نگاهی به فیلم ( جنایت های آینده )
#احسان خوشخو

#دیوید کراننبرگ در «جنایتهای آینده» ساخته شده درسال (۲۰۲۲) بار دیگر به سراغ مفاهیم محبوب و مضامین مورد علاقه خود می رود: تقابل فناوری، زیستشناسی، و تکامل انسان. این فیلم که در آینده تاریک و آپوکالیپتیک روایت میشود، جهانی را به تصویر می کشد که در آن بدن انسانها در اثر مشکلات زیست محیطی و تغییر نوع ذائقه غذایی،پلاستیک خواری،جهش های غیرقابل کنترلی را تجربه میکند .
وبدن درد را حس نمی کند و همین طور عمل جراحی به شکلی از هنر پرفورمنس ،مبدل گشته است. در این فیلم، کراننبرگ نه تنها مرزهای فیزیکال بدن، بلکه محدودیتهای اخلاقی، هنری، و فلسفی بشریت را نیز،به چالش میکشد.

در این فیلم، شخصیت اصلی، سالو تنسر (با بازی ویگو مورتنسن)، از درد ناشی از رشد اندامهای جدید در بدنش رنج میبرد، درحالیکه همکارش کاپریس (با بازی لئا سیدو) این اندامها را در اجراهای زنده و به سبک آیینی؛ ازبدن او خارج می کند.این رابطهٔ بین درد و لذت، جراحی را از یک عمل درمانی به یک هنر اروتیک (جنسی) تبدیل میکند . کراننبرگ با نمایش بدن بهمثابه ماشینی فرسوده ، پرسش هایی دربارهی اخلاق زیستی، مالکیت بدن، و نقش هنر در دنیای امروز را به نقد میکشد.
این اجراهای جراحی، تمثیلی از جامعه امروزی هستند که در آن نمایش رنج و دگرگونی بدن (مثلاً در شبکه های اجتماعی) به نوعی سرگرمی تبدیل شده است. کراننبرگ با بزرگنمایی در این مفهوم، بیننده را وادار به تأمل درباره مرز بین تماشای بیمارگونه و هنر در عصر معاصر میکند.

فیلم با فضاسازی سرد، استریل، و تقریباً آزمایشگاهی
و با پالت رنگی قهوه ای و خاکستری رنگ،تضادی آشکار با صحنه های آغشته به خون و احشا بدن ایجاد میکند. طراحی صحنه مفهومی و لباسها مثلا ؛ لباس عجیب تنسر که شبیه پیله کرم است به بدن انسان بهمثابه موجودی در حال گذار از مرحلهای تکاملی اشاره دارد. حتی ابزارهای جراحی و ماشینهای تغذیهکننده تنسر (مثل صندلی عجیب او) با وجود کارکرد تکنولوژیک، شکلی ارگانیک و زنده دارند.
این زیبایی شناسی دوگانه، بازتاب دهنده ترس مدرن از ترکیب بدن با ماشین است؛ ترسی که در دوره هوش مصنوعی و مهندسی ژنتیک، بیشتر از گذشته به واقعیت نزدیکتر شده است.

فیلم در لایه های زیرین خود به نقد سیستمهای بوروکراتیک میپردازد. سازمانهایی مانند «ثبت ملی اندامها» که جراحی ها را رصد و بررسی می کنند، نمادی از کنترل دولت بر بدن شهروندان و مردم هستند.
کراننبرگ با طعنه نشان میدهد که حتی در آینده دیستوپیایی، ارگان های قدرت نمیتوانند در برابر میل ذاتی بشر به گذر از محدودیت ها و سانسور مقاومت کنند.

اگرچه فیلم از نظر بصری و فضاسازی جسور و خلاقانه است، اما ممکن است برای برخی تماشاگران بیش از حد انتزاعی یا کُند به نظر برسد.
و برخی از صحنه ها مانند صحنه های کالبد شکافی بدن و جراحی از نماهای نزدیک به مذاق برخی از آنان خوش نیاید و آنها را منزجر نماید.
«جنایت های آینده» بیش از آنکه پیش بینی آینده باشد، آینهای از ترسهای کنونی انسان معاصرست: ترس از فناوریهای بی قیدوبند، از دستدادن کنترل بر بدن خود، و تبدیل بدن به کالایی مصرفی. کارگردان با مهارت، این ترسها را در قالب یک کابوس سورئال و فلسفی بسته بندی میکند. این فیلم اثری مهم برای دنیای امروز است.

دورانی که در آن مرز بین بدن و ماشین، واقعیت و نمایش، هر روز محوتر و وانمود ه ها در حال تصرف واقعیت هستند. با این اوصاف میتوان آینده ترسناک و وهمناکی برای بشر امروز متصور شد.
