قیمتهای پایین و مقررات چین باعث شده تا تولیدکنندگان اروپایی دچار اضطراب و نگرانی جدی شوند. محدودیتهای اخیر در زمینه چیپهای کامپیوتری و عناصر نادر، ترسها درباره صنعتزدایی اروپا را افزایش داده است.
برت ساتر، مدیر یک شرکت تجهیزات پزشکی و رئیس انجمن تولیدکنندگان آلمانی، میگوید:
«در بخش من، رقبای چینی قیمت محصولات رهبر بازار را بررسی میکنند و تقریباً نصف آن را میفروشند. اروپا برای این رقابت شدید آماده نیست.»
این نگرانی تنها به قیمت پایین چینیها محدود نمیشود. انجمن VDMA، نماینده شرکتهای ماشینآلات آلمانی، در گزارشی اعلام کرد که چین «عادلانه بازی نمیکند» و از اتحادیه اروپا خواست راههایی برای ایجاد توازن پیدا کند.
محدودیتهای صادرات عناصر نادر و چیپهای Nexperia، وضعیت را بسیار واضحتر و جدیتر کرده است. این محدودیتها منجر به هشدار شرکتهای اروپایی درباره توقف تولید و مرخصی بدون حقوق کارکنان شده است. بسیاری از تولیدکنندگان اروپایی معتقدند چین با روشهای قانونی و غیرقانونی قصد دارد آنها را از بازار خارج کند.
زمانه برای شرکتهای آلمانی تغییر کرده است. وقتی الکساندر رودولف اولین بار در سال ۲۰۱۲ به چین رفت، مردم از خودروهای آلمانی شگفتزده بودند؛ اما اکنون حتی مدلهای قدیمی خودروهای آلمانی برای همکاران چینی شرمآور به نظر میآید.
رشد بازار چین برای بسیاری از شرکتهای خارجی کند شده و کسری تجاری آلمان با چین به ۶۶ میلیارد یورو رسید. صادرات آلمان کاهش یافته و واردات، به ویژه خودرو، مواد شیمیایی و ماشینآلات، افزایش یافته است.
سال ۲۰۲۵ پیشبینی میشود کسری تجاری به ۸۷ میلیارد یورو برسد. خودروهای برقی چینی، حتی با وجود تعرفهها، همچنان ارزانتر هستند و واردات افزایش مییابد. BYD، بزرگترین خودروساز برقی چین، کارخانه ۴.۵ میلیارد دلاری در مجارستان میسازد و برنامه دارد آن را با ظرفیت کامل راهاندازی نکند، چرا که تولید در چین بسیار ارزانتر است.
شرکت Nexperia نمونهای از چالش حفاظت از صنایع استراتژیک است. دفتر مرکزی شرکت در هلند است، اما مالک آن چینی است و مراحل نهایی تولید چیپ در چین انجام میشود. تلاش دولت هلند برای کنترل مدیریت شرکت، باعث شد چین صادرات چیپها را محدود کند. این مثال نشان میدهد که حتی تصمیمگیریها و اقدامات دولتها در مقابل چین محدودیتهای جدی دارد.
همچنین ابزارهای اتحادیه اروپا، حتی ابزارهای قوی مانند ACI، زمانبر هستند و در طول اجرا، کشورهای هدف فرصت پیدا میکنند که اجماع را تضعیف کنند.
بهترین امید اروپا، نه در متوقف کردن شوک چین، بلکه در تابآوری و مدیریت آن است. تولید تنها ۱۶٪ از GDP اتحادیه اروپا را تشکیل میدهد و سهم آن حتی در آلمان ۲۰٪ است. صنایع تحت فشار چین، در بیشتر کشورها سهمی کمتر از ۱۰٪ دارند و نشانهای از نابودی گسترده مشاغل تولیدی دیده نمیشود.
صندوق بینالمللی پول نشان میدهد حتی اگر سهم بازار خودروهای برقی چینی در اروپا ۱۵ درصد افزایش یابد، تأثیر آن بر GDP آلمان تنها ۰.۲٪ خواهد بود، زیرا نیروی کار و سرمایه به بخشهای دیگر اقتصاد منتقل میشوند.
به عبارت دیگر، صنعتزدایی لزوماً با زوال اقتصادی برابر نیست. مشکل اصلی اقتصاد آلمان رشد کند بهرهوری و کاهش جمعیت در سن کار است، نه صرفاً رقابت چین.
حتی در آلمان و اتحادیه اروپا، دیدگاه واحدی درباره نحوه مقابله با چین وجود ندارد:
برخی شرکتها خواستار محدود کردن واردات چینی هستند.
برخی خودروسازان و شرکتهای شیمیایی بزرگ، که سرمایهگذاری زیادی در چین دارند، از اقداماتی که چین را خشمگین کند اجتناب میکنند.
برخی کشورها، مانند اسپانیا و چند کشور شرق اروپا، معتقدند روابط بهتر با چین ضروری است.
همچنین برخی هشدار میدهند که شرکتهای غربی خود باعث وابستگی اروپا به چین شدهاند، با انتقال تولید و فناوری به چین برای سود بیشتر.
اتحادیه اروپا برنامههایی مانند RESourceEU را طراحی کرده تا وابستگی به چین کاهش یابد. این برنامه شامل موارد زیر است:
ایجاد مرکز مواد خام حیاتی برای رصد آسیبپذیری شرکتها
تعیین حداقل قیمتها برای تشویق تولید داخلی
الزام به نگهداری حداقل موجودی برخی مواد
حمایت مالی برای توسعه فرآیندهای صنعتی با مصرف کمتر مواد محدود
تشویق به بازیافت مواد نادر و محدودیت صادرات باقیمانده باتریها
با این حال، اقدامات اروپا محدودیتهایی دارد و چین همچنان کنترل عمده بازار را در اختیار دارد.
در نهایت، اروپا باید تابآوری و انعطافپذیری خود را افزایش دهد، نه صرفاً به دنبال توقف چین. اقتصاد اروپا هنوز میتواند با توزیع منابع به بخشهای دیگر، رشد و نوآوری داشته باشد. صنایع استراتژیک باید هوشمندانه مدیریت شوند و تمرکز روی نوآوری، بازیابی مواد و استقلال نسبی باشد، نه برخورد مستقیم و پرریسک با چین.