هست که ایمان شما، یا خود شما را به این قیمت بخرد؟؟؟ اگر نیست لطفا نفروشیم....

ما گران قیمت هستیم، خودمان را ارزان نفروشیم....