داستان من از اونجایی شروع شد که تقریباً یک هفته مونده بود به شروع دوره شونزدهم باشگاه محتوا. نمیدونم چی شد که یهویی به همسرم گفتم: «میخوام تو این دوره شرکت کنم.» آخه همسرم قبلاً تو این دوره شرکت کرده بود و کارهاش همیشه برام جذاب بود. یه سری کلمات برای من نامفهوم بود؛ مثل سئو، لندینگپیج، H1، H2 و چیزهایی شبیه به اینا. پیش خودم میگفتم: «این چیزا چیه؟ مگه یه نوشته این همه دنگ و فنگ داره؟»
از همسرم سوال میکردم، اونم یه چیزایی میگفت، ولی واقعاً نمیتونستم درست درکشون کنم. یه روز بهم گفت:« بیا تو دوره شرکت کن. هم خوب مینویسی، هم صدات برای پادکست خوبه و هم بیان خوبی داری. بهنظرم میتونی تو این مسیر موفق بشی.» راستش مدت زیادی بود که ننوشته بودم و تا حالا هم هیچوقت پادکست ضبط نکرده بودم. با این حال گفتم: «باشه» و ثبتنام کردم.
اولین چیزی که توی باشگاه محتوا توجهم رو جلب کرد، نظم و ساختار خوبش بود. یه گروه عمومی بود که همه میتونستن توش چت کنن، یه گروه کوچکتر که با چند نفر دیگه و یه کمکمربی توش بودیم، یه گروه به اسم «مشق عشق» که تکلیفهامون اونجا قرار میگرفت و یه کانال آموزشی که مطالب درسی توش منتشر میشد.
همهچی منظم، مرتب و باقاعده بود. کلاسها شروع شد. من متأسفانه بهخاطر دانشگاه و کارم نمیتونستم توی جلسات آنلاین شرکت کنم، ولی همه چیز ضبط میشد و توی کانال گذاشته میشد. علاوهبر درسهای اصلی، چند تا درس اختیاری اصلی و تقویتی هم بود که من فعلاً فقط به درسهای اصلی رسیدم و اون اختیاریها رو گذاشتم برای بعد.
دیدن ویدیوهای ضبطشده برای من خیلی مفید بود. مربیها واقعاً کاربلد بودن و مفاهیم رو ساده، دقیق و با لحنی صمیمی توضیح میدادن، اما چالشبرانگیزترین بخش دوره، «مشق عشق» بود. از تحلیلهایی مثل ماتریس SWOT گرفته تا مقالهنویسی، از ویرایش متن تا ساخت پادکست؛ هم سخت بود و هم خیلی لذتبخش. یک نکته جالب این بود که توی باشگاه محتوا، نه تنها روی نوشتن تمرکز داشتیم، بلکه یاد گرفتیم چطور صدای خودمون رو بهتر کنیم و حتی چطور پادکست تولید کنیم. من که هیچوقت فکر نمیکردم یه روزی پادکست بسازم، الان خیلی خوشحالم که این مسیر رو شروع کردم.
تو قسمتهای پایانی مشق عشق، رسیدیم به موضوعات کاربردی مثل تولید محتوا برای اینستاگرام، توییتر و لینکدین. اینکه چطور محتوای خودمون رو ارائه بدیم، واقعاً برام جذاب بود. یکی از بهترین ویژگیهای باشگاه محتوا، حضور کمکمربیها بود. کمکمربی من خانوم توفیقی قدمبهقدم کنارمون بودن، به سوالهامون جواب میدادن و با صمیمیت کامل راهنماییمون میکردن. یکی از موضوعاتی که حس رقابتم رو قلقلک میداد، وجود کارآموزی بود که باتوجهبه امتیازی که به دست میآوردیم، میتونستیم وارد مرحله کارآموزی بشیم و تجربه عملی کسب کنیم. این انگیزه خیلی خوبی بود تا بیشتر تلاش کنم و هر هفته با اشتیاق تکالیفم رو انجام بدم.
در نهایت، پایان دوره برای من مثل یه نقطه عطف بود. نه تنها با دنیای جدیدی از محتوا آشنا شدم، بلکه فهمیدم که با تلاش و تمرین میتونم مهارتهای جدید کسب کنم و به مسیر حرفهایتری در حوزه تولید محتوا وارد بشم. حالا که دوره تموم شده، احساس میکنم یه جورایی آمادهام برای چالشهای بزرگتر، پروژههای واقعیتر، همکاریهای حرفهایتر و حتی شاید یه مسیر مستقل فریلنسری که همیشه توی ذهنم بود.
بهقول همسرم:«تو استعدادش رو داری، فقط باید با پشتکار جلو بری.» و من حالا با این انرژی و انگیزه، مطمئنم که دارم روی مسیر درستی حرکت میکنم. باشگاه محتوا باعث میشه دستبهقلم بشی، بنویسی، نوشتههات رو چکشکاری کنی و کمکم خلاقیتت شکوفا کنی.