حرفهای خاک خورده...

بعضی جمله ها و حرف ها هست که در کنج دلم خاک می خورند، اینها به سرنوشت کتابهای کتابخانه ها مبتلا شده اند.... خاک می خورند.... این حرفها و آن کتابها پر از حرفند، پر از معنی اند، اما چه میشود کرد که حرف حساب و شاید بی حساب گاهی سرنوشتی جز خاک خوردن پیدا نمی کند.... ولی یک تفاوت بزرگ بین حرف های خاک خورده و کتابهای خاک خورده وجود دارد، حرف ها را با خودم حمل می کنم، به این برو آن بر میبرمشان، هر روز میبینمشان، هر روز از اندوه اینکه خاک می خورند به خود می پیچم، اما کتابهای کتابخانه ها را لااقل به دوش نمی کشم، آنها در جایی غیر از قلبم خاک می خورند.... کاش طوفانی بیاید، غوغایی به پا شود، هم از حرفهای من، هم از کتابهای کتابخانه ها خاک ها را بزداید... ای کاش ....


لطفا به پیج من در اینستاگرام سر بزنید، اونجا سعی کردیم هر هفته دو کتاب خوب رو خلاصه کنیم و بخونیمش، و حرفهایی بزنیم که حالمون واقعا بهتر باشه

اگر عبارت dr.dehghani.coaching رو لطفا سرچ کنید، پیج من رو پیدا خواهید کرد، لینک پیج رو ندادم چون با قوانین ویرگول مغایرت داره...