نویسنده: دکتر محمدرضا نمازی – سخنران و استراتژیست بینالمللی برند و کسبوکار
🔻 مقدمه
وقتی گلولهها در دوردست به صدا درمیآیند، موج اضطراب قبل از موج انفجار به بازار میرسد. در شرایط بلاتکلیفی سیاسی، جنگ و ناامنی، اولین کسانی که دچار تردید و رخوت میشوند، نه فقط مردم عادی، بلکه مدیران کسبوکارها هستند. اما در همین تاریکی، رهبران واقعی میدرخشند.
⚠️ جنگ فقط بمب نیست، بمباران روان هم هست
در شرایط بحران، جنگ روانی حتی سهمگینتر از حمله نظامی عمل میکند. کاهش امید، افت تصمیمگیری، تعلیق پروژهها و سکوت برند، کسبوکار را به مرگ خاموش میکشاند.
✅ مدیران چه کار باید بکنند؟ ۷ فرمان در دوران بلاتکلیفی جنگ
در شرایط مبهم، بهجای منتظر ماندن، سه سناریوی محتمل طراحی کن:
بدترین حالت
وضعیت فعلی
بهترین حالت
و برای هرکدام تصمیمهای تاکتیکی داشته باش.
در تیمها، ذهن افراد بیشتر از بدنشان درگیر بحران است.
بهجای فشار، جلسات کوتاه روزانه برای همصحبتی برگزار کن.
بپرس "چه حسی دارید؟" نه فقط "چه کاری انجام شده؟"
در زمان ناامیدی، صدای برند تو نباید خاموش شود.
حضور تو در ذهن مشتریها، یادآور ثبات و قدرت است — حتی بدون فروش.
مردم در بحران دنبال اعتماد، آرامش و معنا هستند.
الان زمان گفتن داستان انسانی برند توست، نه فقط مزایای محصول.
بودجه تبلیغات شاید قطع شود
اما آموزش تیم، حفظ برند، و تولید محتوای الهامبخش متوقف نشود.
اعتماد مثل طلاست:
در آتش بحران ساخته میشود.
با مشتری، همکار، تأمینکننده، و حتی رقیب، شفاف و انسانی رفتار کن.
در شرایطی که هیچکس نمیداند چه میشود، مردم دنبال کسی هستند که "به او تکیه کنند"
تو باید آن ستون اعتماد باشی — با آرامش، صداقت، و استقامت.
✊ جمعبندی
در بلاتکلیفی، مردم از درجا زدن نمیترسند؛ از سقوط میترسند.
اگر تو ثابتقدم باشی، حتی در دل جنگ، برندت رشد خواهد کرد.
یادمان نرود:
در طوفان، همه قایقها نمیمیرند. برخی کشتی میسازند.



