روزنامهنگاران گاهی آزاردهندهاند: مسائل را ساده میکنند، اغراق میکنند و گاهی اشتباه میکنند. بیشترشان تحصیلات دانشگاهی دارند، از طبقه متوسط هستند و کمی گرایش چپ دارند، پس دیدگاهشان گاهی با مردم عادی همخوانی ندارد. وقتی هم رفتار غیرحرفهای دارند—مثلاً وقتی بیبیسی بخشهایی از سخنان ترامپ را بهگونهای گمراهکننده پخش کرد—طبیعی است که مردم خشمگین شوند. اعتماد به رسانهها در کشورهای ثروتمند کاهش یافته و شبکههای اجتماعی باعث شده اشتباهات آنها بیشتر دیده شود. با این حال، روزنامهنگاری قوی برای همه ما مهم است.
چرا آزادی مطبوعات اهمیت دارد؟
آزادی بیان تنها یک حق اساسی نیست؛ روزنامهنگاری انتقادی مانع سوءاستفاده قدرت میشود. اگر سیاستمداران بدانند که فساد یا سوءاستفادههایشان افشا نمیشود، احتمال انجام آن بیشتر خواهد شد.
تحقیقات اکونومیست بر اساس دادههای ۱۸۰ کشور طی ۸۰ سال نشان میدهد بین محدود کردن رسانهها و گسترش فساد یک چرخه وجود دارد: هرچه رسانهها محدودتر شوند، فساد بیشتر میشود و هرچه فساد بیشتر شود، انگیزه برای سرکوب رسانهها هم افزایش مییابد. سقوط آزادی مطبوعات از سطحی مثل کانادا به سطحی مثل اندونزی میتواند پیشبینیکننده افزایش فساد از وضعیتی شفاف مانند ایرلند به وضعیتی فاسد مانند لتونی باشد. این روند تدریجی است و رأیدهندگان ممکن است تا بعد از انتخابات بعدی متوجه آن نشوند. این شرایط در دولتهای پوپولیست شدیدتر است، زیرا آنها منتقدان را شیطانسازی کرده و نهادهایی که قدرتشان را محدود میکنند تضعیف میکنند.
سرکوب رسانهها با روشهای مدرن
دولتهای ادعادموکراتیک هم از ابزارهایی استفاده میکنند که پیشتر در حکومتهای اقتدارگرا دیده میشد. آنها رسانهها را کاملاً خاموش نمیکنند، بلکه فضایی ایجاد میکنند که در آن تنها تعریف و تمجید از دولت شنیده شود و صدای مخالفت بسیار کم باشد.
برای این کار:
از بودجه عمومی برای حمایت از رسانههای چاپلوس استفاده میکنند.
مدیران مطیع در رسانههای دولتی منصوب میکنند.
بودجه تبلیغات دولتی را به سمت رسانههای همراه هدایت میکنند.
سرمایهداران نزدیک به خود را تشویق میکنند رسانههای مستقل را بخرند و ضعیف کنند.
همزمان، روزنامهنگاران تحقیقی با محدودیتهای جدی روبهرو میشوند: تبلیغات دولتی نمیگیرند، شرکتهای خصوصی از همکاری با آنها منع میشوند، و ممکن است با حسابرسیهای مالیاتی یا شکایتهای آزاردهنده مواجه شوند. در ۱۶۰ کشور از ۱۸۰ کشور بررسی شده توسط «گزارشگران بدون مرز»، رسانهها از نظر مالی در وضعیت شکنندهای هستند.
تهدید مستقیم روزنامهنگاران
روزنامهنگاران فردی هم مورد حمله قرار میگیرند. بهویژه زنان خبرنگار، اغلب مورد آزار آنلاین و تهدید حضوری قرار میگیرند. برخی گرفتار قوانین امنیت ملی یا قوانین «اخبار جعلی» میشوند و حتی ممکن است به اتهام جرایمی محاکمه شوند که هیچ ربطی به کارشان ندارد. برای مثال، در فیلیپین، خبرنگاری که علیه سوءاستفاده نیروهای امنیتی انتقاد کرده بود، به اتهام «تأمین مالی تروریسم» به ۱۲ تا ۱۸ سال زندان محکوم شد و نیروهای امنیتی برای این کار اسلحه و مواد غیرقانونی را در خانه او گذاشتند.
فناوری، آزادی و تهدیدهای جدید
فناوریهای دیجیتال به هر کسی امکان میدهد بیعدالتیها را ثبت و منتشر کند و ابزار نظارتی جدیدی ایجاد کرده است. اما انقلاب دیجیتال به اندازهای که انتظار میرفت آزادیبخش نبوده است. دیکتاتورها میتوانند اینترنت را قطع کنند و دموکراسیهای ناقص از روشهای ظریفتری برای کنترل استفاده میکنند: قوانین حریم خصوصی برای پنهان کردن سیاستمداران، هک گوشی خبرنگاران برای شناسایی منابع، یا انتشار تصاویر شرمآور از خبرنگاران برای ترساندن آنها.
تغییر نقش آمریکا
دولت آمریکا که پیشتر از آزادی مطبوعات در جهان حمایت میکرد، حالا کمتر چنین میکند. دولت ترامپ کمک به رسانههای مستقل خارجی را قطع کرد و رسانههای عمومی مانند «رادیو آسیای آزاد» را تعطیل کرد. در نتیجه، رهبران اقتدارگرا در سراسر جهان از فرصت استفاده کردهاند تا خبرنگاران مزاحم را زندانی یا ترسانده و واکنش دیپلماتیک کمی دریافت کنند.
نتیجهگیری
برخی میگویند رسانهها هم باید پاسخگو باشند، اما همین حالا هم امکان پاسخگویی وجود دارد: مردم میتوانند اشتراکشان را لغو کنند، افراد میتوانند شکایت کنند و مسئولان رسانهها در موارد تخلف استعفا میدهند. ایرادهای روزنامهنگاران زیاد است، اما جلوگیری از کار آنها پیامدهای خطرناکی دارد. یک رسانه قوی و مستقل وقتی از بین برود، بازسازی آن دشوار است. جهانی با آزادی مطبوعات کمتر، فاسدتر و بدادارهتر خواهد بود.