ویرگول
ورودثبت نام
EGG
EGG
EGG
EGG
خواندن ۳ دقیقه·۱۴ روز پیش

پول قرار بود ابزار باشد… اما شد هدف!

در گرانی و نابه سامانی این روز ها، هرچقدر هم سعی کنیم کاهش قدرت خرید را نادیده بگیریم نمی شود. یادم هست سال 1388 زمانی که تکنولوژی طراحی صفحات وب به صورت Ajax به تازگی وارد بازار شده بود با صرف حدود 2 هفته زمان 800 هزارتومان دستمزد برای طراحی سایت یک شرکت تعاونی دریافت کردم. امروز برای طراحی یک سایت شرکتی دستمزدی در حدود 50 میلیون تومان دریافت می شود و حدود یک ماه زمان نیاز است. به نظر می رسد دستمزد طراحی سایت 60 برابر افزایش پیدا کرده است اما وقتی به قضیه طور دیگری نگاه کردم متوجه عمق فاجعه شدم. همان سال قیمت یک خانه 100 متری در جنوب شهر شیراز حدود 26 میلیون تومان بود و امروز همان خانه حدود 7-8 میلیارد تومان قیمت دارد. یعنی در آن سال با طراحی 30 سایت می شد آن خانه را خرید امروز باید 140 پروژه طراحی سایت انجام داد تا همان خانه را خرید.

این همان جایی است که یک مفهوم جالب وارد ماجرا می‌شود:

چیزی که اقتصاددان‌ها به آن می‌گویند توهم پولی.

توهم پولی یعنی ذهن ما وقتی قیمت ها و دستمزد ها را می‌بیند، فقط به عدد پول نگاه می‌کند،

نه به ارزش واقعی چیزها.

ما فرض می‌کنیم پول یک واحد ثابت است،

در حالی که اصلاً این‌طور نیست.

پول در این سال‌ها مدام تغییر کرده،

کوچک‌تر شده،

و قدرت خریدش کم شده.

اما چون همه‌چیز را با همان می‌سنجیم، این تغییر را به‌سختی می‌بینیم.

برای همین یک آزمایش ساده کردم.

به‌جای اینکه قیمت دستمزد را با تومان بسنجیم، آن را با یک چیز واقعی اندازه بگیریم:

تخم‌مرغ.

اگر قیمت امروز هر تخم‌مرغ را حدود ۲۳ هزار تومان در نظر بگیریم،

طراحی یک سایت 50 میلیون تومانی می‌شود حدود 2200 تخم‌مرغ.

حالا چند سال به عقب برگردیم، یعنی در سال 88

آن زمان طراحی سایت 800 هزارتومان و تخم‌مرغ حدود 100 تومان.

یعنی دستمزد طراح سایت برای یک سایت شرکتی می‌شد چیزی حدود 8000 تخم‌مرغ.

پس ارزش دستمزد یک طراح سایت کم شده؟

بله.

در حالی که دستمزد های تومانی افزایش دستمزد را نشان می دهند!

بخش بزرگی از آن شوکی که ما حس می‌کنیم، در واقع از توهم پولی می‌آید.

چون ذهن ما به عدد پول نگاه می‌کند،

در حالی که خود پول در حال تغییر است.

شبیه این است که با خط‌کشی اندازه بگیریم که خودش هر سال کوتاه‌تر می‌شود.

در چنین شرایطی طبیعی است که اندازه‌ها عجیب به نظر برسند.

شاید به همین دلیل است که وقتی درباره قیمت‌ها حرف می‌زنیم،

بیشتر از اینکه بفهمیم چه اتفاقی افتاده،

فقط از بزرگ شدن عددها شوکه می‌شویم.

و شاید به همین دلیل است که خیلی وقت‌ها حس می‌کنیم هرچه بیشتر کار می‌کنیم، کمتر جلو می‌افتیم.

چون داریم با واحدی اندازه می‌گیریم که خودش هر سال تغییر می‌کند.

گاهی فکر می‌کنم اگر به‌جای تومان، قیمت‌ها را با چیزهای واقعی‌تری مثل غذا، انرژی یا زمان بسنجیم،

تصویر اقتصاد اطرافمان خیلی متفاوت به نظر برسد.

شاید حتی بفهمیم که بعضی چیزها واقعاً گران شده‌اند،

بعضی تقریباً همان‌قدر مانده‌اند،

و بعضی شاید نسبت به گذشته ارزان‌تر هم شده‌اند.

اما وقتی همه‌چیز را فقط با پول می‌سنجیم،

درگیر همان توهم پولی می‌شویم.

💬 یک آزمایش ساده:

آخرین چیزی که خریدی چند تومان بود؟

حالا اگر آن را به تعداد تخم‌مرغ تبدیل کنیم چند تا می‌شود؟

کنجکاوم ببینم مردم این روزها واقعاً با چند «تخم‌مرغ» زندگی می‌کنند

ارزش پولتخم مرغتورمقدرت خرید
۸
۰
EGG
EGG
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید