در نگاه حاکمیت ایران، اینترنت آزاد:
یک «حق همگانی» نیست
یک «امکان قابلمدیریت» است
یعنی:
هر کسی به اندازهای که «مشکلساز نباشه»،
میتونه به اینترنت دسترسی داشته باشه.
برای همین سیاست اصلی اینه:
اینترنت رو کامل قطع نکن
ولی برای همه هم باز نذار
الان عملاً چند سطح دسترسی وجود داره:
کند
ناپایدار
فیلترشده
VPNها مرتب قطع میشن
این همون اینترنتیه که اکثر مردم باهاش سروکار دارن.
دسترسی پایدارتر
فیلتر کمتر
IPهای خاص
محدودیت کمتر روی بعضی سرویسها
📌 معمولاً با:
درخواست رسمی
مجوز
یا قراردادهای خاص
دسترسی مستقیم به اینترنت جهانی
بدون فیلتر جدی
بدون نیاز به VPN
سرعت و پایداری بالا
📌 این سطح برای:
نهادهای حکومتی
رسانههای خاص!
افراد «مورد اعتماد!»
سیستم امنیتی
DPI ابزار تشخیص و تفکیکه.
DPI فقط دنبال بستن نیست؛
دنبال اینه بفهمه:
این کاربر کیه؟
از کجا وصله؟
الگوی مصرفش چیه؟
جزو کدوم «گروه» حساب میشه؟
بعد بر اساس اینها:
یکی رو ول میکنه
یکی رو کند میکنه
یکی رو ناپایدار
یکی رو کامل قطع
📌 یعنی فیلترینگ هوشمند و انتخابیه.
روی مسیرهایی هستن که فیلتر روش اعمال نمیشه
IPشون در لیستهای محدودکننده نیست
DPI براشون «سختگیری» نداره
📌 نه بهخاطر اینکه زرنگترن
بلکه چون دسترسیشون فرق میکنه.
DPI فرض رو میذاره روی «مشکوک بودن»
VPN = تلاش برای خروج از کنترل
پس یا قطع میشه
یا عمداً بد کار میکنه
ولی برای بعضی مسیرها:
VPN اصلاً حساسیت ایجاد نمیکنه
یا حتی نیازی بهش نیست
وقتی از «اینترنت ملی» حرف میزنن،
در عمل یعنی:
اینترنت جهانی برای عدهای
اینترنت داخلی برای بقیه
نه بهصورت رسمی و یکشبه،
بلکه:
تدریجی
بیسروصدا
با توجیه «کیفیت» و «امنیت»
اینترنت ایران «بسته یا باز» نیست
طبقهبندیشدهست
مدیریتشده، مشروط و قابل فشاره
دسترسی آزاد تبدیل شده به امتیاز
مردم عادی در پایینترین لایهان
تو ایران امروز،
مسئله این نیست که «اینترنت هست یا نه»
مسئله اینه که برای کی(طبقه ات چیه) هست؟
